شهرستانی: دفاع از ایران دفاع از حقیقت است

کد مطلب: 5810  |  تاريخ: دوشنبه ۱۴ آیان ۱۳۹۷  |  ساعت: ۱۲:۵۹


شهرستانی: دفاع از ایران دفاع از حقیقت است

دکتر سیدحسین شهرستانی، جامعه‌شناس، تاکید کرد: ایران، مرزی در میان مرزها نیست. در تفکر فردوسی، ایران بی‌مرز است، دفاع از ایران دفاع از مرز جغرافیایی نیست بلکه دفاع از حقیقتی است که شرق و غرب را در بر می‌گیرد و تفکری جهانی دارد. ایران در شاهنامه نژاد، قوم و مرز جغرافیایی نیست؛ شکلی از فرهنگ است که نگاه جهانی دارد و شرق و غرب را هم در بر می‌گیرد.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، حوزه هنری خراسان رضوی به‌مناسبت نخستین جایزه داستان‌های حماسی، نشست مدرسان ادبیات داستانی کشور را برگزار کرد و دکتر سیدحسین شهرستانی در تبیین رویکردهای این رویداد ادبی به سخنرانی پرداخت. در این مراسم که به مناسبت نخستین جایزه داستان‌های حماسی تدارک دیده شده بود، دکتر سیدحسین شهرستانی، پژوهشگر فلسفه و جامعه‌شناسی درباره رزم‌نامه ایران و توران و شخصیت‌های داستانی آن سخنرانی کرد.

وی با بررسی وجوه مختلف شاهنامه و با تاکید بر رزم‌نامه ایران و توران، آن را جنگی مهم و دارای نقاط دراماتیک دانست و گفت: از این منظر شاهنامه می‌‌تواند دست‌مایه‌ای برای ذوق‌آزمایی نویسندگان باشد. 

شهرستانی به اهمیت این جنگ در شاهنامه اشاره و بیان کرد: فردوسی بزرگ، میراث و ودیعه‌هایی برای ما به‌جا گذاشته که زبان و زمان ما را پویا و بارور از اخلاق، دانش، بینش و امید می‌کند.

این پژوهشگر حوزه جامعه‌شناسی با اشاره به تقسیم‌بندی فردوسی در مرزبندی جهان به توران، ایران و روم گفت: در این تقسیم‌بندی، توران شرق جهان، روم غرب جهان و ایران مرکز جهان است. در نقشه‌های اسلامی که مکه در مرکز جهان بوده، صحرای عربستان نیز جزو قلمروی ایران بزرگ در نظر گرفته می‌شده است. 

به گفته شهرستانی، این یک جغرافیای زمین‌شناختی نیست، بلکه یک جغرافیای معرفتی است و معنای مرکز بودن در زمین، معنای سیاسی و جوهری دارد.

وی ادامه داد: شاهنامه جغرافیای خاص خودش را دارد، فهم این جغرافیا که فقط ژئوگرافیک نیست و یک جغرافیای معرفتی و فرهنگی است، بسیار اهمیت دارد. در این جغرافیا، شرق و غرب معنای تمدنی دارند که کلید فهم شاهنامه است و در این جغرافیای معرفتی است که جایگاه ایران مشخص می‌شود. 

اهمیت نقش «جهان پهلوان» در شاهنامه

شهرستانی با بررسی جنگ ایران و توران این پرسش را مطرح کرد: آیا این جنگِ بین دو ملت و دولت است یا جنگ بین دو نظام ارزشی و فکری مختلف؟

این پژوهشگر ضمن بازخوانی داستان فریدون در شاهنامه توضیح داد: فریدون، پادشاه بزرگ ایران بر ضحاک پیروز شد، تا آن زمان پادشاهان شاهنامه که پادشاه ایران هستند در واقع پادشاهان جهان هستند. در زمان فریدون به دلیل گسترش جهان و افزایش جمعیت، دیگر با یک پادشاه نمی‌شد جهان را اداره کرد. فریدون سه فرزند به نام‌های سلم، تور و ایرج داشت که مقرر شد زمین را بین سه فرزندش تقسیم کند. در این بین پادشاهی بر سرزمین مرکزی بسیار رشک‌برانگیزتر است. فریدون آزمونی برگزار کرد که فرزندانش را بسنجد. آزمونی که به صورت یک اژدهای درنده خویی بر این سه فرزند وارد می‌شد. تور از خودش دلیری نشان داد، سلم تدبیر کرد و ایرج در مقام جمع این دو ظاهر شد که در مواجهه با آن هیولا هم دلیری کرد و هم خردمندی. 

به گفته شهرستانی، سلم نماد خردمندی و سیاست‌ورزی، و کم‌بهره از دلاوری است؛  تور نماد دلاوری و جنگ‌آوری اما بی‌بهره از سیاست و خردمندی است و ایرج در مقام جمع خردمندی و جوانمردی است. فریدون بین فرزندانش ایران را به ایرج می‌دهد و توران را به تور می‌دهد که نماد شرق است و روم را به سلم که نماد غرب است، تقدیم می‌کند.

وی ادامه داد: در طول تاریخ، نژاد زرد نژاد جنگ‌آوری بوده، در حالی‌که در غرب، عقلانیت و سیاست حاکم بوده است. در این بین، ایران نقطه گفت‌وگوی شرق و غرب است که اساس شکل‌گیری پهلوانان شاهنامه در جمع خردمندی و دلاوری است. پهلوان در شاهنامه، فقط یک جنگ‌جوی تناور نیست که جنگ‌آوری و خشونت عریان داشته باشد یا گماشته پادشاه باشد، بلکه آزادمردی‌ است که تحلیل و حرف دارد، مستقل است و در برابر پادشاه نیز می‌ایستد. شخصیت «جهان پهلوان» در شاهنامه، شخصیت مهمی است که فهم دقیقی را می‌طلبد.

مفاهیمی ناب برای ایده‌پردازی

وی با بیان اینکه در این لحظه تاریخی، ایران و شرق و غرب در نسبت با دیگری معنا پیدا می‌کنند یادآور شد: در این ماجرا برادرکشی رخ می‌دهد. سلم و تور نقشه‌ای می‌کشند و ایرج را می‌کشند که شبیه داستان هابیل و قابیل در قرآن است. از این لحظه، پدرکشتگی بین ایران و توران آغاز می‌شود. به تعبیر فلاسفه بزرگ، حقیقت هر چیزی در آغاز آن، مشخص می‌شود. حقیقت جنگ ایران و توران هم مواجهه سنخی از فرهنگ ایرانی مبتنی بر جمع مقام دلاوری و خردمندی با فرهنگ شرق و غرب است.

این جامعه‌شناس معتقد است در این ماجرا سلم و تور در جایگاه خودشان نشسته‌اند یعنی سلم، نقشه می‌کشد و تور آن را عملی می‌کند، در واقع پهلوانی عاری از خردمندی باعث مرگ ایرج می‌شود. شخصیت مهم دیگر در شاهنامه، منوچهر از نوادگان ایرج است که به خون‌خواهی جدش قیام می‌کند. فرزند منوچهر، نوذر به پادشاهی می‌‌رسد و در این زمان افراسیاب که شخصیت مرکزی توران است، به ایران لشکرکشی می‌کند. در نهایت جنگ بین نوذر و افراسیاب درمی‌گیرد که جزو فرودهای ایران در شاهنامه است و ایران وارد دوره انحطاط می‌شود. ایران در این جنگ شکست می‌خورد، سرزمین اشغال می‌شود تا اینکه با قیام رستم، دوره فترتی آغاز می‌شود.

شهرستانی با بیان اینکه رویارویی ایران و توران، رویارویی رستم و افراسیاب است، بیان کرد: از جهات مختلف می‌توان با شاهنامه در داستان‌ نوشتن مواجه شد؛ مثلا صحنه‌هایی همچون صحنه مرگ رستم که میزانسن عجیب و غریبی دارد یا تک بیت‌ها که می‌تواند ظرفیت‌های دراماتیک بالایی داشته باشد و قدرت فضاسازی خوبی نیز دارد و می‌تواند الهام‌بخش داستان‌نویسان باشد. از سوی دیگر مفاهیم بنیادین شاهنامه همچون خرد، دانش، مرگ، زندگی، ایران، وطن، خاک، خانواده و مفاهیم دیگری می‌تواند دست‌مایه ایده‌پردازی‌های مختلفی شود که موقعیت‌های داستانی فراوانی دارد.

خیر و شر در رستم به صلح می‌رسند

شهرستانی شاهنامه را به سه دوره اساطیری، پهلوانی و تاریخی تقسیم کرد و گفت: ما باید شخصیت رستم را بشناسیم. رستم فرزند زال و رودابه است. قهرمان در شاهنامه دارای شخصیتی استثنایی است. زاده‌شدن رستم هم از دو نظر استثنایی است؛ اول اینکه با کمک سیمرغ زاده می‌شود، وضع حمل او عادی نبوده و به رستم‌زاد معروف می‌شود. دوم اینکه رستم از طرف پدر به جمشید و فریدون و از طرف جد مادر به ضحاک می‌‌رسد یعنی خیر و شر در رستم به صلح می‌رسند. قهرمان در این زمان ظاهر می‌شود یعنی زمانی که شر هم به صلح می‌رسد. این نشان می‌دهد که ایران بی‌مرز است، همان‌طور که عشق زال هم بی‌مرز بود و عاشق دختر شاه کابل شد.

این جامعه‌شناس تاکید کرد: ایران، مرزی در میان مرزها نیست. در تفکر فردوسی، ایران بی‌مرز است، دفاع از ایران دفاع از مرز جغرافیایی نیست بلکه دفاع از حقیقتی است که شرق و غرب را در بر می‌گیرد و تفکری جهانی دارد. در واقع ما از تفکری ملی دم نمی‌زنیم، ایران در شاهنامه نژاد، قوم و مرز جغرافیایی نیست، شکلی از فرهنگ است که نگاه جهانی دارد و شرق و غرب را هم در بر می‌گیرد.

به گفته این پژوهشگر در شاهنامه، صلح هم حماسی است. شاهنامه، روایت حماسی تاریخ ایران است که در این تاریخ، شکست و پیروزی و صلح و جنگ داشتیم و تمام این مقاطع حماسی روایت می‌شود؛ چون فردوسی حماسه‌سراست. آرش کمانگیر مرز بین ایران و توران را مشخص می‌کند و در آن زمان، صلح حماسی با تورانیان را شاهد هستیم.

پهلوانی، نهادی مردمی است

شهرستانی با اشاره به آغاز دوره کیانی و نجات ایران توسط رستم بیان کرد: کیکاووس یک پادشاه جنگ‌جو و جهان‌خواه است که شخصیت دراماتیکی دارد. در آغاز شاهنامه، شخصیت‌ها سیاه و سفید هستند و هرچه جلوتر می‌رویم، شخصیت‌ها خاکستری و پیچیده‌تر می‌شوند. اوج پیچیدگی‌های داستان‌نویسی در اواخر شاهنامه است. در این دوره که داستان مهم سیاووش به‌وجود می‌آید و از آن اقتباس‌های مختلف ادبی در شعر و داستان شده است، چون شخصیت مظلومی بود که خونش به ناحق ریخته شد.

این پژوهشگر با بیان اینکه برخی نقش‌های سیاسی و اجتماعی در شاهنامه داریم که برای فهم شخصیت‌ها مهم هستند گفت: این شخصیت‌ها شاه، وزیر، سپهبد و جهان پهلوان را شامل می‌شوند که هر کدام به‌صورت جداگانه قابلیت بررسی دارد، اما در این بین رستم که جهان پهلوان است نقش مهمی در شاهنامه دارد. 

به گفته او نهاد جهان پهلوانی، کاملا مردمی است. پهلوان، آزاده است که در پایتخت ساکن نبوده، اهل سیستان است و مستقل عمل می‌کند.

انتهای پیام/

 

 


http://www.ebarat.enews.ir/content/news/5810/ شهرستانی: دفاع از ایران دفاع از حقیقت است

چاپ خبر