شنبه 25 آیان 1398
در نشست «ریشه‌های نقاشی‌خط» مطرح شد؛

قادریان: خط نسبتی مقدس با هنرهای تزیینی داشته است

نشست نقاشی خط اصفهان
    -     کد خبر: 9740
    -     تاريخ انتشار : 1398/8/14|16:28
سرویس : استانها
محمد قادریان معتقد است: در دوره معاصر آوانگارد بودن معنای خودش را از دست داده و اکنون بیش از آنچه که نیاز به هنر معاصر داشته باشیم، باید به سبک‌ها و مکتب‌های جدید دوباره فکر کنیم و نگاه خوشنویسانه باید در پرتو پژوهش هنر و فلسفه و ملاک‌هایی برای تشخیص و دسته‌بندی باشد.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، اولین نشست‌ گپ و گفت با محوریت نگاهی دیگر به نقاشی‌خط امروز «ریشه‌های نقاشی‌خط» در حوزه هنری اصفهان برگزار شد.

محمد قادریان سخنران نشست در ابتدا با نمایش خط‌نقاشی‌ها بر روی پرده از نقاشی به عنوان هنری بین رشته ای نام برد، هنری که توانسته شکل زیبایی به خط بدهد، مانند نماد «بسم الله الرحمن الرحیم» از ملک‌محمد قزوینی و یا بسیار کسان دیگر که قدمت بسیار داشته و توانسته اند با خط خود به جرگه نقاشی آثاری شگرف را بیافرینند.

به گفته این استاد با سابقه در عرصه خط و نقاشی این تکنیک رنگ‌برداری و نحوه اغتشاش در تصویر از منحصر به‌فردترین نقوشی است که از سالیان دور مانده، با این تفاوت که گذر زمان تشابه را در آن ایجاد کرده است.

وی با اشاره به اینکه گویی در این تصاویر اِلمان‌های تصویری طناب انداخته اند که از حروف بالا بروند گفت: تصویرسازی با خط یا خط نقاشی و مکتب سقاخانه با یکدیگر تفاوت دارند و باید تفاوت‌ها را در پیشینه آنها جست‌وجو کرد.

قادریان ادامه داد: به این خاطر بر هنر صفویه متمرکز می‌شویم که این هنر جنبه تزیینی داشته و کسانی که سقاخانه را راه انداختند روند تزیینی را در نظر گرفته بودند، به این خاطر که قبل از صفویه دید افقی داشته اند و مشخصه‌های فردی نبوده و جنبه‌های دینی پررنگ بوده است، سایه روشنی وجود نداشته و بیشتر از عنصر خیال بهره گرفته می‌شده است.

این استاد خط و نقاشی با اعلام اینکه در دوران صفویه رنگ و روغن به نقاشی‌ها وارد می‌شود و حامیان هنر به این سمت متمایل می‌شوند بیان کرد: در این زمان تک پیکره‌ها و مضامین تغزلی افزایش می‌یابد و جنبه‌های تکنیکال ایجاد می‌شود.

وی با اشاره به اینکه در صفویه بیشتر هنر جنبه تزیینی به خود می‌گیرد افزود: این روند تا اواخر صفویه و افشاریه هم به طول می انجامد تا نهایتا رفت و آمد بین نقاشی اروپایی و نگارگری اتفاق می افتد و آرام آرام نقش تزیینی بازتعریف می‌شود تا اینکه بعد دوباره با یک اوج در نقاشی صنیع الملک روبرو هستیم، حالتی که فضا شکسته می‌شود و معنای جدیدی به آن می‌دهد و بیخود نیست که لقب رافائل ایران را به خود می‌گیرد.

وی افزود: این موضوع البته در دوران کمال الملک با نگاه تازه ای روبه‌رو می‌شود و او همراه با دوران عکاسی آن را نادیده می‌گیرد و کمال الملک به جای بازنمایی از رامبراند گرته‌برداری می‌کند.

قادریان همچنین در تعریف خط گفت: اگر بخواهیم این تعریف‌ها را در خط بیاوریم، میرزا غلامرضا را باید همسنگ صنیع الملک بدانیم، آنجا که جنبه تزیینی و مضامین عاشقانه در خط هم دیده می‌شود.

وی ادامه داد: البته این موضوع در خط میرعماد که از نهایت سر قلم استفاده می‌کرده است به اوج می‌رسد و او رقص در خطوط را ایجاد می‌کند.

این استاد خط و نقاشی با اشاره به اینکه در این دوران حرکت طبیعی دست را نمی‌بینیم و تضادها و قوت‌ها و ضعف‌ها به خوبی دیده می‌شود بیان کرد: اینجا به رخ کشیدن قدرت دست را داریم، خطی که تماما کانالیزه شده و تزیینی شده و فاقد ارزش‌های هنری است.

قادریان افزود: بعد از میرعماد با ملک محمد قزوینی روبه‌رو هستیم که خط و اتصالات آن را در لایه معنایی دیگری تعریف می‌کند.

وی با بیان اینکه او اتصالات جدیدی پدید می آورد گفت: این بار ما خط را به شکل نمایشی و گرافیکال می‌بینیم، آنجا که خط و تذهیب را به هم گره می‌زند، آنرا به بازی می‌گیرد و جنبه‌های طنز به آن می‌دهد.

این استاد نقاشی ادامه داد: در دوران میرزا غلامرضا البته دوره ای است که اولین تاثیرات چاپ را در خط می‌بینیم، آنجا که فردیت پررنگ می‌شود و به شکل مدرن رخ می‌نماید؛ جنبه معنایی وارد می‌شود و خطوط دفرمه می‌شود. میرزا غلامرضا در این زمینه تماما کلی‌گویی کرده و گشتالتی فکر می‌کند؛ البته در عین حال جنبه‌های عجیب معنایی در خط شکل می‌گیرد. بنابراین می‌توانیم میرزا را با سبک‌های امپرسیونیستی مقایسه کنیم.

قادریان با اشاره به اینکه در زمان کلهر، قلم خطاطی اش گوشتی می‌شود و این بار چاپ را هضم کرده و آنرا در خوشنویسی می آورد گفت: در هنر سنتی آنچه پررنگ بوده مضامین مذهبی و مقدس بوده است. خط در آن زمان مقدس بوده و نسبت عجیبی بین وضو گرفتن و دست گذاشتن بر خطوط بوده است، در عین حال نسبتی که خط با هنرهای تزیینی داشته نسبتی مقدس بوده است.

وی ادامه داد: نمونه این موضوع را در قرآن بایسنقر می‌بینیم، قرآن منحصر به فردی که شکوه در کنار ظرافت را نشان می‌دهد، آنچه که در دوران صفویه کمتر دیده می‌شود. بماند که وقتی مسئله چاپ  پیش می آید تاکید بر دست خط و سواد فردی هم می‌شود.

این استاد خط و نقاشی ادامه داد: آنچه در دوران معاصر می‌بینیم این است که آوانگارد بودن معنای خودش را از دست داده و اکنون بیش از آنچه که نیاز به هنر معاصر داشته باشیم، باید به سبک‌ها و مکتب‌های جدید دوباره فکر کنیم و نگاه خوشنویسانه باید در پرتو پژوهش هنر و فلسفه و ملاک‌هایی برای تشخیص و دسته‌بندی باشد.

انتهای پیام/     

 

سایر تصاویر

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال