سه شنبه 30 مهر 1398
معرفی کتاب؛

در غبار خويش؛ گزیده‌ای از اشعار صالحی سمنانی

در غبار خویش
    -     کد خبر: 9507
    -     تاريخ انتشار : 1398/7/17|12:10
سرویس : استانها
كتاب «در غبار خويش» شامل گزيده اشعار عبدالله صالحي سمناني با مقدمه مهرداد اوستا است كه به اهتمام حسن يعقوبي گردآوری و از سوي دفتر آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري استان سمنان، توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، اين كتاب گزیده‌ای است از اشعار استاد صالحی از دفتر سرود ناتمام و اشعار ‌منتشر شده او در مجلات و مطبوعات آن روزگار که در دو قسمت تدوین‌ شده است؛ بخش نخست، ‌شامل ‌غزل‌های صالحی است و بخش دوم، ديگر سروده‌ها از جمله قصيده‌ها و مثنوی‌های وی را در برمی‌گيرد.

عبدالله صالحی سمنانی در سال ۱۲۸۵ شمسی در سمنان به دنيا آمد و تحصيلات مقدماتی خود را در همين شهر به پايان رساند. پس از شهريور ۱۳۲۰ اشعار صالحی سمنانی مطرح شد و اهل ادب او را شناختند و نخستين مجموعه وی با نام سرود ناتمام با مقدمه استاد مهرداد اوستا در سال ۱۳۵۳ منتشر شد.

بیت مشهور «عهد کردم که دگر مِی نخورم در همه عمر/ به‌‏جز از امشب و فردا شب و شب‏‌های دگر» که گاه به اشتباه به شاعرانی دیگر نسبت داده می‌‏شود، از سروده‏‌های صالحی سمنانی است. این موضوع را استاد صالحی طی نامه‏‌ای، که در مجله ارمغان در سال ۱۳۴۴ به چاپ رسیده، ‏شرح داده است.

صالحی از اعضای انجمن ادبی حکیم نظامی بود و آثار خود را در مطبوعات آن روزگار از جمله مجله «ارمغان» و «باغ صائب» منتشر می‏‌کرد. مثنوی زیبا، روان، و اجتماعی او به نام «کاوه آهنگر» در ۴۸ صفحه در سال ۱۳۳۰ انتشار یافت که بیانگر مسائل و نیازهای روز بود و با استقبال اهل ادب روبه‏‌رو و پس از چندی نایاب شد. همچنین، وی دو دفتر از اشعارش را گردآوری کرد؛ نخستین مجموعه با نام «سرود ناتمام» شامل غزل‏‌ها، ‏قصیده‏‌ها، و مثنوی‏‌های او، با مقدمه‏ ۴۸ صفحه‌‏ای استاد مهرداد اوستا، به کوشش یوسف بابک، در سال ۱۳۵۳ منتشر شد. اما مرگ، فرصت چاپ دفتر دوم آثارش را به او نداد. صالحی خردادماه ۱۳۶۲ شمسی در تهران درگذشت و در آرامگاه ابن بابویه به خاک سپرده شد. منزل صالحی در تهران، محل گرد آمدن شاعران و استادان خوب آن روزگار بود. به گفته استاد مهرداد اوستا، «خانه استاد را روزی نیست که گروهی از مردم دانشور و شریف جمع نیامده باشد و استاد با تن خویش از هر یکی پذیرایی ننماید.»

صالحی با شاعران و اندیشمندانی چون مشفق کاشانی، محمدجواد تربتی، ‏فردوس فراهانی، ادیب طوسی، ابوتراب جلی، شمس آل‏‌احمد، اسلام کاظمیه، مهرداد اوستا،‏ شاهپور خلیلی، ‏نصرت‏‌الله نوح و محمد تاج‏بخش سمنانی دوستی و مصاحبت داشت.

مهرداد اوستا، با تأکید بر طبع والا و تسلط شگفت صالحی بر ادب پارسی، او را یکی از ده شاعر بزرگ دو قرن اخیر معرفی کرده است: «استیلای شاعر بر همه رموز و دقایق سخن پارسی به اندازه‏‌ای است که باید گفت این شاعر نیست که اسیر و زبون سخن است، بل این سخن است که در پنجه او چون موم نرم شده است و از این روی با کلیت و جامعیتی که در طبع صالحی است، می‏‌توان گفت که هر‏گاه دست‏‌کم در دو قرن اخیر،  ده شاعر بزرگ از نظر تلون فکری و ابداع معانی داشته باشیم، یکی از این ده شاعر بی‏‌تردید استاد ما، صالحی سمنانی است.»

در فرازی از مقدمه استاد مهرداد اوستا بر مجموعه سرود ناتمام می‌خوانیم: «همه‌ کس می‌داند که استاد صالحی ‌را چه مشربی است، مشربی وسیع‌تر از ملک سلیمان، که خانه‌اش خانقاه اهل‌ دل است و مریدان ارادتمند. و از ‌دیرباز، مجلس انس استاد، محل برخاست و نشست استادان بزرگ دانش بوده و ادب. استاد صالحی، خلاف بسیاری از شاعران زمانه که از بس ناچیزی کس را به کس نمی‌شمارند، پیوسته نخستین ‌منتقد سخن خویش بوده است. بارها از او خواسته‌ایم که شعری بخوانند و پس از التماس بسیار، چون شعر ‌خوانده می‌آمد و مجلسیان سرمست کلام استاد می‌آمدند، خود به عیب‌گیری از سخن خویش برآمده است. ‌تواضع او نه از آن‌گونه تواضع‌هاست که در پشت آن تکبری خوفناک پنهان باشد یا شیوه شاعرانی که ‌می‌خواهند شعری را که ساخته‌اند با آفرین و تحسین همگان روی درروی افتد و یا شنوندگان خویش را چندان ‌از بینش سخن‌دانی به دور می‌بینند که شعر خود را نمی‌خواهند که بر سرجمع بخوانند، بل آن تواضع است که ‌صرفا از مشرب نامحدود استاد سرچشمه می‌گیرد.»‌

مرحوم مشفق کاشانی نیز درباره زبان اشعار صالحی گفته است: «زبان صالحی زبان مردمی است که از میان آن‏‌ها برخاسته و زبان گویای دردهای زندگی گروهی است که در محرومیت و نابرابری رنج می‏برند. اشعار صالحی فریاد در گلو شکسته بیداد‌دیدگان اجتماع است. آثار او با اینکه بیشتر در قالب غزل‏‌های بی‏‌پیرایه و روان عرضه شده است، شعله‏‌ای از آتشفشان درون اوست.»

كتاب «در غبار خويش» گزيده اشعار عبدالله صالحی سمنانی با مقدمه مهرداد اوستا به اهتمام حسن يعقوبی در ۲۱۲ صفحه در قطع رقعی با شمارگان هزار و ۲۵۰ نسخه و با قيمت ۱۷ هزار تومان در تیر ماه سال ۱۳۹۷ از سوی دفتر آفرينش‌های ادبی حوزه هنری استان سمنان توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

دو غزل از این دفتر:

آرزوهای گم شده

چه حاصل دیگر از این جان که آن آرامِ جان گم شد/ مپرس از حال زار دل که دل با دل‏ستان گم شد

من و در انتظارِ مردن و از مردمان دوری/ که راه زندگانی از گزند زندگان گم شد

بگو صیاد را زحمت مبر از بهر صید ما/ که از پرواز واماندیم و راه آشیان گم شد

شده گم شور مستی و نشاط و آرزوهایم/ چو گل‏‌های گلستانی که در فصل خزان گم شد

به امید وفایش رنج‏‌ها بردیم،‏ در آخر/ اثرها از جفایش مانده و خود از میان گم شد

سیه شد روزگار من ز بی‏‌مهری [و] قهر او/ سیه گردد جهان آری چو مهر از آسمان گم شد

چه می‏‌گویم، چه می‌‏پویم، کجا یابم نشان از او؟/ در این وادی که صدها ساربان با کاروان گم شد

ز اشکم خاک تن گِل شد،‏ خراب از سیل غم دل شد/ فغان از سین‌ه‏ام برخاست اما راه آن گم شد

پیِ آزردنم بود، ار نشانی جست کس از من/ چه بهتر شد که ما را «صالحی» نام و نشان گم شد

مرغ آزاده

یکی مرغ خوش خوان آزاده ای/ ز آزادگی دل ز کف داده ای

به دامی در افتاد و انجام کار/ کشاندش به کنج قفس روزگار

چو خود دید در دام آن بندگی/ به تنگ آمد از رنج این زندگی

دلش خون از این غم که بر طرف باغ/ به گردش همی دید زاغ و کلاغ

بر آن شد که تا آن قفس بشکند/ در و پیکرش را ز بن بر کند

رهاند مگر خویشتن از بلای/ به کوشش در آمد در آن تنگنای

درون قفس هر طرف پر زدی/ سر خود به دیوار و بر در زدی

فزودی دمادم به پیکار خویش/ قفس را گرفتی به منقار خویش

تلاش آنچه از بخت بد می‌نمود/ ندانسته بر رنج خود می‌فزود

در آخر چو راه نجات و امید/ به روی خود از هر طرف بسته دید

ز بیداد صیاد و رنج فزون/ بیفتاد بیچاره زار و زبون

دل از این جهان و در او هرچه بود/ فروشست دست و به کنجی غنود

من آن مرغم و این جهان چون قفس/ فتادم ز فرط تلاش از نفس

انتهای پیام/

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال