شنبه 17 خرداد 1399

شب شعر عاشورایی «خط خون» برگزار شد

شب شعر عاشورایی «خط خون»
    -     کد خبر: 9468
    -     تاريخ انتشار : 1398/7/15|10:21
شب شعر عاشورایی «خط خون» با حضور جمعی از شاعران مطرح کشور و علاقه‌مندان به شعر آیینی در تماشاخانه مهر حوزه هنری برگزار شد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری، شب شعر عاشورایی «خط خون» به مناسبت ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) با حضور جمعی از شاعران مطرح کشور و با اجرای محمود حبیبی کسبی در حوزه هنری برگزار شد.

شاعران آیینی برجسته کشور برای عرض ارادت به ساحت مقدس ابا عبدالله الحسین(ع) شنبه سیزدهم مهرماه در تماشاخانه مهر حوزه هنری گرد هم جمع شدند و به شعر خوانی پرداختند.

عنوان شب شعر عاشورایی «خط خون» برگرفته از شعری سروده سید علی موسوی گرمارودی است. «خط خون»، عنوان شعر سپیدی است از استاد سید علی موسوی گرمارودی، که نقطه عطفی در سرودن شعر نو بود و توانست پای مضامین مذهبی و  آیینی را به این قالب باز کند.

در این برنامه شاعران بسیاری به شعرخوانی با موضوع اهل بیت(ع) و واقعه عاشورا پرداختند. از جمله این شاعران می‌توان به علی‌محمد مودب اشاره کرد. وی در این نشست شعری با این ابیات خواند:

چو شب زد خیمه بر اردوی شن ها 

جهان نیزار خاموشی شد و خفت

به هر سو چلچراغی سبز پژمرد
ز «الا» در بیابان نیزه بشکفت

زمین شد صفحه تفسیر قرآن
به خط سرخ مصباح الهدی ها

نمی خواند کسی خط خدا را
به قرآن مبین کربلاها

به جا ماند از تمام باغها داغ
درختان تشنه از جو بازگشتند

به شوق گندم ری، اهل بابل
کدو رفتند و کندو بازگشتند

به طراری غروب از راه آمد
ز خون خوب رویان چهره رنگین

زمان چون خنگ کوری لنگ می زد
به زیر بار آن نی های سنگین

غریبانیم در بازار شامی
که زنگی، روی رومی خوش ندارد

عجب مصری که یوسف را بها نیست
که زالی نیست تا دوکی بیارد

ز یوسف، پیرهن دزدند مردم
که چشمانی زلیخایی ندارند

گهر ریز است خاک کوی دلدار
گدایان میل بینایی ندارند

گدایان پاره نان دوست دارند
نمی بینند آن سر در تنور است

سبو بر سنگ ساحل می زند مست
نمی داند که دریا آب شور است

جهان مست است از خوابی گران سنگ
نمی داند که خواب ارزان فروشی است

در انبارند خیل مرده جانان
جهان بازار گرم جان فروشی است

بکوش ای جان و جانی دست و پا کن
که جانان مشتری را دوست دارد

هر آن کاو نیم جانی دارد ای دوست
چنین سوداگری را دوست دارد

مبادا در قمار جان ببازی
مبادا جان که دادی، تن بمانی

عزیز است این دو روز غم، مبادا

ز یوسف، بند پیراهن بمانی

سعید بیابانکی نیز یکی دیگر از شاعران حاضر در شب شعر عاشورایی «خط خون» بود که با عرض تسلیت ایام عزاداری سرور و سالار شهیدان دو شعر کلاسیک خواند که  غزلی از او را در ادامه می‌خوانیم:
 
برپا شده است در دل من خیمه غمی
جانم چه نوحه و چه عزا و چه ماتمی

عمری است دلخوشم به همین غم که در جهان
غیر از غمت نداشته‌ام یار و همدمی

بر سیل اشک خانه بناکرده‌ام ولی
این بیت سُست را نفروشم به عالمی

گفتی شکار آتش دوزخ نمی‌شود
چشمی که در عزای تو لب تر کند نمی

دستی به زلف دسته زنجیرزن بکش
آشفته‌ام میان صفوف منظّمی

می‌خوانی‌ام به حُکم روایات روشنی
می‌خواهمت مطابق آیات محکمی

ذی الحجّه‌اش درست به پایان نمی‌رسد
تقویم اگر نداشته باشد مُحرّمی...

از دیگر اساتید شاعر در این برنامه که به شعر خوانی پرداختند می‌توان به سید علی موسوی گرمارودی اشاره کرد. وی مهمانان برنامه را به شنیدن ترکیب‌بندی از خود که در کتاب «محتشم نامه» حاصل تحقیق و تالیف مهدی امین فروغی نیز آمده است دعوت کرد. ابیات این شعر چنین است:

انگار کربلا رقم خانه خداست

یا پرده نگاشته از نقش کبریاست

یک سوی، نقش روشن سبز و سپید را

بر آن نگاره برد که پیدا و روشناست

یعنی به رنگ سبز، صف اولیا کشید

سوی دگر سیاهه مشؤوم اشتیاقست

اما چرا فرات، میان دو سوی نقش

آن گونه می رود که ز لب تشنگان جداست

خورشید را سپید و درخشان کشیده است

انگار چهره قدس سالار کربلاست

خورشید در میانه درخشان و گرد او

هفتاد و یک سپیده تابان و آشناست

چون شیشه چراغ بود چهره پیشوا

با شب چراغ محفل صبر جمیل ماست

آن شیشه بر شکسته ز سنگ جفا چرا؟

وان شب چراغ در کف دیوان رها چرا؟

همچنین، در این مراسم مهدی مظفری ساوجی قصیده‌ای در وصف واقعه کربلا خواند و در ادامه همچنین غزلی از یک شاعر اُمی به نام محمد خراطی ساوجی خواند که در ادامه آورده شده است:  
 
آیا کجا روی تو چنین با شتاب آب
خود را زنی به سخره و در پیچ و تاب آب
 
سرگشته می‌روی و ندانی کجا روی
راهی که می‌روی نبود جز سراب آب
 
کردی چرا سکوت و سر افکنده‌ای به زیر
مگذار دخت فاطمه را بی‌جواب آب
 
شرمنده‌ای ز بس که تو از تشنگان عشق
خواهی شوی به قعر زمین در حجاب آب

دادی تو کام دشمن و باشی خجل از آن
در پیشگاه حضرت ختمی ماب آب

می‌سوخت از عطش جگر سبط مصطفی
گشتی به کربلا ز خجالت تو آب آب

فریاد العطش تو شنیدی زخیمه ها
کردی چرا مضایقه خانه خراب آب

ای کاش می‌شدی به سوی خیمه گاه شاه
کردی چرا تو راه دگر انتخاب آب

شش ماهه بال و چر زند از سوز تشنگی
بر روی دست نور دل بوتراب آب

سقا شد از شریعه برون با لبان خشک
تا دید عکس زاده زهرا در آب آب

بودی روان و موج زنان، تشنه لب حسین
ای کاش می‌شدی ز خجالت مذاب آب

آتش زد آن زمان به جهان تا رقیه گفت
از تشنگی عمو جگرم شد کباب آب

با این همه جفا که نمودی چه می‌کنی
روز جزا به پای حساب و کتاب آب

خراطیا بس است مکن بیش از این سوال
محکوم کیفر است و ندارد جواب آب

در این جلسه شاعرانی دیگر همچون فریبا یوسفی، یوسفعلی میرشکاک، محمد مهدی سیار، علی داودی ، قادر طراوت پور، کمال شفیعی، محمدحسن جمشیدی، علی مقیمی، سجاد سامانی ، نغمه مستشار نظامی، لیلا کرد بچه، عطیه سادات حجتی و فاطمه افشاریان به شعر خوانی پرداختند. همچنین چهره‌هایی همچون محسن مومنی شریف رییس حوزه هنری انقلاب اسلامی، و ناصر فیض مدیر دفتر طنز حوزه هنری نیز در این نشست حضور داشتند.

انتهای پیام/

سایر تصاویر

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال