شنبه 29 تیر 1398

ریشه‌های هنر متعهد در اندیشه و دیدگاه بنیان‌گذار انقلاب اسلامی

دلشادی
    -     کد خبر: 8186
    -     تاريخ انتشار : 1398/4/1|16:17
سرویس : استانها
رئیس حوزه هنری مازندران طی یادداشتی به مفهوم گسترده و فراگیر هنر انقلاب اسلامی و ریشه‌یابی آن در گفتمان امام خمینی (ره) پرداخت.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، سینا دلشادی رئیس این نهاد در یادداشتی درباره هنر متعهد در گفتمان امام خمینی (ره) چنین نوشت: امام خمینی (ره) علاوه بر اینکه چهره برجسته و اثرگذار سیاسی و رهبری ایدئولوژیک برای جامعه انقلابی ایران و حتی بسیاری از جوامع آزادی‌خواه دنیا بود، به عنوان هنرمندی فرزانه و عارفی اهل هنر هم شناخته می‌شود. رهبری که در کنار همه معادلات سیاسی و اجتماعی، هرگز دست از هنر نکشید و دنیایی متفاوت از هنر را به جامعه تازه انقلاب کرده ایرانی نشان داد. دنیایی که از دل آن آثاری ارزشمند و هنرمندانی صاحب سبک بیرون آمدند و همچنان نیز بر گستره این جهان بی انتهای هنر افزوده می‌شود.

هنر از دیدگاه امام خمینی (ره) تعریفی گسترده با گستره‌ای کاملا اجتماعی و نگاه به تمام ابعاد زندگی بشر دارد. «هنر دمیدن روح تعهد در کالبد انسان هاست». این جمله یکی از معروف ترین جملات ایشان درباره هنر است. تعریفی عمیق از هنر که بسیاری از تعاریف موجود از هنر را در خود قرار می‌دهد. نگاه همیشگی امام (ره) به هنر سبب شده که در بسیاری از فرمایشات ایشان واژه «هنر» کلیدی برای ارتباط مبحثی ارزشمند به جهانی فراتر از آنچه که می‌بینیم باشد.

در جلد ۱۴ صحیفه امام آمده است: ‎‏«هنر آن است که بی هیاهوهای سیاسی و خودنمایی‌های شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوای نفس، و این هنر مردان خداست…» ‏‏ با این تعریف نیز می‌توان دریافت که در دیدگاه بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی ایران، هنر و عرفان به موازات یکدیگر و با اهدافی یکسان در مسیر خدمت به جامعه قرار دارند.

حضرت امام (ره)  معتقدند «هنر دمیدن روح تعهد در کالبد انسان هاست» پس هنر در گفتمان بنیان‌گذار انقلاب اسلامی عاملی برای تعالی جامعه است؛ نه سرگرمی و تفریح.

از این جمله معروف حضرت امام (ره) می‌شود دریافت که در نگاه ایشان هنر، یعنی هنری مسئول و دغدغه‌مند در قبال جامعه و عاملی که در اختیار صلاح و فلاح افراد و انسان‌هاست. امام خودشان شاعری توانمند بودند و دیدگاه‌هایی که درباره هنر دارند متکی به عرفان و اندیشه‌های عمیق فلسفی است که از ستون‌های اصلی بنای هنر در ایران به شمار می‌رود.

ایشان البته از یک سو فقیهی انقلابی و از سویی دیگر بنیان‌گذار نظام اجتماعی نو در ایران هستند. اما از طرفی هم نگاهی لطیف و زیبایی‌شناسانه در وجود ایشان قرار دارد که بعد هنری ایشان را متجلی می‌کند. همواره در دیداری که با هنرمندان داشتند و پیام‌هایی به محافل هنری دادند نگاه ایشان به مقوله هنر کاملا مشخص است. ایشان هنر را برای تعالی ارزش‌های الهی و انسانی می‌شناسند. نه اینکه هنر را برای هنر بخواهد و ببیند.

نجاتِ هنر

درباره دیدگاه امام (ره) به هنر در جامعه ۴۰ سال پیش ایران باید گفت: حضرت امام (ره) زمانی سکان رهبری این کشور را به دست گرفتند که تلقی مردم ما از هنر، یک هنر ناپاک بود. در واقع عمده جامعه و بسیاری از هنرمندان آن زمان کارکردهای آن روزگار هنر را به حساب هنر می‌گذاشتند و با ریشه هنر یکی می‌دانستند. وقتی اسم هنر می‌آمد معمولا چیزی که در ذهن متبادر می‌شد کارکردهایی بود که هنر در نظام منحط پهلوی داشت. اما نگرش امام (ره) متفاوت بود. در هر جایی که امام (ره) موضع‌گیری کردند، به دنبال تطهیر مقام معنوی هنر بودند. حتی در سخنرانی تاریخی ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ صراحتا به همین موضوع اشاره داشتند و اعلام کردند که «سینمای ما مرکز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم، ما با مرکز فحشا مخالفیم.»

در واقع حضرت امام (ره) هنر پاک را از هنر ناپاک تفکیک می‌کنند و به جامعه می‌فرمایند کارکردهایی که یک نظام منحط از هنر طلب کرده و هنر را به دامان ناپاکی کشانده را به حساب هنر نگذارید. یعنی ما با هنری که در مسیر غیرارزشی و ضد معارف الهی قرار بگیرد مشکل داریم. اینکه «هنر پرستش عاشقانه الله است» یعنی امام (ره) قصد داشتند با بیاناتشان هنر را به دامان دین و جامعه برگردانند. دینی، الهی و مردمی شدن هنر در ایران در واقع به برکت حضور و نگاه امام (ره) بود و این سوغات پیر فرزانه انقلاب اسلامی برای هنر و هنرمندان است.

در گفتمان ایشان هنر ذیل همان هنر انقلابی می‌تواند تعریف شود و هنر انقلابی جز این نیست که در قبال جامعه دردمند و دغدغه‌مند و مسئول باشد، هنری که در خدمت جامعه قرار گرفته است. همین مسیر را در دفاع مقدس هم می‌توانیم دنبال کنیم. با همین نگاه است که امام (ره) می‌فرمایند «شهادت هنر مردان خداست.» یعنی هنر را آن قدر مترقی و پاک و حتی فراتر از اعمال روزمره انسانی می‌بینند که آن را به عنوان یک مقوله معرفتی با جایگاه عظیم و برتر شهادت که از نگاه پیامبر اکرم (ص) هیچ کار نیکی بالاتر از آن وجود ندارد، پیوند می‌زند.

تکیه‌گاهِ هنر امروز

درباره راهکارهای دور کردن تعاریف و باورها و برداشت‌های نادرست هنر از جامعه امروز ایران می‌توان گفت: امروز به پشتوانه تعریف هنر در گفتمان امام خمینی (ره) باید به تعریف اصیلی که در جامعه ایرانی از هنر نهادینه شده بود رجوع کنیم و دریابیم که از هنر چه تعبیر و تفسیر و تعریفی داریم، ما هنر را به معنای نیکی و خوبی می‌بینیم.

هنر طبق ریشه‌های تاریخی و فرهنگی ما آمیخته با نیک‌مردی و جوانمردی و به معنای فضیلت و معرفت است. بر همین اساس است که حافظ می‌فرماید: «قلندران طریقت به نیم جو نخرند / قبای اطلس آن کس که از هنر عاری است». حافظ اینجا از کدام هنر حرف می‌زند؟ هنر مبتذلی که در خدمت بیدار کردن غرایز جنسی انسان است یا هنری که در خدمت فضیلت‌ها و جوانمردی است؟ جامعه امروز باید به این اصل و ریشه برگردد تا توقعمان از هنر روشن شود و بین هنرمند واقعی و کسی که اسمش را هنرمند می‌گذارد تفکیک قائل شویم.

همچنین برای رسیدن به این هدف همه ما مسئول هستیم. معرفی هنر واقعی و نهادینه کردن آن، وظیفه همه کسانی است که در این عرصه می‌توانند نقشی ایفا کنند و سهمی دارند. از خانواده تا نظام آموزشی، دستگاه‌های فرهنگی و حتی غیرفرهنگی که تأثیر در حوزه فرهنگ و جامعه دارند. گاهی ما آسیب‌ها را از دستگاه‌های فرهنگی نمی‌خوریم، بلکه آسیبی ممکن است نشأت گرفته از دستگاه‌هایی باشد که اتفاقا متولی حوزه فرهنگ نیستند، اما اثرشان در حوزه فرهنگ دیده می‌شود، چه بسا یک تصمیم اقتصادی بر حوزه فرهنگ اثر بگذارد. اینها قابل کنترل است.

مبادی آموزشی ما باید کنترل شود که چه مبانی فرهنگی و تربیتی آموزش داده می‌شود. اگر فتوت و فضیلت مبنای آموزش ما قرار بگیرد قطعا به تعریف درستی از هنر در جامعه می‌رسیم که در گفتمان امام (ره) به شکل برجسته و پررنگی دیده می‌شود. ریشه هنر ما اسلامی و دینی است و هر چقدر از این موارد معرفتی فاصله بگیریم، هنر ما هم دچار انحراف می‌شود. اگر تعریفمان از هنر منطبق با تعریفی باشد که غرب از هنر دارد به انحطاط می‌رویم. ما باید به اصل هنر اسلامی برگردیم. همان هنری که در تاریخ و نزد پیشینیان ما به تعالی رسیده بود و پیشینه پربار هنری امروز ما را رقم زده است.
در نگاه امام (ره) به هنر، مانند دیدگاه عرفان به هنر، همه هنرها منشأ آسمانی دارند. پیشینه ما در عرفان و هنر به شکل عمیقی پیوند خورده است. تا جایی که می‌گویند در دوره‌ای شدت ظهور و بروز عرفان در شعر فارسی به حدی زیاد شده بود که که برخی از ادبا تصور می‌کردند عرفان و تصوف عین شعر است. این ارتباط ذاتی شعر فارسی با عرفان است و وقتی شعر ما از عرفان گسسته می‌شود بی‌روح خواهد شد. هنر ما با عرفان ما ارتباط عمیقی برقرار می‌کند، به همین دلیل است که عطار گفته است «شعر و عرش و شرع از هم خاستند / تا دو عالم زین سه حرف آراستند». این مبانی معرفتی را باید در جامعه ترویج و تبیین کنیم تا هنر در جامعه طبق همان تعریف و نگاهی که حضرت امام خمینی (ره) به هنر داشتند، به تعالی برسد و سبب تعالی جامعه شود.

هنرِ جاریِ امام (ره)

در عین حال که هنر از نگاه امام خمینی (ره) با عرفان پیوند خورده و ممکن است در نگاه جامعه نگرشی دشوار و سنگین به هنر به نظر برسد، نزدیکی و جاری بودن هنر در نگاه و آثار بنیان‌گذار انقلاب کاملا مشهود است و این موضوع را بیان می‌کند که هنر در گفتمان ایشان با تمام جزئیاتش پیوندی نزدیک با جامعه برقرار می‌کند.

انتهای پیام/

 

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال