سه شنبه 3 اردیبهشت 1398

«دیدن این فیلم جرم است» یک تریلر سیاسیِ واقعی است

دیدن این فیلم جرم است
    -     کد خبر: 6922
    -     تاريخ انتشار : 1397/11/23|14:53
حوزه هنری محصول تازه خود را با عنوان «دیدن این فیلم جرم است» به کارگردانی رضا زهتابچیان که اولین تجربه کارگردانی فیلم بلند سینمایی خود را پشت سر گذاشته در جشنواره سی و هفتم فیلم فجر به نمایش گذاشت.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، اشکان قاسمی‌نژاد؛

شاید حرفی به گزاف نزده باشیم اگر ادعا کنیم فیلم سیاسی ساختن در سینمای امروز ایران یکی از سخت‌ترین کارهاست. ساخت یک تریلر سیاسی و بیان حرف‌هایی در آن که بوی انتقاد از نهادهای مختلف را بدهد، یکی از آن رویدادهایی است که باعث شده در طول سال‌های اخیر سینمای ایران کمتر تریلر سیاسی به خود ببیند. این مشکل تا بزرگ شده که بیشتر ترجیح داده می‌شود فیلم‌هایی در این فضا اگر قرار بر ساخته شدن آن‌ها هم باشد در قالب سریال‌های تلویزیونی ساخته شوند. سریال‌هایی که معمولا مولفه‌های یک تریلر تمام‌عیار در آن کمتر دیده می‌شود.

اما امسال و هم‌زمان با برگزاری سی‌وهفتمین جشنواره فیلم فجر، حوزه هنری محصول تازه خود را با عنوان «دیدن این فیلم جرم است» در جشن سینمای انقلاب دارد. فیلمی به کارگردانی رضا زهتابچیان که اولین تجربه کارگردانی فیلم بلند سینمایی خود را پشت سر گذاشته و در آن به سراغ موضوعی رفته که شاید به این زودی‌ها دوباره نتوان درباره آن حرف زد.

سیدامیر موسوی، متولد مردادماه ۱۳۶۹، فرزند شهید و فرمانده پایگاه بسیجی است که نام پدر شهیدش بر آن ثبت شده. این جوان، دانش‌آموخته تاریخ است و معلم همین درس. همسر او در خیابان، مورد تعرض مردی قرار می‌گیرد که از قضا، متنفذ و دارای تابعیت یکی از کشورهای اروپایی است. ضربه‌های مرد، فرزند امیر و ریحانه را می‌کشد و این، آغاز ماجرای فیلم است.

شروع «دیدن این فیلم جرم است» دقیقا همان چیزی است که می‌توان از یک تریلر سیاسی توقع داشت. داستان فیلم خیلی زودتر از آنچه که در تصور می‌گنجد آغاز می‌شود و خیلی زود به اوج خود می‌رسد. از همان جایی که فرد متعرض توسط بچه‌های پایگاه بازداشت می‌شود و نیروهای متفاوت برای آزاد کردن او وارد می‌شوند. زهتابچیان در فیلم اول خود به سراغ موضوعی رفته است که شاید در نظر اول یادآور یک «آژانس شیشه‌ای» دیگر باشد اما دقیقا تفاوت «دیدن این فیلم جرم است» با فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا این است که داستان در اینجا خیلی زود شروع می‌شود و اگر حاج کاظم (با بازی پرویز پرستویی) «آژانس شیشه‌ای» مجبور است برای نجات جان عباس (با بازی حبیب رضایی) گروهی از مردم را آن‌گونه که خود می‌گوید برای «گواهی» دادن به گروگان گرفته است، امیر در «دیدن این فیلم جرم است» با مردی که بچه‌اش را کشته و زنش را کتک زده روبه‌روست که برخی از ملاحاظات سیاسی قصد دارد قضیه را همان‌جا ختم کند. به این ترتیب امیر دست به اسلحه می‌برد تا فقط آن‌گونه که در خلاصه فیلم می‌خوانیم بعدا بتواند از همسر و فرزندش دفاع کند اما داستان به گونه دیگری پیش می‌رود: «فقط یک فیلم ۵ دقیقه‌ای می‌خواستم تا بعدا بتونم از زنم و دخترم دفاع کنم ولی امونم ندادند... صدای آژیرهاشون داره نزدیک می‌شه... الان مثل مور و ملخ می‌ریزن اینجا»

«دیدن این فیلم جرم است» علاوه بر اینکه موقعیتی بغرنج را به قاب تصویر می‌کشاند، فیلمی است که شخصیت‌ها در آن با تصمیم‌هایشان روبه‌رو هستند. به همان نسبت که بسیجیان حاضر در پایگاه و فرمانده‌شان باید برای ادامه مسیر تصمیم بگیرند افرادی هم که برای حل و فصل ماجرا حضور دارند مجبور به گرفتن تصمیم هستند. تصمیم‌هایی که تا پایان فیلم مخاطب را با خود می‌کشاند و تصمیم نهایی پایان فیلم است که سرنوشت همگی آنان را مشخص می‌کند. به این ترتیب می‌توان گفت فیلم‌نامه «دیدن این فیلم جرم است» با زمینه‌چینی درست همه اتفاقات خود را در حد یک تریلر سیاسی واقعی بالا می‌کشد.

اما مشکل فیلم از جایی شروع می‌شود که قرار است فیلم‌نامه‌ای با چنین پیچیدگی‌هایی در قالب اجرا درآید. زهتابچیان در اولین فیلم بلند سینمایی خود ریتمی تند و مناسب با حال و هوای فیلم درآورده است اما مشکل فرم، نوع بازی‌ها و حتی شخصیت‌پردازی کاراکترها با ضعف‌هایی روبه‌رو است که برطرف کردن آن‌ها می‌توانست «دیدن این فیلم جرم است» را به یک فیلم تمام‌عیار تبدیل کند.

دو ویژگی مهم دیگر هم در این فیلم وجود دارد که به پیشبرد درست داستان کمک کرده است. فیلم‌برداری مناسب در فضایی کوچک و با تعداد زیاد آدم‌ها و البته موسیقی مناسب که تم احساسی و ملتهب‌آور فیلم را به خوبی حمایت می‌کند.

با وجود همه این مسائل محصول تازه حوزه هنری انقلاب اسلامی سرشار از حرف‌های تازه است و در دل آن می‌توان بخش مهمی از مجادلات سیاسی امروز ایران را نیز شاهد و ناظر بود. ضمن اینکه فیلم نقدهای جدی به بخش‌ها و نهادهای مختلف وارد می‌کند، فضای درونی آن خود را در قامت یک تریلر سیاسی نگاه می‌دارد و اتفاقا از قالب یک فیلم جلوتر نمی‌رود.

انتهای پیام/

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال