یکشنبه 4 اسفند 1398
چهل‌و‌نهمین برنامه کبوتران مسجد دوردست برگزار شد

حسین اکبری: مقاومت زاییده ظلمی است که به مردم روا شده است

کبوتران مسجد دور دست
    -     کد خبر: 5975
    -     تاريخ انتشار : 1397/9/5|10:32
چهل‌ونهمین جلسه از سلسله نشست‌های «کبوتران مسجد دوردست» با موضوع بازنگری و واکاوی ادبیات مقاومت و اقتضائات کشورها با حضور حسین اکبری، محقق، نویسنده و کارشناس حوزه مقاومت، برگزار شد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری، چهل‌ونهمین جلسه از سلسله نشست‌های کبوتران مسجد دوردست با موضوع بازنگری و واکاوی ادبیات مقاومت و اقتضائات کشورها با حضور حسین اکبری محقق، نویسنده و کارشناس حوزه مقاومت، برگزار شد.

حسین اکبری با مقدمه ای پیرامون معرفی ادبیات مقاومت و علل شکل گیری آن گفت: ادبیات مقاومت و واژه مقاومت برخاسته از اتفاقات و رویدادهایی است که در صحنه سیاسی و اجتماعی رخ می‌دهد و رفته رفته جایگاه خود را در گذر زمان در حوزه هنر و ادبیات باز می‌کند. مقاومت زاییده ظلمی است که توسط ظالمی به مردم روا می شود. هر زمان که یک ظلمی رخ می دهد، مردم در برابر آن ظلم مقاومت می کنند و در اینجا مقاومت در شاخه ها و رشته های گوناگون متبلور می شود.

وی ادامه داد: اگر امروز در فلسطین نیروهای مقاومت وجود دارد به دلیل ظلمی است که صهیونیست ها به مردم فلسطین کرده اند. از همین رو آن‌ها با ایجاد تشکل ها، گروه ها و... حلقه های مقاومت ایجاد می کنند. همین مسئله در لبنان، یمن و در سایر نقاط جهان وجود دارد. حال اگر این روحیه و انگاره مقاومت در ادبیات، شعر، یک اثر نقاشی و یک اثر موسیقی جلوه کند، نگاه مقاومت به واسطه آن هنر جلوه پیدا کرده است و در اینجا سبک متفاوتی از هنر در معرض مخاطبین قرار می گیرد. 

این کارشناس با بررسی ریشه های شکل گیری گفتمان مقاومت، گفت: پس از پایان جنگ جهانی دوم، دو تفکر جهان را بین خود تقسیم کردند و برای یارکشی دست به کار شدند؛ نخست تفکر کاپیتالیستی و سرمایه‌داری غرب بود و سپس تفکر کمونیستی در شرق، که پرچم‌داری تفکر اول را آمریکا و پرچم‌داری تفکر دوم را شوروی سابق بر عهده داشت. این دو گفتمان غالب در جهان نوع سومی را شامل نمی شد. اما در سال 57 با پیروزی انقلاب اسلامی گفتمان سوم ظهور کرد که هردوی  این گفتمان قبلی را رد می کرد. انقلاب اسلامی با شعار «نه غربی، نه شرقی» وارد عرصه بین‌الملل شد و با گفتمان انقلاب اسلامی که بعدها به گفتمان مقاومت شناخته شد، نگاه جدیدی را وارد عرصه جهانی کرد.

اکبری با بیان اینکه هم کمونیسم و هم کاپیتالیسم با انقلاب اسلامی در ستیز بودند، گفت: یکی از اصلی‌ترین نقاط اشتراک این دو تفکر که به‌ظاهر علیه هم بودند، اسلام و انقلاب بود. آن‌ها در جنگ عراق علیه ایران صدام را حمایت می‌کردند. صدام حسین هم از تفکر شرقی ها حمایت می شد و هم از طرف غرب. این مسئله نشان می دهد که گفتمان انقلاب نقطه اشتراکی بود که هم امریکا و هم شوروی برای از میان برداشتن آن اتفاق نظر داشتند. بعد از پایان جنگ سرد و شکست شوروی، آمریکا تصور کرد که جهان غنیمت او در این جنگ است و امروز می تواند به هر نحوی بر جهان حکومت کند. آمریکایی ها اعتقاد داشتند باید همه جانبه از اسرائیل حمایت کنند. همین مسئله سبب شد تا در برابر گفتمان سوم قرار بگیرند و مقاومت اسلامی سد بلندی در برابر برنامه های آمریکا شد.

وی در بخشی از سخنان خود درباره مقاومت در کشور عراق نیز گفت: طبق برنامه ریزی آمریکایی ها، قرار بود که به عراق حمله شود تا یک ساختار آمریکایی با فرهنگ غربی در این کشور پایه گذاری شود و از عراق به عنوان دروازه ورود به ایران استفاده شود. بعد از لشکرکشی امریکا به عراق آن‌ها با مقاومت سنگین مردم مواجه هستند و در سال 2009 اوباما با شعار خروج امریکا از عراق از مردمی رای پیروزی گرفت که خودشان در زمان بوش بالای 63 درصد به حمله آمریکا به عراق رای داده بودند. بعد از خروج آمریکا از عراق، آن‌ها برای بحران زایی در این کشور، داعش را ایجاد کردند؛ داعشی که ظرف مدت کوتاهی بخشی از عراق و سوریه را به تصرف خود درآورد و کشوری بنا کرد که از سوریه و عراق بزرگ‌تر بود.

این کارشناس با اشاره به حشدالشعبی و نیروهای مقاومت در عراق گفت: در این میان ما با ادبیات جدیدی میان مردم عراق مواجه می شویم؛ مردمی که شاهد نابودی کشور خود توسط تروریست ها بودند به میدان آمدند و با ایجاد ارتش مردمی بر اساس همان الگوی مقاومت در گفتمان انقلاب اسلامی برای دفاع از کشور خود وارد عرصه جنگ با داعش شدند، حال امروز این مقاومت است که کشور عراق را در دست گرفته و تمامی نقشه های امریکا نقش بر آب شده است، این مسئله در افغانستان هم به شکل دیگری پیش رفت. امروز طالبان می گوید ما قدرت داریم ظرف چند ماه تمامی ردپا و اثر نیروهای داعشی را از این کشور پاک کنیم اما حمایت امریکا مانع بزرگی بر سر این موفقیت است.

حسین اکبری در ادامه صحبت هایش به جنگ بوسنی و هرزگوین اشاره کرد و در این باره گفت: بعد از فروپاشی شوروی خیلی از جمهوری‌ها بودند که مستقل شدند از جمله یوگسلاوی که یکی از جمهوری‌های یوگسلاوی، بوسنی و هرز‌گوین بود که این کشور ترکیبی بود از مسلمانان حدود 44درصد، صرب‌ها 33درصد و کروات‌ها 17 درصد که این جمهوری را تشکیل می‌دادند. به‌لحاظ جغرافیایی هم مناطق مسلمان‌نشین اکثریت این کشور را در بر می‌گرفت. به‌خاطر حاکمیتی که کمونیست‌ها داشتند، تلاش می‌شد این کشور به‌عنوان یک کشور لائیک و کمونیست مطرح شود. البته در همان‌ زمان هم مسلمانان محدودیت‌های زیادی داشتند؛ مثلاً در شناسنامه‌ها می‌نوشتند صرب، کروات و بوسنیایی و این‌ها را مسلمان نمی‌نوشتند و یا به مسلمانان اجازه ورود به سطوح عالی لشکری و کشوری را نمی‌دادند و به‌شدت باجریان‌های اسلامی مخالف بودند. علی‌رغم اینکه کرواسی، مقدونیه، اسلوونی و قسمت‌های دیگر از یوگسلاوی جدا شدند اما جداشدن بوسنی از این کشور برای‌شان خوشایند نبود. بنابراین بعد از اینکه این‌ها اعلام استقلال کردند، بلافاصله با ارتشی قوی وارد صحنه شدند و سعی در سرکوب داشتند. در عرض چند روز همه مناطق مسلمان‌نشین محاصره شد. مسلمان‌ها هم نه ارتش داشتند، نه تجهیزات نظامی و نه امکانات اولیه و هیچ راهی جز دفاع نداشتند.

وی در ادامه گفت: حکومت مرکزی برخورد خشن و وحشیانه‌ای با مسلمان‌ها داشت که بعضی افراد این وحشی‌گری را «بربریت در مدنیت» تعبیر می‌کردند. بعد از اینکه نتوانستند از پس مسلمان‌ها بربیایند با ایجاد رعب و وحشت آن‌ها را مجبور به مهاجرت کردند. مثلاً جنازه‌ها را تا مدت‌ها در خیابان‌ها آویزان می‌کردند یا آن‌ها را درون رودخانه می‌انداختند یا یک کودک را جلوی پدر و مادرش سر می‌بریدند یا برعکس آن. این‌ها اساساً در بحث نسل‌کشی سابقه تاریخی هم داشتند. مسلمان‌های بوسنی برای سیزدهمین بار مورد هجوم و نسل‌کشی واقع می‌شدند. وقتی به‌تاریخ بوسنی نگاه می‌شود این‌ها افراد موحدی بودند که یک سرزمین تاریخی از گذشته‌های دور دارند؛ برخلاف تبلیغاتی که می‌گفتند این‌ها از زمان عثمانی‌ها به این منطقه مهاجرت کردند. یوگسلاوها برای اینکه بتوانند موازنه در اروپا را در موضعی برتر به‌نفع خودشان نشان دهند دست به تصرف این منطقه زدند و با تصرف جفرافیای 44 درصد مسلمان‌ها و 33 درصد صرب عملاً بوسنی برای آن‌ها می‌شد. البته صرب‌ها، هم‌زمان با کروات‌ها هم وارد جنگ شدند، منتها وقتی جنگ خیلی سخت شد عقب‌نشینی کردند.

انتهای پیام/

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال