سه شنبه 1 آیان 1397
نسبت الگوهای داستانی در تئاتر جنگ و تئاتر دفاع مقدس/۴

شباهت‌ها در الگوهای داستانی تئاتر جنگ و تئاتر دفاع مقدس

شباهت ها در الگوهای داستانی تئاتر جنگ و تئاتر دفاع مقدس
    -     کد خبر: 5533
    -     تاريخ انتشار : 1397/7/18|14:04
مطالعه جنگ‌هايی كه در طول تاريخ اتفاق افتاده است و بررسي جنبه‌ها و جلوه‌های نمايشی آن‌ها پنجره‌ای ديگر را فراروی ما می‌گشايد كه با نگاهی ديگر به مقوله جنگ و تئاتر بپردازيم.

پرداختن به مسئله جنگ، اگر چه همواره یكی از دغدغه های اصلی هنرمندان و از جمله نمایشنامه‌نویسان بوده است اما جنگ بزرگ جهانی دوم بنا به انگیزه‌های دو نیروی متخاصم، یعنی جنایت به سبك هم‌دیگر و استیلای مرگ، خون و نیستی در فكر و اندیشه آدم اروپایی، پایه‌های تئاتر مدرن جنگ را پدید می‌آورد كه مبتنی بر نوعی «پوچی»، «یاس»، «اضطراب» و ... است.  این تئاتر قاعدتاً نتیجه منطقی آن چنان جنگی است . بشری كه از قرن 18 به بعد دچار نوعی از «خود بیگانگی» ، «ماشینیسم» ، «خنثی گرایی» واتیكانی شده ، قاعدتاً با جنگ ، برخوردی آن چنان كه آمد ، خواهد داشت . محصول ادبی و هنری آن انسان ، بی گمان ، پوچ دیدن دنیا و اعمال و رفتار بشری خواهد بود . بنابراین نمایشنامه نویسان بزرگ آن دوران با چنین نگاهی درباره جنگ نوشتند و ابراز عقیده كردند . برخورد آن‌ها با مقوله جنگ از نوع دسته‌بندی‌های سیاسی نبود ، بلكه بیشتر نوعی فریاد فرهنگی در مقابل جهنم جنگ قدرت‌های پلید بود .
ماهیت جنگ در نگاه هنرمندان دفاع مقدس نیز تفاوت چندانی با آنچه ذكر شد ندارد؛ اما از آنجا كه ما جنگ هشت ساله خود را دفاع در برابر تجاوز می‌دانیم پس تعریف خود از تئاتر جنگ را بر اساس دفاع از كیان یك كشور بنا می‌كنیم و نه تعریف و تمجید جنگ و یا تجلیل از رزمندگان جنگ طلب . بنابراین بررسی نمایشنامه‌ها و تئاتر‌هایی كه در غرب با مضمون جنگ تولید شده‌اند و قیاس آن ها با نمایشنامه‌ها و تئاترهای دفاع مقدس ، اعتراف به این واقعیت است كه نمی توان به طور مطلق این دو نوع تئاتر را متضاد یكدیگر دانست . عناصر بسیاری در تواتر جنگ ـ از نوع غربی ـ و تئاتر دفاع مقدس وجود دارد كه متضمن شباهت بین این دو تئاتر است . رویارویی حق و باطل ، صحه گذاری بر نقش مخرب جنگ در جامعه ، وجود قهرمانان آرمان‌خواه ، صلح طلبی و مذمت قدرت‌هایی كه حیات خود را در میان فضای آشوب زده جنگ می‌دانند ، از جمله این عناصر هستند كه كم و بیش در هر تئاتری كه به موضوع جنگ می‌پردازد قابل شناسایی هستند.
از سوی دیگر ساختار وجودی تئاتر دفاع مقدس اگر چه بر تضاد و جنگ استوار است اما می‌تواند در برابر غرائز جنگ طلبی ، شهوت و خودبینی را كه می‌تواند انسان را به نابودی بكشاند موضع بگیرد ، و آنگاه به دفاع و عفت و شجاعت و زیبایی تبدیل كند و در درون مخاطب خویش چنان شوری به پا کند كه معادن و ذخایر وجودیش بیرون بریزد و چشمه‌های حكمت و عرفان بجوشد . نه آنكه جنگ تشدید شود .
بنابراین ، می‌توان گفت: هدف و مقصود تئاتر جنگ و تئاتر دفاع مقدس هر دو یكی است؛ هر چند این دو برای رسیدن به هدفی واحد ، به فراخور شرایط و مقتضیات فرهنگی و اجتماعی كه در شكل گیری آنان موثر است ، از موقعیت‌های داستانی متفاوت و البته گاه مشابهی استفاده كرده‌اند.
 

الگوهای داستانی متمایز در تئاتر دفاع مقدس
برای دست یافتن به تفاوت میان الگوهای داستانی تئاتر دفاع مقدس و تئاتر جنگ ، بدون شك بایست به تمایز میان این دو نوع تئاتر پی برد و برای نیل به این مقصود باید در پی فهم تفاوتی بود كه بین حماسه هشت سال دفاع مقدس مردم ایران در برابر تجاوز دشمن با جنگ‌های دیگر وجود دارد . با درك دست از تفاوت این جنگ‌ها و ویژگی‌هایی كه دفاع مقدس را از سایر درگیرهای قومی ، منطقه‌ای و بین المللی متمایز می‌كند ، قادر خواهیم بود تا تعریفی صحیح از تئاتر دفاع مقدس و تفاوت آن با تئاتر جنگ در دیگر كشورها ارائه كنیم .
دفاع مقدس ـ برای مردم كشور ما ـ تنها یك دفاع معمولی در برابر یك تجاوز معمولی نبود . بلكه ایستادگی تمام عیاری بود كه به مفاهیم برخاسته از قرن ها مظلومیت اسلام و تشیع در برابر تهاجم همه جانبه تفكر دین ستیزی معنا می‌بخشید . در یك چنین بینشی است كه «كشتن»  و «كشته شدن» تفاوتی پیدا نمی‌كند . این هر دو وظیفه‌ای است كه در قاموس ادای تكلیف ، یك معنا بیشتر ندارد . رزمنده ایرانی هم مانند سربازی كه در مقابل نازی‌ها به نبرد مشغول است ، صلح اندیش است . اما مفهوم صلح و آرامش برای او رنگی دیگر دارد .
در حقیقت ، در جبهه دفاع مقدس نگاه به جنگ ، نگاه به میدان آزمایش الهی است ، و به همین خاطر ، شرینی بودن در معركه امتحانی كه پیروزی در آن می‌تواند كمال و سعادت انسان را به همراه داشته باشد ، بر كراهت چهره جنگ برتری پیدا می‌كند . در این ورطه ، جنگیدن برای خاك در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرد و نتیجه جنگ اهمیت خود را از دست می‌دهد؛ چرا كه در دفاع مقدس ، « پیروزی» و «شكست» نیز یك معنا را دارد: «ادای تكلیفی كه مفهوم آن سربلند بیرون آمدن از عرصه آزمایش الهی است».
در درام با مفهوم غربی قهرمان در طول داستان اثر ، یك سفر طولانی را آغاز می‌كند كه طی كاوشی دشوار باید وظایف سنگینی را به انجام برساند. در مرحله دوم ، قهرمان به نوآموزی می‌رسد و برای رسیدن به مرحله قهرمانی باید مرگ و تولدی مجدد را تجربه كند و از یك سلسله وظایف و مقدمات شكنجه آور عبور كند. و در مرحله سوم ، قهرمان در قالب یك فدایی ایثارگر ، باید جان خود را از دست بدهد تا به رستگاری برسد یا مردم خود را به رستگاری برساند. تمام كشمكش‌های معروف نمایشی كه شامل دشمن شكنی ، برادر كشی ، پدر یا پسر كشی است (سهراب ، سیاوش ، زیگفرید و ...) از این قوانین پیروی می‌كنند ، اما در نمایشنامه‌های دفاع مقدس شخصیت‌ها به دلیل قهرمانی، مورد آزمون و بخشش قرار نمی‌گیرند ، مفهوم قهرمانی ، تحت الشعاع مفاهیم اجتماعی و فرهنگی دیگری قرار می‌گیرد كه گاه از هویت قهرمان ، جز خبری ، پلاكی یا یك دست نوشته و ... به جا نمی‌گذارد .
شخصیت در درام قهرمانی ظهور دارد . اما در درام دفاع مقدس حضور پیدا می‌كند ، به این معنا كه درام ، جلوه گاهی برای تجلی رشادت‌ها ، نو آموزی‌ها و كاوش‌های او نیست ، بلكه فضایی (خواسته یا ناخواسته) برای فراتر رفتن از خود و رسیدن به برخی مفاهیم ماورایی است . به همین دلیل ما از شهید دفاع مقدس به عنوان قهرمان یاد نمی‌كنیم . او شاهد زنده تاریخ است و حتی زنده‌تر از ماست . در بطن جامعه اعتقادات حافظه تاریخی ما حضوری زنده و نامیرا دارد . او خود تمایلی به این جاودانگی را بیازماید . او هیچ یك از مشخصه‌های صورت مثالی قهرمان را ندارد . شاید تنها در چند روز به مرحله كشف و شهود حقیقت برسد ، شاید تا پیش از وقوع جنگ یك فرد عادی با دلمشغولی‌های عادی بوده است . شاید هرگز سودای قهرمانی را در سر نداشته است و احتمالاً هرگز از مراحل مختلف آزمون و خطا و تو آموزی عبور نكرده است . او ناگهان به درك و شهودی رسیده است كه با زمان عادی زندگی قابل بیان نیست . ده دقیقه زندگی او ، به اندازه ده سال عمر زندگی دیگران است و لذا برای بسیاری از رفتارهای او نمی توان علت ها و انگیزه‌های روان شناختی پیدا كرد . همان‌گونه كه توالی واقعی زندگی او بر اساس زنجیره‌ای زمان‌مند نیست . برای مثال ، آنچه كه از ده دقیقه آخر عمر شهید فهمیده می‌گذرد شاید او را به اندازه شصت سال پیر كرده باشد ...
پس ، شخصیت‌ها و به تبع آن الگوها و موقعیت‌های داستانی در نمایشنامه‌های دفاع مقدس چندان تابع قواعد داستانی معمول نیستند ؛ زمان ، مكان و موقعیت در آن‌ها جاری است و توالی اتفاقات ، روند حكمی و شهودی دارند . پس بی دلیل نیست كه در بسایری از نمایشنامه‌های این عرصه شاهد موقعیت‌های داستانی متفاوت با تئاتر جنگ هستیم و با الگوهای داستانی متمایز و گاه بكر و تجربه نشده‌ای مواج می‌شویم .
 

نتیجه‌گیری
در پایان می‌توان گفت : تئاتر جنگ و تئاتر دفاع مقدس هر دو در پی یك هدف و مقصودند هر چند این دو برای رسیدن به هدف واحد خود ، به فراخور شرایط و مقتضیات فرهنگی و اجتماعی شان گاهی از موقعیت های داستانی متفاوت و گاه مشابهی استفاده كرده‌اند . از جمله الگوهای داستانی مشابه در تئاتر جنگ و تئاتر دفاع مقدس می‌توان به موارد زیر اشاره داشت :
- جنگ شروع می‌شود و مصیبت‌های زیادی را به همراه می‌آورد.
- دوران اسارت موجب تغییر در زندگی آدم ها می‌شود .
- كسانی از شرایط و موقعیت جنگ سوء استفاده می‌كنند .
- جنگ شروع می‌شود و نیروهای متقابل ناخواسته با یكدیگر ارتباط پیدا می‌كنند .
- بازماندگان جنگ بر اثر بی توجهی دیگران سرخورده می‌شوند .
از سوی دیگر چنان كه ذكر شد : به دلیل تفاوتی كه بین حماسه هشت سال دفاع مقدس مردم ایران در برابر تجاوز دشمن با جنگ‌های دیگر وجود دارد و با درك درستی از تمایز این جنگ‌ها و ویژگی‌های دفاع مقدس ، در بسایری از نمایشنامه‌های این عرصه شاهد موقعیت‌های داستانی متفاوت با تئاتر جنگ هستیم و با الگوهای داستانی متمایز و گاه بكر و تجربه نشده‌ای همچون موارد زیر مواجه می‌شویم:
- خاطرات جنگ یادآوری و باعث تسكین بازماندگان جنگ می‌شود.
- همسران شهدا و جانبازان در اثر جنگ سختی‌های زیادی را متحمل می‌شوند.
- آدم‌های مختلف در جنگ حضور پیدا كرده و متحول می‌شوند.
- افرادی در اثر جنگ ، جان و مال خود را ایثار می‌كنند.
- افرادی با انگیزه‌های مختلف ، پس از پایان جنگ در این مناطق مشغول تفحص می‌شوند.
- شهدا در زندگی دوستان و خانواده‌شان حضور می‌یابند و آنها را رهنمایی می‌كنند.
 

منابع:
 
اسدی، س، 1383،تئاتر دفاع مقدس و بحران استراتژی، نشریه صحنه، شماره 12
 اسكندرزاده،م،1385،ویژگی نمایشنامه های دفاع مقدس/ پایان نامه ی كارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی/ واحد تهران مركزی
 بروجردی،ا، 1383، نمایش دینی یا تئاتر دفاع مقدس،سایت ایران تئاتر/ سرویس تئاتر مقاومت و عاشورایی
 توكلی، م،1383،جنگ و گوهر نمایش،سایت ایران تئاتر،/ سرویس تئاتر مقاومت و عاشورایی
دریانورد،غ،ح، 1383، جنگ و گوهر نمایش،سایت ایران تئاتر/ سرویس مقاومت و عاشورایی
رایانی مخصوص،م، 1384،تئاتر دفاع مقدس؛نیازمند جریان مستمر و حرفه ای است،روزنامه شرق
سرسنگی،م، 1383،نقش هنر نمایش در در ثبت و اشاعه ارزش های دفاع مقدس، خبرگزاری مهر/فرهنگ و هنر
صدیقی،ب، 1383، علل ضعف نمایشنامه نویسی در تئاتر مقاومت،سایت ایران تئاتر/سرویس تئاتر مقاومت و عاشورایی
قادری،ن، 1379، آناتومی ساختار درام، تهران، سوره مهر
لسكو، د، 1383، هنر نمایش نویسی جنگ، ترجمه: ن،همدانی،تهران، نشر قطره
ناظرزاده كرمانی،ف،1384،درآمدی به نمایش نامه نویسی،تهران، انتشارات سمت
هیهاوند،ه، 1383، هنر، تئاتر، جنگ، نشریه صحنه، شماره 12
یثربی، چ، 1386، نگاهی دوباره به ساختار نمایشنامه های دفاع مقدس، سایت انجمن تئاتر مقاومت
یونگ،ك.گ،1352، انسان و سمبل هایش،ترجمه:ا، صارمی،تهران،كتاب پایا

* منبع: كتاب نت گمشده/ مجموعه مقالات چهارمين همايش پژوهشی تئاتر مقاومت/ به كوشش و ويرايش محسن بابايی ربيعی/انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس

پایان/

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال