جمعه 23 آذر 1397
نسبت الگوهای داستانی در تئاتر جنگ و تئاتر دفاع مقدس/۳

الگوهای داستانی در تئاتر دفاع مقدس

الگوهای داستانی در تئاتر دفاع مقدس
    -     کد خبر: 5501
    -     تاريخ انتشار : 1397/7/18|13:59
مطالعه جنگ‌هايی كه در طول تاريخ اتفاق افتاده است و بررسی جنبه‌ها و جلوه‌های نمايشی آن‌ها پنجره‌ای ديگر را فراروی ما می‌گشايد كه با نگاهی ديگر به مقوله جنگ و تئاتر بپردازيم.

تئاتر دفاع مقدس گونه‌ای از تئاتر در كشور ماست كه در آن ارزش‌های انسانی رزمندگان یا خانواده‌های ایرانی به شیوه‌ای دراماتیك و نمایشی به روی صحنه می‌روند. در این نمایش‌ها ، گاهی خط مقدم و سنگرهای جبهه جنگ ، موقعیت داستانی و مكان وقوع اتفاق‌ها هستند و یا آدم‌ها و انسان‌های مرتبط با جنگ در موقعیت داستانی پشت جبهه‌ها مورد توجه قرار گرفته‌اند و اتفاق‌ها كیلومترها دورتر از جبهه به وقوع می‌پیوندند. گاهی حملات و تجاوزهای دشمن چنان خط اصلی داستان نمایش را تشكیل می‌دهند كه گویی همه جنگ در صورت و فیزیك جنگ خلاصه می‌شود و گاهی چنان انتزاعی به آدم‌های جنگ پرداخت می‌شود كه گویی در جبهه تنها خلوت‌نشینی و مناجات‌های شبانه اصل بوده و توپ و تفنگ و خمپاره و تانك و هواپیمای بمب افكن تنها قصه و خیال بوده است . همه این نمایش ها ، در ردیف تئاتر مقاومت قرار می گیرند و نمی توان گسترده تعریف دفاع مقدس را بی دلیل محدود كرد. بنابراین به تعداد نمایشنامه نویسان و كارگردان هایی كه درك و معرفتی از جبهه و جنگ دارند می توان از تئاتر دفاع مقدس تعریف ارائه كرد 
نوستالژی بازمانده از جنگ تحمیلی ناشی از احساس و دریافت دوگانه‌ای است كه ایرانیان از آن واقعه سرنوشت‌ساز تاریخی داشته‌اند؛ حس شوق و همدلی و ایثار برای نجان وطن و پیامد آن دمیدن روح معنویت و وفاق ملی ـ مذهبی در كالبد جامعه ایرانی بركت نیكوی جنگ ما بود اما هیچكس نفرت خود را از خشونت ، خون بارش ، ویرانی و آوارگی ذاتی جنگ نمی تواند پنهان كند و این سرنوشت دوگانه ، خود دستمایه ای مناسب برای تئاتر دفاع مقدس ایران می‌توانسته است باشد .
داستان زندگی فردی كه در ایام دفاع مقدس دست و پایش را از دست داده و هم اكنون مشكل معیشتی دارد و یا همسرش تاب و تحمل او را ندارد و ... مسائلی است كه جدا از نعمت جنگ و دفاع مقدس ، قابل بررسی است . رزمنده‌ها ، در ایام دفاع مقدس با خدایشان معامله كرده‌اند و عقوبت خوش اخروی را برای خویش تضمین كرده‌اند ؛ اما آیا همه در این راه با نگرش آن‌ها همراه بودند؟ سایش عقاید ، اس و اساس درام است و تئاتر زمانی پدید می‌آید كه تضاد ، تناقض ، چالش و ... خلق شود و یكی از همین شیوه‌ها ، تضاربی است كه می‌تواند ما‌ بین آدم‌های نمایش در حوزه تئاتر دفاع مقدس به وقوع بپیوندد.
در ادامه این بخش ، به دلیل تعدد و تنوع نسبی آثار نمایشی موجود در حوزه دفاع مقدس ، الگوهای داستانی این آثار در تقسیم بندی وسیع تری مورد بررسی قرارگرفته و به ذكر نمونه‌هایی از نمایشنامه‌های شاخص در هر دسته اشاره خواهد شد . البته لازم به توضیح است كه در برخی از آثار، چند الگوی داستانی مورد استفاده قرار گرفته چرا كه استفاده از « چند الگو در یك نمایشنامه نیز ممكن است . اما به هر شكل باید یك الگو از سایر الگوها برتر و مشخص باشد.»
 

الف: جنگ شروع می‌شود و مصیبت‌های زیادی را به همراه می‌آورد .
این الگوی داستانی كه پیشتر در آثار نمایشی تئاتر جنگ در دنیا نیز به آن اشاره شد در نمایشنامه‌های دفاع مقدس به گونه‌ای متنوع مورد استفاده قرار گرفته است . در این راستا ، به عنوان نمونه می‌توان به داستان‌های ذیل اشاره داشت:
-«مهاجرین جنگ در اردوگاه و درانتظار بازگشت به سر می‌برند » . در نمایشنامه «شكست بخوان»
-« نوجوان جنگ‌زده مهاجر در ایجاد ارتباط با سایر نوجوانان مشكل دارد » . در نمایشنامه « گل شیپوری»
-«كودكان به عنوان معصوم‌ترین قربانیان جنگ مطرح می‌شوند » ، در نمایشنامه «عروسك كوكی»
-«رزمنده‌ای بر اثر جنگ حافظه خود را از دست داده است » ، در نمایشنامه «سه پاس از حیات طیبه نوجوانی زیبا و نجیب»
-« خانواده‌ای كه مورد هجوم دشمن قرار گرفته‌اند برای زنده ماندن تلاش می‌كنند » ، نمایشنامه «سقوط سایه‌ها»
-«فردی به خاطر وقوع جنگ ، اعضای خانواده‌اش را از دست می‌دهد » ، در نمایشنامه «روی نی بندی» و نمایشنامه «گفت‌وگوی بی پایان ستاره با مادرش»
-«زندگی خانواده‌ای در جریان جنگ به نابودی كشیده می‌شود » ، در نمایشنامه «دایه شرین را بردند»
-«روابط خانواده‌ای در جنگ دچار بحران می‌شود » ، در نمایشنامه « زمستان66 »
 

ب: خاطرات جنگ یادآوری و باعث تسكین بازماندگان جنگ می‌شود .
در یك نگاه اولیه ، به نظر می‌رسد مرور خاطرات جنگ ، به طور طبیعی می‌بایست باعث درهم ریختگی افكار و تشدید نگرانی آدم‌های درگیر با آن شود اما در بسیاری از آثار نمایشی دفاع مقدس ، مرور و یادآوری خاطرات جنگ ، نه تنها باعث تشتت افكار نمی‌شود بلكه نوعی آرامش و تسكین روحی بازماندگان را به همراه دارد . این یكی از وجوه تمایز نمایشنامه‌های دفاع مقدس با سایر آثار نمایشی جنگ در دنیاست كه بدون شك به دیدگاه اعتقادی و فرهنگی ایرانیان در تجلیل و تقدیس دفاع و پاسداری از حریم كشور ایران مربوط است :
-« هنرمند تئاتر برای تجلیل از رزمندگان ، به بازسازی خاطرات جنگ می‌پردازد » ، در نمایشنامه «بازمانده»
-«بازسازی خاطرات گذشته توسط رزمنده‌ای بازمانده از جنگ » ، در نمایشنامه «عزیز مایی» و «شب های بارانی»
-«مرور خاطرات دو برادر از جنگ » ، در نمایشنامه «با دهانی پر از كلاغ»
 

ج: دوران اسارت موجب تغییر در زندگی آدم‌ها می‌شود:
-« بازگشت رزمنده‌ای از اسارت ، خانواده دوست شهیدش را از انتظار بیرون می‌آورد» ، در نمایشنامه «آیینه وقت آفتاب»
-«دختر كوچكی در انتظار پدر اسیرش ذهنیت پردازی می‌‌كند » ، در نمایشنامه «زنگ خاطرات نرگس»
-« كودكی برای یافتن پدر اسیرش به جستجوی ذهنی می پردازد » ، در نمایشنامه «ماهی سرخ سیب گل»
-« رزمنده‌ای از اسارت بازگشته امام همچنان در گذشته خود زندگی می‌كند » ، در نمایشنامه «ناگهان پنجره سرد»
-«رزمنده‌ای از اسارت برگشته و ناگفته‌هایی را از گذشته آشكار می‌كند» ، در نمایشنامه  «چرخ هشتم»
 

د: كسانی از شرایط و موقعیت جنگ سوء استفاده می‌كنند .
چنانكه پیشتر اشاره شد سوء استفاده از موقعیت جنگ ، الگوی داستانی متداولی در این گونه تئاتری محسوب می‌شود اما در تئاتر دفاع مقدس عموماً چنین داستانی به شكست یا عذاب وجئان شخص منتهی می‌شود.
-« ترسوهایی كه از جنگ گریخته‌اند با فریب جایگزین رزمندگان واقعی می‌شوند» ، در نمایشنامه « دو حكایت از چندین حكایت رحمان »
-« نویسنده‌ای به خاطر سود جویی از جنگ می‌نویسد » ، در نمایشنامه  «نمایشی برای جشنواره یازدهم»
 

ه‍: همسران شهدا و جانبازان در اثر جنگ سختی‌های زیادی را متحمل می‌شوند .
در این الگوی داستانی نیز علی‌رغم نمایش سختی و مشقت زندگی زخم خوردگان جنگ ، تحمل و صبر در برابر سختی‌ها مورد تقدیس و تجلیل قرار می‌گیرد:
-« مادر و همسر شهیدی با دیدن شهیدشان زندگی می‌كنند» ، در نمایشنامه « برگ ریزان» و نمایشنامه «قطار جنوب»
-«همسر جانباز برای ادامه زندگی با همسرش مشكلات فراوانی را تحمل می‌كند» ، در نمایشنامه‌های «محرم زنده است» ، « تركش» ، «اهل اقاقیا» و « با من مثل دریا»
 

و:  آدم‌های مختلف در جنگ حضور پیدا كرده و متحول می‌شوند .
تحول در شرایط جنگ كه عموماً تحولی مثبت است نیز خاص آثار نمایشی دفاع مقدس است كه همچون موارد ذكر شده در گذشته تابع دیدگاه اعتقادی ما نسبت به ایمان رزمندگان و شرایط خاص جبهه‌های جنگ است . به طور مثال :
- در نمایشنامه «هنگامه» ، « دكتری در جبهه متحول شده است نسبت به دوست رزمنده مجروح‌اش احساس دِین می‌كند».
- در نمایشنامه «درون پیراهم یحیی» ، «سربازی در جبهه متحول می‌شود در حالی كه اهالی زادگاهش با این تحول مقابله می‌كنند.» و یا:
-« فردی بر اثر تحول در زمان جنگ خود را در آسایشگاه جانبازان حبس می‌كند» ، در نمایشنامه «اسماعیل ، اسماعیل»
 

ز: جنگ شروع می‌شود و نیروهای متقابل ، ناخواسته با یكدیگر ارتباط پیدا می‌كنند .
این الگوی داستانی در تئاتر جنگ سایر كشورها نیز متداول است كه در این خصوص از نمایش «تولد« نوشته «آرمان گاتی» پیشتر نام برده شد اما در تئاتر دفاع مقدس ، عموماً این ارتباط به تغییر نگرش طرف مقابل منتهی می‌شود:
-« سرباز دشمن كه به اجبار به جبهه آمده است می‌گریزد » ، در نمایشنامه «من زاره عذر طاها هستم»
-« جانبازی عاشق دختر عراقی می‌شود و در نهایت به شهادت می‌رسد » ، در نمایشنامه «بوی خوش جنگ»
 

ح:  افرادی در اثر جنگ ، جان و مال خود را ایثار می‌كنند.
-« حماسه ایثارگری افراد مختلف در جبهه ، روایت می‌شود » ، در نمایشنامه « مظلوم پنجم»
-« رزمنده‌ای با مخفی نگه داشتن هویت واقعی خود ایثار می‌كند » ، در نمایشنامه «ماه گرفتگی»
 

ط: افرادی با انگیزه‌های مختلف پس از پایان جنگ دراین مناطق مشغول تفحص می‌شوند.
تفحص و جستجوی پیكر شهدا و كشته‌گان جنگ و سپس تشییع و تدفین آنان ، شاید در برخی از فرهنگ‌ها عمل قابل قبولی نباشد . در حقیقت برای آنان فلسفه جستجوی پیكر كسی كه سالهاست در جنگ كشته شده و شاید اثر چندانی هم از او باقی نمانده باشد چندانن قابل درك نیست . شاید چنین عمل پر مشقت و در برخی موارد خطرناك و پر هزینه‌ای با معیارهای عقلی و مادی سازگار نباشد اما در فرهنگ شیعی ما تقدس شهید حتی زمانی كه جز چند تكه استخوان و مشتی خاك از او باقی نمانده تا آن حد اهمیت دارد كه هنوز پس از گذشت سال‌ها از پایان جنگ ، تفحص پیكر شهدا با زحمت و هزینه زیاد ادامه دارد و هنوز مردم برای تشییع آنان حتی اگر شهدای گمنامی باشند به خیابان ها هجوم می‌آورند.
بی جهت نسیت كه الگوی داستانی تفحص و جستجوی پیكر شهدای جنگ بیش از همه ، در نمایشنامه‌های دفاع مقدس دیده می‌شود . هر چند در این الگوی داستانی ، گاه تفحص بهانه‌ای است برای بازگشت دوباره رزمندگان دیروز به جبهه‌های جنگ و حتی هبوط شهدا به مكانی كه زمانی در آن جنگیده و به شهادت رسیده‌اند:
-« جوانی كه دوستش را در جنگ از دست داده با یاد او به فعالیت در گروه تفحص می‌پردازد » ، در نمایشنامه «تپه افلاك»
-« رزمنده‌ای كه سال‌ها پیش در جبهه حضور داشته در گروه تفحص به دنبال نشانی از فرمانده‌اش می‌گردد » ، در نمایشنامه «نگین»
-« رزمنده‌ای پس از گذشت سال‌ها از جنگ ، در پی دوستان همسنگرش می‌گردد» ، در نمایشنامه‌های «خاك سبز»  و «كانال كمیل»
 

ی: شهدا در زندگی دوستان و خانواده‌شان حضور می‌یابند و آنها را راهنمایی می‌كنند.
این الگوی داستانی نیز به همان دلایل ذكر شده ، بیشتر در نمایشنامه‌های دفاع مقدس قابل مشاهده است . لقب شهید زیبنده كسانی است كه در راه عقیده و ایمان خود كشته می‌شوند و ما كشته‌گان دفاع مقدس را شهید عقدیه و ایمان می‌دانیم . در اعتقاد اسلامی چنین كسانی نه تنها مرده نیستند بلكه شاهد و ناظر بر اعمال دیگرانند ؛ پس با حضور معنوی خود می‌توانند بر دنیای پیرامونشان تاثیر بگذارند:
-«پسری شهادت پدر را باور ندارد ، پدر بر او ظاهر می‌شود و او را به چنین باوری می‌رساند » ، در نمایشنامه «شبیه پدر»
 

ک:  بازماندگان جنگ بر اثر بی‌توجهی دیگران ، سرخورده می‌شوند .
این الگوی داستانی كه عموماً به تئاتر ضد جنگ در ایران تعبیر می‌شود در برخی از نمایشنامه‌های جنگی دنیا نیز مورد استفاده قرار گرفته است. همچون نمایشنامه « بعل» از آثار « برشت». این الگوی داستانی در تئاتر دفاع مقدس بیشتر به منظور هشدار به مخاطبان به خاطر فراموش كردن قهرمانان جنگ ، مورد استفاده قرار گرفته است.
- در نمایشنامه «حلقه ی مفقوده» ، « بازمانده جنگ به خاطر بی‌توجهی دیگران سرخورده شده و به میدان مین پناه می‌برد.»
- در نمایشنامه « عطا سردار مغلوب » ، « یك سردار جنگ به آسایشگاه جانبازان جنگ پناه می‌برد»
علاوه بر آنچه ذكر شد در برخی از آثار نمایشی دفاع مقدس موقعیت‌های داستانی ویژه‌ای به كار برده شده‌اند كه نه تنها در الگوهای داستانی ذكر شده جای نمی‌گیرند بلكه به دلیل منفرد بودن ، نمی‌توانند به عنوان الگوی داستانی مطرح شوند.
- در نمایشنامه «این كدوم پنجشنبه است» ، «روح چهار شهید گمنام در یك پنجشنبه در گورستان حضور می‌یابند و شاهد اتفاقاتی بر روی قبرهای خود می‌شوند».

*منبع: كتاب نت گمشده/ مجموعه مقالات چهارمین همایش پژوهشی تئاتر مقاومت/ به كوشش و ویرایش محسن بابایی ربیعی/انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس

انتهای پیام/

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال