سه شنبه 3 مهر 1397
داوود ضامنی در نشست مسئولین آفرینش‌های ادبی مراکز استانی:

در بررسی وضعیت ادبیات کشور نباید نگاه افراطی داشت/ نظام دانشگاهی ما ادیب و شاعر پرورش نمی‌دهد

نشست سالانه مسئولان واحد آفرینش های ادبی مراکز استانی حوزه هنری
    -     کد خبر: 5223
    -     تاريخ انتشار : 1397/6/19|12:19
سرویس : استانها
معاون فرهنگی هنری امور استان‌های حوزه هنری گفت: در بررسی وضعیت ادبیات معاصر ایران می‌توان سه تلقی یا سه دیدگاه ارائه داد. باید از نگاه های افراطی و تفریطی پرهیز کرد. متأسفانه شرایط و ساختار دانشکده‌های ادبیات در کشور به نحوی است که ادیب و شاعر در آن تربیت نمی‌شود.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری، داوود ضامنی معاون فرهنگی هنری امور استان‌های حوزه هنری در نشست مسئولین آفرینش‌های ادبی مراکز استانی درباره اهمیت بررسی وضعیت ادبیات معاصر ایران، گفت: بسیار خوشحالم که در جلسه مسئولین آفرینش‌های ادبی مراکز استانی گرد هم جمع شده‌ایم. شاید مناسب باشد پیش از پرداختن به عملکرد واحد آفرینش های ادبی استانها ابتدا نگاهی داشته باشیم به وضعیت ادبیات معاصر در ایران. اگر روایت ها و خرده‌روایت‌های موجود در زمینه وضعیت ادبیات معاصر ایران را بررسی کنیم می توان اظهار داشت مجموعه این روایت ها در سه دسته قابل طبقه بندی است.

وی ادامه داد: در دسته نخست ما با روایت هایی مایوس‌کننده و اسفبار مواجه هستیم؛ عده‌ای اعتقاد دارند که ادبیات معاصر در ایران وضعیت خوبی ندارد. این تلقی بیشتر از زبان اساتید دانشگاه و برخی از کسانی که جریان روشنفکری را در حوزه ادبیات معاصر ایران نمایندگی می کنند شنیده می شود. آنها معتقدند اصولی که شورای عالی انقلاب فرهنگی برای رشته ادبیات وضع کرده است جلوی رشد و بالندگی ادبیات را در کشور گرفته است. بسیاری از اساتید اعتقاد دارند که نظام دانشگاهی ما ادیب و شاعر پرورش نمی‌دهد و  از متن دانشگاه‌ها ادیب بیرون نمی آید.

معاون فرهنگی هنری امور استان ها تصریح کرد: این عده از کارشناسان معتقدند آشنایی دانشجویان با ادبیات معاصر ایران، در حوزه شعر، رمان، داستان، نمایشنامه و سایر گونه‌های ادبی آشنایی عمیقی نیست. تعبیر برخی از اساتید دانشگاه این است که آینده ادبیات معاصر در بیرون از فضای دانشگاهی رقم می‌خورد که به نظرم حرف درستی است. از همین رو جریان ادبی که در بیرون از متن و بطن نهادهای دانشگاهی وجود دارد بسیار بالنده تر از جریانی است که در دانشگاه هاست. نگرانی دومی که این کارشناسان مطرح می کنند به وضعیت نقد ادبی باز می گردد. در دهه گذشته نقد ادبی وضعیت مطلوبی نداشته. نقد ادبی را بسیاری از کارشناسان جزئ لاینفک جریان اصیل ادبیات معاصر ایران می دانند. صاحبنظران  اعتقاد دارند نظریه هایی که در برخی دانشگاه‌ها تدریس می‌شود متعلق به دهه های 30 و 40 میلادی است. ما در این سال ها ما یک جریان نقد ادبی جدی نداشته‌ایم که پرورش یافته دانشگاه باشد.

ضامنی در ادامه تاکید کرد: منتقد ادبی باید  نگاه پلی ژنیک داشته باشد و علاوه بر نظریه‌ های نقد ادبی باید با فلسفه، روان‌شناسی، جامعه شناسی، حوزه مطالعات فرهنگی و زبان شناسی آشنایی داشته باشد؛ اما متاسفانه در نظام دانشگاهی چنین نگاهی به جریان نقد ادبی نمی شود. اگر هم چنین نگاهی وجود دارد بسیار کم فروغ است. نقد ادبی بدون نگاه کارشناسانه پیرامون نظریه های متأخر ادبی امکان‌پذیر نیست و نظریه های ادبی که در دانشگاه ها تدریس می شود قدیمی و بعضاً منسوخ شده. البته ممکن است گفته شود بسیاری از نظریه های معاصر ادبی که در اروپا و امریکا مطرح است امکان زیست در حیات ادبی ایران را ندارد؛ به تعبیر زبانشناسان  یک داّل می تواند از یک سرزمین گفتمانی به یک سرزمین گفتمانی دیگر سفر کند اما مدلول آن چنین امکانی ندارد. داّل ها یونیورسال هستند اما مدلول شان لوکال اند.

وی در ادامه با بیان اینکه سومین دلیلی که برخی معتقدند وضعیت ادبیات معاصر ایران اسفبار است را میزان تولید علم گفته اند اظهار داشت: تولید علم در حوزه ادبیات در سال های گذشته همپای سایر شاخه های علمی رشد نداشته است. تولید دانش در حوزه ادبیات بسیار کم صورت گرفته است. متأسفانه منبع موثقی برای سنجش این موضوع در کشور وجود ندارد. نگاهی به برخی داده های پایگاه علمی «ایران‌داک» در سال ۹۶ نشان می دهد حدود ۲۶۴۹ پایان‌نامه مرتبط با ادبیات فارسی در این سامانه ثبت شده است. تعداد مقالات علمی پژوهشی منتشر شده تا سال 95 حدود355 عنوان بوده است. اگر فرض بگیریم این عدد دو یا سه برابر بوده درخواهیم یافت که در حوزه تولید علم آنطور که باید و شاید کاری انجام نداده ایم. متاسفانه در یکی دو دهه اخیر یک نظریه جدید ادبی که مورد تأیید کارشناسان و صاحب نظران این رشته باشد ارائه نشده است.

معاون فرهنگی هنری امور استان ها با بیان اینکه در  حوزه علم‌سنجی تقسیم بندی هایی پیرامون توسعه و رشد علمی یک جامعه وجود دارد، گفت: تقسیم بندی هایی توسط صاحب نظران در حوزه علم سنجی انجام گرفته است که می توان بر اساس آن رشد علمی یک جامعه را محاسبه کرد. بر اساس دیدگاه دکتر فراستخواه 9 شاخص وجود دارد که می توان وضعیت علم در یک جامعه یا یک دوره زمانی را با آن‌ها سنجید: 1. تحصیل علم، 2. تعلیم علم، 3. تبدیل علم، 4. تولید علم، 5. تبادل علم، 6. تدریس علم، 7. توزیع علم، 8. تفکیک علم و 9. تمیز و تشخیص علم. زمانی می توان رشد علمی را در یک جامعه رو به افزایش دانست که این شاخص ها مقادیری افزایشی بما نشان دهند.

ضامنی در ادامه گفت: اما روایت دیگری در مقابل روایت اسفبار از وضعیت ادبیات معاصر ایران وجود دارد؛ این روایت، تصویر خوش‌بینانه و امیدوارانه‌ای از وضع ادبیات در کشور بما نشان می دهد. نمایندگان این روایت معتقدند وضعیت ادبیات معاصر پس از انقلاب را اگر با پیش از انقلاب مقایسه کنیم، چه در حوزه پرورش شاعران جوان، چه تعداد کتب منتشر شده، چه تعداد محافل و شب شعر، شب خاطره، شب داستان و چه در حوزه مفاهیم، ژانرها و گونه های جدید ادبی که متولد شدند، ما وضعیت بسیار خوبی در زمینه ادبیات داریم. فضای امروز با فضای پیش از انقلاب حتی با دهه اول و دوم انقلاب قابل مقایسه نیست. ما توانستیم حوزه های ادبی جدیدی ایجاد کنیم که مولود انقلاب اسلامی است. مثلاً در حوزه خاطره نگاری، تاریخ شفاهی انقلاب و دفاع مقدس ما گونه های جدید ادبی را ابداع کرده ایم. تا جایی که برخی گفته اند ما امروز مکتب ادبی جدیدی پایه گذاری کردیم که می توان شاخصه هایی برای آن برشمرد. ادبیات در بعد از انقلاب به یک بلوغ و بالندگی مثال زدنی دست یافته است.

وی اضافه کرد: باید قبول کنیم که حوزه هنری در زمینه آفرینش های ادبی و بالندگی ادبیات معاصر ایران نقش مؤثری داشته است. حوزه هنری پرچم‌دار عرصه ادبیات انقلاب است. اما بنده به شخصه در کنار این روایت خوش‌بینانه از وضعیت ادبیات معاصر ایران، به یک روایت سوم و میانه قائل هستم که نه بسیار مایوس و ناامیدانه است و نه بسیار خوش‌بین و امیدوارانه. باید از نگاه‌های افراطی اجتناب کنیم. افراط و تفریط ما را به خطا می برد. بررسی ها و آمارها بما خواهند گفت ما در چه وضعیتی هستیم. به عنوان مثال باید ببینیم در سال 96 استان های ما در حوزه آفرینش های ادبی چه کرده اند و چه دستاوردی طی این سال داشته اند. اگر بخواهیم دریابیم که در سال گذشته تا چه اندازه در مسیر درست حرکت کرده ایم باید به عملکردها مراجعه کنیم تا یک شمای کلی و یک اسکن همه جانبه از وضعیت خودمان به دست بیاوریم.

معاون امور استان‌ها با بیان آمار پیرامون تولیدات استانی گفت: در سال گذشته مجموعه ۳۰ استان بدون احتساب فعالیت های حوزه هنری استان تهران، 334 برنامه ارائه کرده اند که از این تعداد 220 برنامه در زمینه محافل، کارگاه ها، نشست های ادبی، جلسات شعرخوانی و داستان خوانی بوده، 58 برنامه تولید کتاب و تهیه ماکت، 31 برنامه چاپ کتاب، 15 جشنواره استانی، منطقه ای و ملی در زمینه شعر و داستان، 9 برنامه جشنواره فصلی و ملی و 1 برنامه مشارکت در تولید کتاب

ضامنی در پایان تأکید کرد: من معتقدم وضعیت ادبیات در مراکز استانی حوزه هنری نه در وضعیت بحران قرار دارد و نه خیلی عالی و دارای مطلوبیت است. گاهی شنیده می شود حوزه هنری یک نهاد جشنواره زده است. اما با نگاهی به آمار برنامه های برگزار شده در استانها می بینیم چندان این تعبیر درست نیست. باید سعی کنیم در سال جاری و سالهای آتی به سمت استعدادیابی و حمایت از استعدادهای جوان برویم. با میدان دادن و بها دادن به جوانان و استعدادهای نو و به‌کارگیری دانش جدید در نقد و بررسی آثار کمک ارزنده ای به رشد ادبیات در کنیم.

انتهای پیام/

 

سایر تصاویر

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال