سه شنبه 3 مهر 1397
یادداشتی انتقادی از اسماعیل امینی؛

مشتریانِ شعر زرد و راه‌هایی برای دگرنمایی

امینی
    -     کد خبر: 4982
    -     تاريخ انتشار : 1397/5/27|16:50
اسماعیل امینی، شاعر، منتقد و استاد دانشگاه، در یادداشتی به بررسی وضعیت آثار پرفروش در حوزه شعر پرداخته است.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، اسماعیل امینی شاعر، منتقد و استاد دانشگاه، در این یادداشت به بررسی وضعیت آثار پرفروش در حوزه شعر پرداخته است. متن این یادداشت به شرح زیر است:

 

«کتابِ پرفروشِ شعر، حتما کتابِ محبوبِ خوانندگان نیست. حتی همه کتاب‌های محبوب هم حتما خوانده نمی‌شوند. مثلا دیوان حافظ که بهترین، محبوب‌ترین و پرفروش‌ترین کتاب شعر است، آن‌قدر که فروش دارد خوانده نمی‌شود؛ که اگر خوانده می‌شد، این همه اشعار جعلی به نام حافظ بر سر زبان‌ها نبود و بازنشر نمی‌شد و این همه افراد با تحصیلات دانشگاهی، از روخوانی غزل‌های حافظ عاجز نبودند.

خیلی از خریدارانِ کتاب‌های پرطرفدارِ شعر، خواننده و علاقه‌مند شعر نیستند. آن‌ها این کتاب را می‌خرند، چون شنیده‌اند که پرطرفدار است اما نه حوصله شعرخواندن دارند و نه اگر بخوانند چیز زیادی دستگیرشان می‌شود. مثلا «هشت کتاب» سهراب سپهری، خیلی پرطرفدار است؛ مجموعه شعرهای فروغ فرخزاد نیز پرطرفدار است. از میان انبوه کسانی که خود را علاقه‌مند شعر سهراب و فروغ می‌دانند، کمتر کسی هست که حتی یک بار این کتاب‌ها را ورق زده باشد. بسیار بوده که در میان شیفتگان فروغ و سپهری، شعری از شاعر مورد علاقه‌شان خوانده‌ام و آن‌ها گفته‌اند که برای اولین‌بار است که این شعر را می‌شنوند.

تازه این‌ها که گفتم درباره کتاب‌های شعری‌ است که واقعا ارزشمند و محبوبند و شمارگان و خریداران واقعی دارند؛ بسیارند کتاب‌های شعرِ پرطرفدار که با ترفندهای تبلیغاتی و فضاسازی رسانه‌ای، مشهور شده‌اند و با خریدهای کلانِ رانتی و سهمیه‌ای، پرفروش شده‌اند.

این نکته را همین‌جا بگویم که پرفروش‌بودنِ کتاب شعر، نه به معنای ارجمندی آن است و نه نشانگر نازل‌ بودنِ کتاب؛ یعنی در میانِ کتاب‌های پرفروش، هم آثاری ارزشمند چون دیوان حافظ و آثار بزرگانی چون اخوان، شاملو، فروغ، سپهری و قیصر دیده می‌شود و هم آثاری نازل و کم‌ارزش اما پرهیاهو.

 اما آن آثار نازل و پرهیاهو، چه ویژگی‌هایی دارد که لایک‌خور است و جذاب و پرطرفدار؟

این شعرها، مطابقِ میلِ مخاطبانِ سهل‌پسند و شتابزده و کم‌حوصله فضای مجازی ساخته می‌شود؛ یعنی مخاطب در این شعرها، به جای شنیدن حرف شاعر، حرف‌های باب‌میلِ خودش را می‌شنود و شاعر در اصل، سخنگو و خادم مخاطبان است.

مخاطب سهل‌پسند، اهل تامل و ژرف‌نگری نیست. او در جست‌وجوی هر چیزی ا‌ست که جالب باشد؛ از تصویر بزغاله‌ای با هشت دست‌وپا، تا شادی گلِ فلان فوتبالیست برزیلی. در کنار این‌ها او دوست دارد که بگوید فرهیخته است و از شعر نیز بهره‌ای دارد؛ پس یک جور شعرِ فست‌فودی و آماده و سهل‌الوصول می‌خواهد که جالب هم باشد.

این شعرِ فست‌فودی که برای انبوه جماعتِ «چه قدر جالبه!» ساخته می‌شود، بازی‌های مضمونی و زبان ساده‌ای دارد.

دستکاری در داستان‌های تاریخی و اساطیری، برای تامین نظرِ جماعتِ «چه قدر جالبه!» همین الان با این دستکاری‌های پیشنهادی من شعر بسازید و منتشر کنید و سیلِ لایک‌ها و بازنشرها را ببینید؛ «رقابت عشقی آدم و شیطان بر سر حوا»، «چشم‌پزشکی پیراهن یوسف»، «ماهی‌فروشی یونس»، «فروشگاه لوازم عید کریسمس با مدیریت حضرت مسیح» و پرت‌وپلاهایی از این قبیل که در این سال‌ها مضمون هزاران رباعی و غزل و شعر سپید بوده است در خط تولید انبوه شعر زرد.

الگوهای ساده معادله تمثیلی با استفاده از نازل‌ترین شگردهای دست‌فرسودِ شاعران مقلد سبک هندی و سرودن تک‌بیت‌هایی که در گذشته پشت کامیون و وانت‌ها بازنشر می‌شد و امروز در صفحات اینستاگرام و کانال‌های تلگرامی منتشر می‌شود؛ حرف‌هایی از این دست:

عشق در خاموشی مطلق مرا لرزانده بود
مثل این گوشی که سایلنت است و روی ویبره است

مضامینی که به جوانان احساساتی و سانتی‌مانتال، چشمک می‌زند و دنیای رنگین خیالات آنان را با وزن و قافیه، بازگو می‌کند. مثلاً:

آه قدر دست گرمم را ندانستی و من
در هوای نیمه‌ی مرداد، سردم می‌شود

شعر زرد برای هر سلیقه‌ای محصولی دارد؛ برای دوست‌دارانِ شعر مذهبی، اشاراتی به دلبری‌های مستوره در راه مسجد؛ برای دلدادگان به تمدن آریایی، سرگرمی پارسی سره و دامن‌زدن به احساسات نژادی؛ برای مشتریانِ‌ کتاب‌های زرد روانشناسی بازاری و انرژی‌های کیهانی، اشاراتی به انرژی مثبت و موج منفی و بازیچه‌هایی از این دست؛ برای گمگشتگانِ جدال‌های سیاسی، آش درهم‌جوشی از اصطلاحات رسانه‌ای و البته برای مشتریان ثابتِ لذت‌جویی‌های وقیحانه، تعابیر صریح و بی‌پروا و هرزه‌نگاری و مضحک اینکه، این آخری غالبا به‌عنوان شعر پست‌مدرن راهی بازارِ مشتریان شعر زرد می‌شود.

انبوه‌ پرشمارِ سهل‌پسندان و مشتریانِ شعر زرد، غیر از نوجوانانی که به اقتضای فطرت و طبیعت دوران نوجوانی در پی ابراز هویت هستند، غالبا از کسانی‌اند که به دنبال راه‌هایی برای دگرنمایی‌اند. تظاهر به مطالعه و فرهیختگی، برای آنان یکی از نشانه‌های به‌روز بودن است؛ مانند مارک لباس و کیف و کفش‌شان.

انتهای پیام/

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال