دوشنبه 29 مرداد 1397
توسط پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی؛

کتاب «نژاد و بازنمايي پس از يازدهمِ سپتامبر» چاپ می‌شود

۱۱ سبپتامبر
    -     کد خبر: 4858
    -     تاريخ انتشار : 1397/5/17|16:23
کتاب «نژاد و بازنمايي پس از يازدهمِ سپتامبر» به‌زودی توسط پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی به چاپ خواهد رسید.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، کتاب «نژاد و بازنمايی پس از يازدهمِ سپتامبر» اثر «اِوِلين السلطانی» مشارکتی ارزشمند در بحث پيرامون سياست بازنمايی در رسانه‌های جريان اصلي ايالات متحده در دوران پس از يازدهم سپتامبرِ 2001 است. السلطانی نشان می‌دهد که حوادث يازدهم سپتامبر، برخلاف انتظارات، نه‌ تنها موجب عکس‌العمل مستقيم رسانه‌ها عليه مسلمانان نشد، بلکه در کنار احساسات ضد اسلامی، در گفتمان رسانه‌ای، نوعي همدلی و همبستگی با مسلمانان نيز مشاهده می شد.

در آن حين که دولت ايالات متحده مدعی حمايت از تنوع نژادی در جامعه امريکا بود، برنامه‌های تلويزيونی نيز به پخش روايت‌هایی از زندگی مسلمانان بيگناهی می پرداختند که قربانی دسته‌بندی نژادی شده بودند.

السلطاني می‌گويد که اين‌گونه بازنمايی ها در گفتمان جريان اصلی به مثابه رواداری چندفرهنگ‌گرايانه امريکا و تمايل آزادمنشانه اين کشور نسبت به تکثّر و به‌ رسميت‌ شناختن تفاوت تفسير می شد که در تضادّ کامل با قلدرمآبيِ نفرت‌انگيزي قرار داشت که تروريست‌ها نماينده‌اش بودند. درواقع، رسانه‌های جريانِ اصليِ ايالاتِ متحده، غالبا بر اين باورند که امريکا اکنون به يک جامعه «پسانژادي» تبديل شده و نابرابری نژادی در اين کشور ديگر آن‌قدر مسئله مهمی نيست که نيازمند توجه قانون‌گذاران باشد.

از نظر السلطانی، چنين ساده‌انگاری هایی باعث شدند که حقيقت اصلی پوشيده بماند؛ چراکه ارائه اين‌گونه تصاوير از مسلمانان، منکر وجود پيوندهای نژادی ميان مسلمانان و تروريست‌ها يا بين اسلام و خشونت نيستند. کاری که اين بازنمایی ها انجام می دهند تمايز قائل‌شدن ميان مسلمانان «خوب» و مسلمانان «بد» است. اين شيوه‌های بازنمایی ـ که السلطانی آن‌ها را «بازنمایی های پيچيده ساده‌ شده» می نامد ـ همان کليشه‌های منفی پيشين را حفظ می‌کنند اما سعی دارند آن‌ها‌ را با استفاده از تصوير‌سازيی های مثبت از عرب‌ها و مسلمانان تعديل سازند. اين راهبُرد باعث نمی شود که ديگری با همان ويژگی های واقعی خودش بازتوليد شود بلکه نسخه‌ای خاص توليد می کند که در آن، ديگری موجودی پَست است و همين نسخه است که به کار اهداف ايالات متحده در جنگ با ترور می آيد.

السلطانی برای روشن‌کردن بحث خود مثال‌های متعددی ارائه می کند. او در فصل‌های اول و دوم به بررسی سريال‌های تلويزيونی پُرمخاطبی مثل 24، تمرين و قانون و نظم می پردازد تا نشان دهد که بسط هم‌دلی نسبت به مسلمانان، چگونه به گفتمان گسترده‌ترِ امنيت محدود می‌شود که در آن حقوق اساسی می توانند به طرز مشروعی به حال تعليق دربيايند و دسته‌بندی نژادی به موضوعی «قابلِ درک» تبديل شود.

السلطانی اين نوعِ تازه از نژادپرستی را «نژادپرستيِ دوجانبه» می نامد که از طريق منطق استثناء در دموکراسی های چندفرهنگی ليبرالِ امروزی امکان‌پذير می شود. السلطانی در فصل‌های 3 و 4 در مورد سطوح متفاوتی از همدلی بحث می کند که نسبت به زنان مسلمان و مردان مسلمان ابراز می شود. به اعتقاد او، زنان مسلمان به مثابه افرادی سزاوارِ ترحّم به تصوير کشيده می شوند که در انتظار نجات از سوي فمينيسمِ روشن‌فکرانه غربی هستند و توانمندی ها و امکانات سياسی خودِ ايشان ناديده گرفته می شود؛ اما يک تروريستِ مذکر هرگز به شکل فردی، قربانی شرايط سياسی بازنمایی نمی شود بلکه به يک منحرفِ رواني‌ ـ‌ اجتماعي و يک دگر جنس‌خواهِ شکست‌خورده تقليل می يابد که ناکامی های خود را از طريق زن‌ستيزی و بنيادگرایی بروز می دهد و اين ويژگی ها به عنوان مشخصه‌های مردانِ مسلمان ارائه می شوند.

السلطانی در فصل پنجم نشان می دهد که آگهی های خدمت عمومی ارائه شده در دوران پس از يازدهم سپتامبر در پی آن بودند که با به‌ تصوير درآوردن يک جامعه آرماني متنوع اما متحد، با جنايات ناشی از تنفر نسبت به مسلمانان مقابله کنند اما کاری که انجام دادند صرفا ارائه معيارهایی براي نوع قابل قبولی از تنوع و تکثرگرایی بود. اين نوع از ـ به تعبيرِ السلطانی ـ «ميهن‌پرستی تنوع» باعث محدودشدن دامنه شمول مسلمانان «خوب» می شود. نويسنده اعتقاد دارد که در اينجا، آنچه موجب «خوب» انگاشته شدن مسلمانان می شود رابطه آن‌ها با اسلام نيست بلکه ارتباطشان با ايالاتِ متحده امريکاست و بنابراين، آگهی های خدمت عمومی به طور ناخواسته در «ایجاد یک نسخه انحصاری خاص از تکثّر مشارکت می کنند که در آن لازم است افراد به یک همسانیِ میهن‌پرستانه نزدیک شوند تا بتوانند به درجه شهروندی فرهنگی دست یابند.» (السلطاني، 2012: 148)

اين عبارت، جوهره معنایی است که السلطانی از «بازنمایی های پيچيده ساده‌شده» در نظر دارد؛ يک راهبردِ بازنمودی که از تاريخ اجتناب می کند، سياست را ناديده می گيرد و شدت و دوام نژادپرستيِ نهادينه‌ شده را انکار می کند تا روايتی ايدئولوژيک از يک جامعه پسانژادي توليد کند. اين، به تعبير السلطانی، شکل حقيقی «نژادپرستی پسانژادی» است.

کتاب السلطانی مشارکتی مهم در حوزه مطالعات فرهنگي و رسانه‌ای است. درست است که کتاب به موضوع آشنای نژادپرستی امريکایی می پردازد، اما با مسئله بغرنج تازه‌ای نيز درگير می شود که عبارت است از تداوم اين نژادپرستی در دنيای چندفرهنگی ای که خود را فارغ‌ شده از مسائل نژادی می داند.

السلطانی نشان می دهد که چگونه می توان به طرز موفقيت‌آميزی به نقد مسائلی پرداخت که در گفتمان، درونی شده اند. به علاوه، او ضمن استفاده از نظريات نظريه‌پردازان مطرحی چون جورجو آگامبن و جاسبير پوآر، امکانات نظری تازه‌ای را به معرض ديد می گذارد که می تواند در نظريه‌پردازی های آتی مورد استفاده قرار گيرد. کتاب به طور کلی شيوه‌هایی جديد براي نظريه‌پردازی پيرامون رابطه ميان ليبراليسم، فرهنگ و قدرت دولت عرضه می کند و نقدی قدرتمند و به لحاظ سياسيْ ضروري، از منطق گفتمانی ايالات متحده امروز به دست می دهد.

انتهای پیام/

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال