شنبه 28 مهر 1397

شرق‌شناسی هالیوود؛ تحلیل روایت پسااستعماری مسلمانان در سینمای هالیوود

هالیوود
    -     کد خبر: 4813
    -     تاريخ انتشار : 1397/5/15|09:21
کتاب «شرق‌شناسی هالیوود» نوشته مجید سلیمانی ساسانی در پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی تالیف شده است.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، جهان روایت‏ ها منقطع از جهان انسانی نیست. روایت‏ ها و انسان‏ ها در رابطه‏ ای دیالکتیکی با یکدیگر معنا را می‏ سازند و ساختارهای معنایی و روایی را تعیین می ‏بخشند.

از وجهی باید گفت که ساختارهای روایتی، نه از قبل موجود بوده ‏اند و نه از منظری دیگر، صرفاً ساختۀ انسان هستند. با‏این ‏حال، آن‏ ها اتفاقی نیستند و در ساختارهایی از معنا مرتبا در حال تجربه و تغییر بوده و به زندگی انسان‏ ها معنا می‏ بخشند. بنابراین قابلیت شناخت دارند، هرچند که «زمان» بر آن‏‌ها عارض است و فهمِ زمانمند روایت‏ ها کار علمی را دچار مشکل می‏ کند. زیرا انباشت تجارب زیسته هر لحظه امکان گونه ‏ای از فهم را ممکن می ‏سازد که زمانمند است. اما این توضیح هرگز بدین معنا نیست که انسان قدرت مداخله در ساختار روایت‏ ها را ندارد، بلکه گروهی از انسان‏ ها می ‏توانند از هنر داستان‏ پردازی و روایتگری بهره برند و جلوه روایت خود را فزونی دهند و در برابر دیگر روایت‏ ها توفیق بیشتری داشته باشند.

برای ارائه قدرتمند روایت ‏های برگزیده، سینما ساختاری هنری دارد که منشأ آن قدرت و ایدئولوژی است. تقابل ‏های روایی عرض‏ اندام می‏ کنند و آنکه در جایگاه قدرت است روایتی از مفاهیم بشر ارائه می‏ کند که در تداوم سلطۀ خود باشد. در شکل ‏گیری روایت ‏ها، مفهوم سلطه نیز هنگامی معنا می ‏یابد که با مفهوم «انحصار» همراه باشد. به نظر می‏ رسد که روایت‏ های سینمایی هالیوود واجد چنین معنایی باشد. در این صورت، روایت ‏های اکثریت در برابر روایت‏‌های «اقلیت» جنسیتی و اقتصادی و نژادی و قومی قرار می‏ گیرد و یک روایت خاص از معنای انسان و جهان ارائه می ‏شود. روایت‏ های سینمای هالیوود از اسلام و مسلمانان در همین قالب قابل ‏فهم است.

«اقلیتْ» مفهومی کمی نیست، بلکه واژه ‏ای برای شناسایی «موقعیت» است. اینکه گفته شود مسلمانان در جایگاه اقلیت قرار گرفته ‏اند، به ‏معنای تعداد اندک مسلمانان در جهان نیست؛ زیرا مسلمانان درصد بسیار بزرگی از جمعیت جهان را شامل می ‏شوند. بلکه بدین معناست که آن ‏ها در برابر دیگران در موضعی ضعیف قرار گرفته‏ اند و ساختارهای موجود از آن‏ ها تصویری به ‏عنوان اقلیت ضعیف ساخته است. ضمن آنکه، مسلمانان توانایی رویارویی با این روایت از «خود» را ندارند و یا کمتر داشته‏ اند. به ‏بیانی دیگر، دربارۀ مسلمانان روایت شده است، بی ‏آنکه نقش بسزایی در ایجاد این روایت داشته باشند. از سوی دیگر، باید تأکید کرد که قرار گرفتن در جایگاه اقلیت به گروه مسلمانان اختصاص ندارد، بلکه شامل بسیاری دیگر از اقلیت‏ ها می ‏شود. گروهی دیگر هم در مقام اکثریت قرار گرفته‏ اند که توانایی ارائۀ روایت‏ های قدرتمند از اقلیت‏ ها را در دست دارند و با تکرار روایت‏‏ های خود از اسلام و مسلمانان، سلطۀ موجود را تداوم می‏ بخشند. امروز «غرب» به ‏معنای موجودیتی مستقل در برابر دیگران، که گاهی با عنوان «شرق» و گاهی نیز با عنوان «مسلمان» شناخته می‏ شود، در جایگاه اکثریت قرار دارد و سعی می‏ کند که نه ‏تنها مسلمانان، بلکه تمامی امور جهان را با روایت خود معنا کند و پیش برد.

اما آیا شکل‏ گیری این روایت‏ ها و روایت ‏‏پردازی غرب از اسلام و مسلمانان امری امروزی است و یا تابعی از سیاست‏‌گذاری‏ ها و برداشت ‏های تاریخی پیشین از اسلام و مسلمانان است که در هر متنی به‏ گونه ‏ای تکرار می ‏شود؟ در واقع مسئلۀ اصلی این است که چگونه این روایت ‏ها از اسلام و مسلمانان شکل گرفته ‏اند و آیا سیاست ‏ها و روندهای تاریخی موجود در شکل ‏گیری این روایت ‏ها نقش داشته است؟ با این مسئله، کتاب حاضر، پرسش خود را به یکی از منابع اصلی روایتگری در غرب محدود می ‏کند. این منبع سینمای هالیوود است که قدرت بسیار زیادی در روایت‏ پردازی دارد. سینمای هالیوود، با به‏ کارگیری قدرت تصویرپردازی و روایتگری خود، از جمله مهم ‏ترین نهادهای اجرای سیاست‏ های غربی به‏ معنای عام آن و سیاست‏ های ایالات متحده امریکا به ‏معنایی خاص ‏تر بوده است. بنابراین مطالعۀ فیلم‏ های این سینما می ‏تواند راهی برای شناخت وضعیت سیاسی موجود باشد و موقعیت امروزی روایت از اسلام و مسلمانان را در قیاس با دوره‏ های مختلف تاریخی آشکار سازد و نسبت گفتار امروزی غرب با پیشینۀ تاریخی روایتش از اسلام را هویدا سازد. شناخت موقعیت کنونی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا موقعیت‏ های تاریخی نیز در شکل‏‌گیری گفتار و روایت غرب از مسلمانان تأثیر بسزایی داشته ‏اند. به ‏گونه‌ای‏ که می ‏توان گفت وقوع حوادثی مانند رخداد ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در ایالات متحده و انفجار برج ‏های تجارت جهانی و اتهام مسلمانان در این زمینه، وضعیت جدیدی برای روایت از اسلام و مسلمانان در متون هنری و رسانه ‏ای غرب ایجاد کرد. با وقوع این حادثه نگاه‏ ها بیش‏ از پیش متوجه مسلمانان شد و روایت‏ های زیادی از آن‏ ها در رسانه ‏ها ارائه شد. بعد از این واقعه سیاست‏ های رسانه ‏ای هالیوود در قبال مسلمانان با جدیت بیشتری مورد پیگیری قرار گرفته است. شرایط بعد از این واقعه و تغییر احزاب حاکم و رؤسای‏ جمهور ایالات متحده نیز موقعیت جدیدی برای روایت از اسلام و مسلمانان ایجاد کرده است که این موقعیت جدید، بسته به سیاست‏ های هر دوره، متفاوت به نظر می‏ رسد.

با این‏ حال، صرف سیاست‏ های کنونی در ارائۀ روایت‏ ها دخیل نیست، بلکه روایت موجود از مسلمانان تابعی از پیشینۀ تاریخی رویارویی اسلام و غرب بوده است. درواقع، روایت امروزین غرب از اسلام و مسلمانان در ادامۀ روایت‏ های پیشین بوده و روایت ‏های گذشته به‏ مثابه کتابخانه ‏ای در اختیار روایت ‏پردازی جدید قرار دارد که با عنوان «دانش شرق‏ شناسی» شناخته می‏ شود. شرق‏ شناسیْ دانشی است که طی قرون متمادی و باتوجه‏ به رابطۀ میان مسلمانان و مسیحیان شکل گرفته و سعی در «دیگری ‏سازی» مسلمانان برای مردم مغرب‏ زمین و همچنین تداوم حرکت‏ های استعماری داشته است. روایت شرق‏ شناسان غربی از مسلمانان در این دوره‏ ها هرچند به ‏اقتضای شرایط تاریخی متفاوت است، آهنگ مشترکی در میان آن‏ها وجود دارد و مسلمانان را به ‏عنوان «دیگری» مردم غربی معرفی می ‏کند. در این دوره‏ ها، رمان‏ ها و سفرنامه‏ های غربی مملو از روایت‏ های مختلف مسلمانان است که به نظر می‏ رسد همین میراث تاریخی در ارائۀ روایت‏ های امروزین هالیوود از مسلمانان تأثیر داشته است.

هالیوود فیلم‏ های بسیار زیادی در صد سال اخیر ساخته است که عمدتاً در آن‏ ها از کلیشه‏ های شرق‏ شناسانه بهره برده است. با این تفاوت که هر چه بر عمر این سینما افزوده می ‏شود، هوشمندی بیشتری برای کاربست این کلیشه‏ ها در فیلم ‏ها رخ می ‏دهد. ضمن اینکه می‏ توان مسائل سیاست خارجی و راهبردهای کلی امریکا را در این فیلم‏ ها و در دوره‏ های مختلف مشاهده نمود. در واقع باید تأکید کرد که بازنمایی «اسلام» و «مسلمانان» و ارائۀ تصویر دیگری و دشمن از آن‏ ها، مرکز ثقل گفتمان شرق‏ شناسی در دنیای کنونی به شمار می‏ رود و نقد این گفتمان را می‏ توان را در مجموعۀ نظری و آکادمیک «مطالعات پسااستعماری» جست ‏و جو کرد.

درواقع، مطالعات پسااستعماری، رویکردی آکادمیک است که می‏ تواند جایگزینی برای رویکردهای مصطلح علوم اجتماعی و فرهنگی قرار گیرد. ضمن اینکه به ‏دنبال بازخوانی تأثیرات تفکر غربی بر نحوه حیات جوامع دیگر و حتی در رویکردی عمل‏گرایانه ‏تر، به ‏دنبال بازگشت به اصول و ارزش ‏های فرهنگی خویشتن است. البته این بدین معنا نیست که از تجربه‏ های تمدن غربی بهره ‏ای نگیرد و بر همین اساس، اندیشه‏ هایی مانند رویکردهای پست ‏مدرن و نظریه‏‌های فمینیستی و اندیشه‏ های چپ انتقادی مورد ‏توجه خاص نظریه‏ پردازان پسااستعماری است؛ چرا که نقد مبانی فلسفی اندیشه معاصر مدرن غربی، زمینه را برای نگرش ‏های بدیل می‏ گشاید و امکان تضارب آرا و افکار را در این حوزه فراهم می ‏آورد. ضمن اینکه اندیشمند پسااستعماری معتقد است که ریشۀ عوامل عقب ‏ماندگی کشورهای غیرغربی به ‏دلیل خوانش شرق‏ شناسانۀ غرب از شرق و ایجاد روحیه ازخودبیگانگی در ملت‏ ها و تلاش‌شان برای «غربی‏ شدن» آن‌ها است.

مطالعات پسااستعماری تحقیقات و تحلیل‏ ها و نظریه ‏های خود را عمدتاً به متون و آثاری معطوف می ‏کند که متفکران غربی دربارۀ «شرق» نوشته ‏اند؛ متونی که امروز در همۀ قالب‏ ها ازجمله محتوای رسانه‏ ای و فیلم نمود یافته است. به ‏عنوان‏ مثال، «ادوارد سعید» در کتاب معروف خود، شرق‏‌شناسی (1987)، به نقد گفتمان علمی غربی و تصویر یکپارچه، ساده، غیرواقعی، سوگیرانه و خیالی آن می ‏پردازد و اسلام را مرکز گفتمان شرق‏ شناسی امروز می‏ داند و شواهدی را ارائه می‏ کندکه نشان می ‏دهد نیروهای فرهنگی امریکایی برای مقابله با اسلام بسیج شده ‏اند. او در کتاب اسلام رسانه‏ ها (1981) نیز به نقد محتوای رسانه‏ ای و انگاره ‏سازی‏ های منفی از مسلمانان می‏ پردازد. ضیاءالدین سردار (1387) نیز مجموعه‏ ای از متون قدیمی، از سفرنامه مارکوپولو تا فیلم‏ های هالیوودی را از منظر شرق‏ شناسانه بررسی می ‏کند و معتقد است که ذهنیت شرق‏ شناسانه، خصوصاً در هنر و ادبیات، تاکنون ادامه داشته است. او به ‏ویژه اعتقاد دارد که سینما هنوز آشکارا گرفتار این ذهنیت است.

ذهنیت شرق‏ شناسانه سیاست «اسلام ‏هراسی» در رسانه ‏ها را شکل می‏ دهد و این سیاست نیز به ‏عنوان عنصری محوری، جریان‏ های اجتماعی و سیاسی جهان اسلام را مورد هدف قرار داده است. مسئلۀ اصلی کتاب «شرق‌شناسی هالیوود» نیز این است که روایت از اسلام و مسلمانان در سینمای هالیوود با‏توجه‏ به سیاست‏ های راهبردی ایالات متحده و پیشین تاریخی دانش شرق‌‏شناسی چگونه بازنمایی می‏ شود.

فرض این است که روندهای بازنمایی متوقف نمی ‏شوند و روایت کماکان ادامه دارد. بنابراین این کتاب با «تحلیل روایت پسااستعماری فیلم» روایت‏ های هالیوود را شناسایی و با تحلیل فیلم‌های «ملکه صحرا»، «در سرزمین خون و عسل»، «حرارت جاوه» و «غیرقابل درک»، ابعاد بازنمایی جنسیت، قومیت، مهاجرت و نظم سیاسی را بررسی می‌کند.

تحلیل روایت پسااستعماری نقط تلاقی «نظریه و روش تحلیل روایت ساختارگرا» با «نظریه و مطالعات پسااستعماری» است. مطالعۀ ساختاری و انتقادی متن رسانه ‏ای، با بهره ‏گرفتن از تحلیل ساختاری روایت در فیلم و نظریه‏ های انتقادی پسااستعماری، می ‏تواند وضعیت و موقعیت کنونی بازنمایی را روشن سازد. خصوصا آنکه در مطالعات بازنمایی، هم به پیشین تاریخی و هم سیاست‌‏گذاری ‏های کنونی توجه می‏ شود.

کتاب «شرق‌شناسی هالیوود» به‌زودی توسط پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی به چاپ خواهد رسید.

انتهای پیام/

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال