سه شنبه 30 مهر 1398
حجت‌الاسلام فخرزاده در گفت‌وگو با پایگاه خبری حوزه هنری:

انقلاب، شیرینی استقلال را به مردم چشاند

حجت الاسلام سعید فخرزاده
    -     کد خبر: 3522
    -     تاريخ انتشار : 1396/11/15|11:45
حجت‌الاسلام سعید فخرزاده، مدیر واحد تاریخ شفاهی دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری، گفت: مردم ایران در کنار همه شعارهای خود یک شعار محوری داشتند و آن «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» بود که با پیروزی انقلاب، مردم شیرینی استقلال را پس از ده‌ها قرن چشیدند.

حجت‌الاسلام سعید فخرزاده، مدیر واحد تاریخ شفاهی دفتر ادبیات انقلاب اسلامی حوزه هنری، در دهه فجر انقلاب اسلامی با پایگاه خبری حوزه هنری به گفت‌وگو نشسته است که بخشی از این مصاحبه را در زیر می‌خوانید:

 

با عرض سلام خدمت حجت‌الاسلام فخرزاده، ضمن تبریک به مناسبت دهه فجر انقلاب اسلامی، به نظر شما بزرگ‌ترین دستاورد انقلاب طی این 40 سال چه بوده است؟

 

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همه دوستان و تبریک به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و دهه فجر، 40 سال از انقلاب اسلامی گذشت، در این زمان اتفاقات بسیار زیادی رخ داد که بعضی از این رویدادها بسیار مهم است  و بعضی دیگر هم دارای نکات جالبی است اما  اهمیت محوری ندارد. اگر بخواهیم دستاوردهای انقلاب را نام ببریم طوماری بلندبالا را خواهیم داشت اما مهم‌ترین دستاوردی که انقلاب در این 40 سال برای مردم به ارمغان آورده است، استقلالی است که برای مردم محیا شده است.

 شاید سال‌های سال، نزدیک به صدها سال  قدرت‌های استعماری استقلال را از ایران گرفته بودند و مردم نسبت به جامعه و فرهنگ خودشان هیچ اختیاری نداشتند حتی پادشاه ایران این استقلال را نداشت که پدرش را از تبعید نجات دهد از همین رو مردم دیگر هیچ امیدی به بهتر شدن اوضاع نداشتند.به‌قدری فشار، کنترل و نظارت بر ایران زیاد بود که دولتمردان نمی‌توانستند نسبت به روابط خود با کشورهای دوست و دشمن، اختیاری داشته باشند.

چنین ملتی، آرزویش رسیدن به استقلال بود و رسیدن به این آرزو هزینه داشت. هزینه رسیدن به این آرزو تلاش برای سرنگونی حکومتی بود که توسط قدرت‌های بزرگ، حمایت می‌شد. استکبار از شاه حمایت می‌کرد و این حمایت  از نوع مالی، سیاسی و نظامی بود و این کار را برای مردم بسیار دشوار می‌کرد.

پیروزی انقلاب در سال 57 نتیجه صدسال مبارزات مردم ایران در مقاطع مختلف تاریخی بود، این تلاش‌ها سالیان سال ادامه داشت تا به نهضت امام خمینی(ره) متصل گردید، و ایشان با رهبری الهی خود مردم را به پیروزی و استقلال مدنظرشان رساند، نخستین گام  برای کسب پیروزی بسیار مهم است و اولین شیرینی پیروزی کسب استقلال است.

در میان همه شعارها یک شعار محوری بود و آن چیزی نبود جز استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی.  مردم به دنبال استقلال  ایجاد فضای آزاد برای رشد و تعالی و درنهایت تشکیل حکومت اسلامی که بر اساس مبانی دینی اداره شود بودند. به‌محض این‌که مردم ایران بر حکومت پهلوی پیروز شدند ملت با هجمه جدیدی روبه‌رو شدند. تمامی قدرت‌های بزرگ برای دشمنی علیه جمهوری اسلامی به میدان آمدند، دست به کودتا، شورش و نهضت‌های جدایی‌طلبی زدند، رهبران انقلاب را ترور کردند، 8 سال جنگ تحمیلی بر مردم ایران تحمیل شد و همین این کارها برای آن بود که شیرینی استقلال در کام مردم ایران تلخ شود.

ابرقدرت‌ها با توجه به رخنه در سیستم مالی، شبکه‌های پولی بین‌المللی، تقویت بنیه نظامی دشمنان و تجهیز آن‌ها، توزیع امکانان نظامی سعی کردند که جمهوری اسلامی را از صحنه روزگار محو کنند اما طی این 40 سال تمامی تیرهای آن‌ها به سنگ خورده است.

 

پیروزی انقلاب اسلامی  در دل مردم ایران چه احساسی خلق کرد که توانست این خاطره شیرین تا سال‌ها در ذهن مردم باقی بماند؟

 

دوران پیروزی انقلاب اسلامی یک دوران بسیار شیرین و شنیدنی است، این اتحاد و همدلی مردم بسیار باورنکردنی است این‌که همه ملت برای رفع یک مشکل برای یک هدف، این‌گونه متحد شوند، زن، مرد، دانشجو، کاسب، پزشک، مهندس و حتی نظامیانی که زیردست خود پهلوی برای دفاع از رژیم آموزش‌دیده بودند که چگونه از تاج‌وتخت پهلوی حمایت کنند، بی‌نظیر بود، نظامی‌ها با دیدن اتحاد مردم سنگر خود را ترک کردند و به مردم پیوستند.

 در واپسین لحظات شکست پهلوی، رژیم به فکر افتاد تا اتحاد را در میان صفوف مردم بر هم بزند و شکاف ایجاد کند، آن‌ها تفرقه را راه موفقیت خود و توقف روند انقلاب می‌دانستند، آن‌ها برنامه‌ریزی کردند تا با ایجاد یک دولت از جنس ملی مذهبی‌ها روند انقلاب را کند کنند و سپس با ترور رهبران انقلاب جریان اصلی متوقف شود. آن‌ها تصور می‌کردند با انتخاب بختیار از میان ملی مذهبی‌ها، این بخش از انقلابیون از صفوف مردم جدا شوند اما باتدبیر حضرت امام(ره) همه نقشه‌های آن‌ها نقش بر آب شد.

امام خمینی(ره) در برابر حرکت رژیم و نقشه‌های آن‌ها حرکتی متقابل انجام دادند که بسیار زیبا و هوشمندانه بود، به‌محض این‌که شورای سلطنت برپا شد، حضرت امام (ره) شورای انقلاب را تشکیل دادند، به‌محض این‌که بختیار مسئولیت دولت را بر عهده گرفت، امام خمینی(ره) از خود ملی مذهبی‌ها مهدی بازرگان را به‌عنوان رئیس دولت موقت انتخاب کردند. رژیم به‌شدت از ابتکار عمل امام آسیب دید و تنها راه نجات خود را کشتار مردم می‌دانست، 17 شهریور، اتفاقات عاشورا و تاسوعا، حضور مردم سبب شده بود که پهلوی بداند دیگر  کاری از دستش برنمی‌آید.

 

شما در زمان انقلاب کجا بودید و چه فعالیت‌هایی انجام می‌دادید؟

 

من در زمان پیروزی انقلاب جوانی 14 ساله بودم و در شهر ملایر در هنرستان، درس می‌خواندم، در زمان راهپیمایی مدارس را تعطیل می‌کردیم و راهپیمایی از مدرسه ما آغاز می‌شد، در ادامه مسیر سایر مدارس هم به ما می‌پیوستند و حضور مردم پشت سر دانش آموزان یک جریان عظیم راهپیمایی را ایجاد می‌کرد.

در عاشورا و تاسوعا من به تهران آمدم، در تهران بستگانی داشتیم که به دلیل شرکت در اعتراضات زندانی سیاسی بودند، آن‌ها که آزاد شدند به تهران آمدم و در راهپیمایی‌های تهران شرکت کردم، جمعیت و عظمت حضور مردم بسیار قابل‌توجه و ماندگار بود.در آن زمان حضور مردم به‌اندازه‌ای بود که دیگر همه می‌دانستند کار رژیم تمام‌شده است. من پس از چند هفته به ملایر برگشتم و در شهر خودمان بودم که مطلع شدیم حضرت امام(ره) در حال بازگشت به میهن هستند.

آن زمان تعداد کمی در منزل تلویزیون داشتند، مردم به خانه همسایه‌ها رفتند تا تصویر ورود حضرت امام خمینی(ره) از تلویزیون ببینید، ترس بسیاری وجود داشت که نکند تروری صورت گیرد و جان امام درخطر باشد، به ناگاه تصاویر قطع شد و مردم به خیابان‌ها رسیدند اما بعداً از طریق تلفن و تماس با تهران مطلع شدیم که امام به‌سلامت به مدرسه رفاه رفته‌اند.

در آن زمان نیروهای نظامی و انتظامی نظاره‌گر بودند و جرأت نمی‌کردند که به مردم نزدیک شوند، در آن زمان فهرستی از مزدوران و کسانی که با رژیم همکاری می‌کردند تهیه شد تا مردم آن‌ها را دستگیر کنند، پدر من پلیس آگاهی و در بخش مبارزه با مواد مخدر بود، تعدادی از موادفروشان و کسانی که دل‌خوشی از پدرم نداشتند اسم ایشان را هم داده بودند، اما انقلابیون گفتند در صورت هر نوع حرکتی ما از شما دفاع خواهیم کرد. مردم آن روزها تا صبح در کوچه پاس می‌دادند، پلیس حضور نداشت و مردم برای جلوگیری از سرقت خودشان دست‌به‌کار شده بودند

 

چه زمانی قرار است از پیچ تاریخی خارج شویم و آرامش بر انقلاب حاکم شود؟

 

شاید جوانان از خود بپرسند پس چه زمانی از فشارها، تهدیدات و تحریم‌ها راحت می‌شویم، باید گفت که مراحل بسیاری از انقلاب گذشته و مراحل بسیار دیگری نیز باقی‌مانده است. اگر ما در جغرافیای خودمان بخواهیم با قدرت‌های بزرگ بجنگیم کشور با بحران‌های امنیتی، نظامی، سیاسی  و حتی اقتصادی روبه‌رو می‌شود.

ما برای مقابله باقدرت های بزرگ، باید خارج از مرزها درگیر شویم، ما باید دوستان خودمان را بشناسیم و ارتباط وسیعی با دولت  و ملت‌ها برقرار کنیم. اگر کشورهای دوست با ما متحد شوند، کار استکبار بسیار دشوار خواهد شد. ما در سوریه، لبنان و عراقی که هشت سال با آن جنگیدیم دوست هستیم و خودمان را در آن‌ها تثبیت کرده‌ایم، باید به سراغ کشورهایی برویم که مردم آن به رشد رسیده‌اند اما دولتشان هنوز اعتقاد و باور ندارد که باید استقلال داشته باشند و دوران استکبار و استعمار به پایان رسیده است.

ما باید در قلب و مغز مردم جهان رسوخ کنیم، مردم برای این انقلاب هزینه داده‌اند و باید هزینه‌های دیگری نیز پرداخت شود تا به‌عنوان یک پایگاه اسلامی در جهان به‌عنوان مرکز انتشار افکار و اندیشه اسلامی و ضد استکباری بتوانیم علیه دشمن یکپارچه شویم.

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال