پنج شنبه 30 آیان 1398
اربعین حسینی از نگاه هنرمندان/۱۶

یثربی: هنرمندان با دو ابزار احساس و تفکر آثار اربعینی خلق کنند+ شعر

یثربی
    -     کد خبر: 2594
    -     تاريخ انتشار : 1396/8/9|13:17
سید یحیی یثربی، استاد رشته فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی، گفت: هنرمندان در مورد اربعین باید با چشمانی باز و تفکرات نظریه‌پردازان معتبر برای جریان‌سازی و رشد و کمال معنوی مردمی گام بردارند.

سید یحیی یثربی، استاد رشته فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی است. وی که پژوهش‌های ویژه‌ای در حوزه نقد فلسفه اسلامی و عرفان اسلامی دارد، در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری گفت: هنر مستقیما با احساس سر و کار دارد. بنابراین خیلی استدلال نمی‌داند و نمی‌خواهد که بداند. چرا که هنگامی که هنر می‌گوید یک مطلب و یا جسمی زیبا است، دلیلی برای اثبات آن نمی‌آورد. هنر معتقد است که وقتی چیزی زیبا است، دوست داشتنی است و دیگر جای بحث در مورد زیبایی آن نیست.

وی در ادامه گفت: هنر در اکثر مواقع جوششی است. یعنی همانند چشمه خود به خود می‌جوشد و جریان می‌یابد. اما باید سرچشمه‌اش را پیدا کنیم. چرا که هنر ساختنی نیست. نمی‌توانیم آن را با پول خرج کردن به وجود بیاوریم. هنر فن و اجرا نیست. بلکه واقعه‌ای است که از دل یک هنرمند متولد می‌شود. واقعه‌ای که اگر هنری باشد بی‌شک مردم آن‌را می‌پسندند.

یثربی افزود: کاربرد هنر درگیر کردن احساسات انسان با خود است و مورد استفاده افراد یا جامعه‌ای خواهد بود که درکش کند. البته که از هنر در برخی دوران‌های تاریخی به عنوان ابزاری برای تجلیل و تمجید‌های سلطنتی و یا کاسبی هم استفاده‌ می‌شده است. اما اصل ذات هنر بازتاب‌دهنده جامعه مردمی همانند یک آینه صاف و پاک است.

وی با اشاره به اهمیت نقش هنر در زندگی مردم جامعه گفت: بزرگ‌ترین نقش هنر انتقال ایده‌های زندگی به مردم است و هنرمندان باید این ایده‌ها را از متفکران و اندیشمندان جامعه خود دریافت کنند تا با هنر خود آن تفکرات سازنده را به مردم ارائه دهند. این کار تنها از سوی هنرمندان امکان پذیر خواهد بود. چرا که باید تفکرات سازنده و مثبت اندیشمندان جامعه به گونه‌ای که قابل درک و فهم برای مردم باشد در اختیار آن ها قرار گیرد تا نتیجه دهد. البته که باید هنرمند خود بیندیشد. اما اگر در محیط درستی قرار گیرد و تحت تاثیر متفکران سالمی باشد بی‌شک هنر خود را در مسیر درستی خرج خواهد کرد.

یثربی با تاکید بر تاثیرگذاری سازنده هنر در راستای زندگی موفق‌تر جوانان گفت: جوان امروز چشم به راه یک حرف تازه و به درد بخور است. او منتظر یک ایده، مطلب امیدبخش و کاربردی برای زندگی درست و مطلوب است. هنر دینی در ایران کار دور از دسترس نیست؛ چرا که سال‌هاست برای واقعه عاشورا و سید‌الشهدا(ع) گریه کرده‌ایم. اما آیا در این سال‌ها هر سال حرف جدید و کاربردی برای مردم داشته‌ایم؟ باید در هر عاشورا پیام تاثیرگذار درست در راه زندگی بهتر و سالم‌تر برای مردم داشته باشیم. این کار تنها از راه هنر می‌تواند شکل بگیرد. باید آرایش معانی بیانی هنر دینی و صنایع ادبی ما در مرثیه‌ها هم اجرا شود. اگر چنین شود آن مرثیه بیش از پیش زیبا و دوست‌داشتنی می‌شود.

وی افزود: متاسفانه با برگزاری صدها مراسم برای عاشورا باز هم از ارزش‌ها به‌دور هستیم. چرا که به شخصیت‌پروری همانند شخصیت امام حسین(ع) نمی‌پردازیم. نباید فراموش کنیم که امام حسین(ع) شهید راه عدالت و مبارزه با ظلم است. باید چنین ایده‌هایی را از سیدالشهدا و وقایع کربلا به ادبیات و هنر بدهیم تا روحیه حسینی در این مردم جاری شود. وگرنه پوشیدن لباس سیاه و گریه کردن برای شهدای کربلا به تنهایی هیچ دردی را دوا نمی‌کند. حُزن برای امام حسین(ع) را نفی نمی‌کنم و برای ما جایگاه مهمی دارد. اما اصل موضوع چیز دیگری است و نباید از آن غافل شویم.

یثربی در ادامه گفت: در مورد اربعین هم باید هنرمندان با چشمانی باز و با استفاده از تفکرات نظریه پردازان معتبر برای جریان‌سازی و رشد و کمال معنوی مردمی گام بردارند. این کار باید به رشد رو به جلو هرساله مردم ما به خصوص جوانان منتهی شود.

وی با اشاره به روز مهمی به عنوان نیمه شعبان و تولید امام زمان(ع) گفت: یکی دیگر از مسائل دینی و مذهبی که می‌توانیم در هنر دینی از آن در راستای جامعه‌ای سلامت و معنوی‌تر بهره ببریم، نیمه شعبان است. نیمه شعبان می‌تواند در ادبیات ما حضور جدی و تاثیرگذاری داشته باشد. اما باید خوراک مناسب برای ادبیات و هنر در این موضوع آماده کنیم. متاسفانه نیمه شعبان تنها به بهانه‌ای برای برگزاری جشن و شیرینی دادن تبدیل شده است. در حالی که باید آمادگی ظهور آقا امام زمان(ع) با ایده‌های متفکران و اجرای هنرمندان فراهم شود.

یثربی در پایان گفت: بهترین راه این است که احساسات را در حد حاشیه و زینت ارزش دهیم، اما در متن با عقلانیت و استدلال و نظریه‌پردازی غنا بخشیم تا یک ادبیات کارساز دینی داشته باشیم. یعنی به جایی برسیم که در محرم و عاشورای هر سال ما یک درجه رشد و ارتقای معنوی به سوی اخلاقیات و شخصیت امام حسین(ع) داشته باشیم.

این استاد دانشگاه شعری را که با موضوع اربعین و با عنوان «تو در كدام صفی؟!» سروده است در اختیار پایگاه خبری حوزه هنری گذاشت. متن این شعر چنین است:

تو در كدام صفی؟!

 

به واپسین بدرود،

چه بی­قرار و چه بی­تاب،

گفتمت كه:

- كجا؟!

جواب دادی:

- خواهر! چه جای این سخن است؟!

من و تو، هر دو به یك سنگریم و در یك راه!

تو دخت فاطمه‌ای! باز همتی! زینب!

كه خصم سخت دلیر است و بی‌امان با ما!

چون من فتادم، برخیز و بی‌امان برخیز!

مباد آن‌كه ز پیكار خصم خسته شوی!

***

به ناله گفتمت:

- آخر چسان؟!

   چگونه؟!

   كجا؟!

   شرار صاعقه بر خرمنم، چنان بی‌رحم

   كه ذره ­ذرۀ من، آتش است و خاكستر!

   كجا توانم من؟!

   نه! نه!

   نمی‌توانم من!

***

تو دست بر دل خواهر نهادی و گفتی:

صبور باش! كه این راه، بس گران راهی است!

عنان مگیر!

مزن دم كه:

وقت می‌­گذرد!

مرا به صبر جمیل خدا سپردی و ...

رفتی...

***

چو رفتی از بر من،

من ز پای افتادم!

ولی تپید دلم:

«هان! مباد خسته شوی!

تو با امام به یك سنگری و در یك راه!»

همه كشاكش دل بود و خستگی... ناگه!

 خبر رسید، بیایید:

ذوالجناح آمد!!

چه گویمت كه:

چه شد! من دگر نمی‌­دانم!

***

چو ذوالجناح تو برگشت،

من بلند شدم، كه:

 كار باید كرد!

***

در آن زمانۀ بی­‌رحم و بی­‌پناهی­‌ها

هراس غارت و آتش گرفته راه نفس!

چنان نهیب زدم من كه آسمان لرزید:

- كجاست سجادم؟!

هلا گروه یتیمان و جمع بیوه­‌زنان!

چه جای بیم و هراس است؟!

هان خدا با ماست!

از این سیاهی و جهل و ستم، چرا ترسیم؟

هنوز شعله‌­ای از خیمۀ حسین برجاست!

***

من ایستاده، كه این­جا، نه جای تسلیم است!

مگر نه در رگ ما، خون مصطفی جاری است؟!

مگر معلم صبرم علی و زهرا نیست؟!

من ایستاده كه این‌جا، نه جای تسلیم است!

***

همیشه هر دل پاكی كه می‌­تپد، با ماست!

چه جای ترس كه ما بر حقیم و حق با ماست!

خدا و آیت قرآن،

ورق،

ورق، با ماست!

***

چه جای گریه؟! نمی‌­گریم و شكیبایم!

فرات، اگر همه اشك است،

اشك زینب نیست!

.........

.........

من و رباب صبوریم!

و آب،

می­‌گرید!

***

تو را به دشت و بیابان سپردم و رفتم...!

كجا؟!

به كوفه!

به شام!

چگونه رفتم و باز آمدم؟!

نمی­‌گویم!

تو خود حدیث مفصل بخوان!

از این مجمل!

گذشت،

آن‌­‌چه

گذشت...!

***

به بزم وحشت ابن زیاد!

و بزم یزید!

نه خسته از زنجیر!

نه بیمی از تحقیر!

من ایستاده­ كه این­جا، نه جای تسلیم است!

نهیب من، همه بگسست تار و پود حریف!

فتاد تیشه ز دستی كه:

زد به ریشۀ ما!

ز ایستادن من، رنگ باخت زنجیرم!

فتاد روبهك از پا، چو دید من شیرم!

سپر فكند به پیش زبان شمشیرم!

عصا به دست شده دشمنت ز هیبت من!

گرفت از لب تو،

انتقام، جرأت من!

ز دست می‌­شدم از درد و تو،

دلم دادی:

«صبور باش! بگو! جان من! فدای لبت!

بگو! ای منادی توحید!

بگو! ای صدای آزادی!»

***

مباد آن‌كه نشینم ز پای، تا هستم

‌چه جای ذلت و تسلیم؟!

هنوز بر سر پیمانم و نمی‌­گیریم!

فرات اگر همه اشك است،

اشك زینب نیست!

من و رباب صبوریم و

آب می‌‌­گرید.

اگرچه ناله و شیون به آسمان رفته

صدای نالۀ من نیست!

من نمی‌­نالم!

صدای خون شهید است و قبر می­‌گرید!

نوای سنگ صبور است و صبر می‌­گرید!

***

جدال كفر و ستیز ستمگران، با خلق

همیشه بوده و

هست و

همیشه خواهد بود!

مباد آن‌­كه:

به عذری ز كار وامانیم!

مباد آن‌­كه:

          عزاداری شهیدان را، جهاد پنداریم!

چه جای گریه؟!

كه جای قیام با شمشیر!

چه جای ناله؟!

كه جای نهیب و نعره­ی شیر!

***

 

تو را به دشت و بیابان سپردم و رفتم:

نه دفن نعش عزیزان و

نه عزاداری!

به خویش گفتم:

- آری! جهاد باید كرد!

جهاد!

جهاد با زر و تزویر و زور!

جهاد با همه دَد سیرتان ضدّ بشر!

***

 

جهاد با زر و زور نهفته در تزویر!

نبرد شرك و نفاق نهفته در توحید!

نبرد با همه طاغوتیان پر نیرنگ!

به نیزه­شان، قرآن!

شعارشان، تكبیر!

 نبرد با فرعون!

در ردای پیغمبر!

به سنگر محراب!

به مسند منبر!

در این مبارزۀ بی­امان و جاویدان،

هر آن كجا كه تو هستی،

زمین كرب و بلاست!

همه زمانۀ تاریخ، روز عاشوراست!

هلا مسلمانان! به هوش باید بود!

كه در همیشۀ تاریخ زندگانی‌­مان،

همیشه جبهۀ تزویر و زور و زر برپاست!

همیشه آل علی در نبرد با اینهاست!

همیشه و همه جا كربلا و عاشوراست!

به یاد دار كه گفتم: حسین!

حسین من!

حسین تو!

حسین ما تنهاست!

تو خویش را دریاب!

در این نبرد، نبرد یزیدیان و حسین!

از این دو صف: صف سفیانیان و آل علی (ع)

تو در كدام صفی؟!

جایگاه تو، به كجاست؟!

در این مبارزۀ بی‌‌­امان و جاویدان

من ایستاده و توحیدیان، صف اندر صف!

چه جای ترس كه ما بر حقیم و حق با ماست!

خدا و آیت قرآن،

ورق،

ورق

با ماست!

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال