پنج شنبه 30 آیان 1398
منيژه آرمين:

شور دروني هنرمند او را وادار به خلق اثر می‌کند/ هنر در نفس خود آسماني است

منیژه آرمین
    -     کد خبر: 2552
    -     تاريخ انتشار : 1396/8/7|16:32
منيژه آرمين گفت: شور دروني هنرمند است که او را وادار به خلق اثر هنري مي کند. به نوعي مي‌توان گفت که هنر، هديه و فرصتي است که از سوي خداوند به هنرمند داده شده است و اگر دامن کسي را بگيرد، ديگر او را رها نمي‌کند.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، منيژه آرمين نویسنده و منتقد ادبی که دستي هم در مجسمه سازي و سفالگري دارد با اشاره به اینکه هنرهاي تجسمي نتوانسته با زندگي عموم جامعه عجين شود، گفت: به جرئت مي‌توانم بگويم، متاسفانه هنرهاي تجسمي نتوانسته با زندگي عموم جامعه عجين شود. وقتي به فضاي شهري نگاه مي‌کنيم، با هنرهايي روبه‌رو مي شويم که با وجود آنکه در واقع براي مردم است، اما اصلا مردمي نيستند. ممکن است هنرمند، کاري را انجام دهد و اثري را توليد کند و بگويد براي مردم کار نمي‌کند بلکه براي خودش کار مي‌کند و اين گونه تلقي مي کند که مردم کارهايش را نمي فهمند و براي زمان ديگري اين کارها انجام شده است. اما وقتي شاهد آثاري در سطح شهر هستيم که مخاطب آن ها مردم هستند ولي نتواند هيچ رابطه اي با عموم جامعه برقرار کند، بزرگ ترين جفا را به هنر زمانه خود و انديشه و باورهاي مردم کرده ايم.

وی ادامه داد: شخصا فکر نمي‌کنم که مردم  متوجه هنر نيستند و آن را نمي‌فهمند، بلکه بايد زبان مردم را ياد گرفت بدون آنکه در ابتذال افتاد. برخي فکر مي‌کنند اگر با زبان مردم حرف بزنيم، کار هنري، مبتذل خواهد شد در صورتي که من معتقدم، مي توان زباني را پيدا کرد که هم با مردم سخن بگويد و هم عوامانه نباشد.

اين هنرمند در پاسخ به اين سوال که يک اثر هنري از چه ويژگي‌هايي مي‌تواند برخوردار باشد تا مورد اقبال مخاطب قرار گيرد، گفت: در پاسخ به اين سوال بايد به اين نکته اشاره کنم که مخاطبان هنر متفاوت هستند. اين امر بستگي دارد که کار هنري را براي کدام مخاطب انجام دهيم. يکي از زيبايي‌هاي هنر نيز در مخاطبان و تفاوت آن هاست؛ چراکه آدم‌هاي مختلف، کارهاي متفاوت را براي مخاطبان متفاوت انجام مي‌دهند و اين اتفاق خوبي است.

آرمين به عنوان يک هنرمند معتقد است: شور دروني هنرمند است که او را وادار به خلق اثر هنري مي‌کند. به نوعي مي‌توان گفت که هنر، هديه و فرصتي است که از سوي خداوند به هنرمند داده شده است و اگر دامن کسي را بگيرد، ديگر او را رها نمي‌کند. شايد بتوان اين مهم را اين گونه تعبير کرد که هنر، دردي است که در وجود برخي از آدم ها وجود دارد و آن ها را تا دم مرگ رها نمي‌کند. براي همين است که ونگوگ نقاشي بود که وقتي نتوانست نقاشي کند، مرد.

او با اشاره به اینکه هنري که در شرق از آن ياد مي‌شود به معناي انسان خوب است، اظهار کرد: هنر خوب و بد نداريم؛ چرا که معناي لغوي کلمه هنر از خوبي مي‌آيد و خارج از آن نيست؛ در نتيجه هنر يعني خوبي و هنر بد وجود ندارد. اگر بخواهند به يک کار بگويند بد است، بايد دانست که آن هنر نيست و بايد لفظ ديگري براي آن تعريف کرد.

اين هنرمند درخصوص تعريف هنر متعهد گفت: تعريف هنر متعهد دشوار است؛ چرا که هنر در نفس خود آسماني است. هنرمند نسبت به پديده‌اي که خلق مي‌کند و آثاري که دارد متعهد است. در واقع همه هنرمندان متعهد هستند و در اين نقطه تعريف ما از تعهد است که هنر متعهد را تعريف مي کند.

آرمين با اشاره به حضور تکنولوژي در عرصه هنرهاي تجسمي گفت: هر چند تکنولوژي براي هنر، تهديد نيست اما همه چيز هم نيست. تکنولوژي، امکان و فرصت هايي را در پي دارد و غرق شدن در آن است که بد است. با اين وجود شاهد آن هستيم که ذهن و ايده‌هاي ذهني و تا حدودي دست‌ها را در پرداخت به هنر ضعيف کرده است.

 

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال