پنج شنبه 25 مرداد 1397

نشست نقد و بررسی کتاب «عقل مراقبت» برگزار شد

نشست نقد و بررسی کتاب «عقل مراقبت»
    -     کد خبر: 2281
    -     تاريخ انتشار : 1396/7/15|13:07
نشست نقد و بررسی کتاب عقل مراقبت به قلم خانم فتانه قدیریان در پژوهشکدة فرهنگ و هنر اسلامی برگزار شد.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، نشست نقد و بررسی کتاب عقل مراقبت به قلم خانم فتانه قدیریان در پژوهشکدة فرهنگ و هنر اسلامی برگزار شد. این کتاب را دکتر عبدالحسین کلانتری، هئیت علمی دانشکدة علوم اجتماعی دانشگاه تهران، دکتر ابراهیم اخلاصی، هیئت علمی دانشکدة علوم اجتماعی دانشگاه علامه (ره) و اسماعیل فراهانی دانش‌آموخته و پژهش‌گر علوم اجتماعی به نقد نشستند.

دکتر میثم مهدیار معاون پژوهشی پژوهشکده فرهنگ و هنر به‌عنوان مقدمه، در ابتدای این نشست به جایگاه این کتاب در حوزه علوم انسانی در ایران می‌پردازد و می‌گوید: «جنگ هشت ساله اگرچه ظاهراً تمام شده است اما هنوز تداوم دارد چراکه ما با دستاوردها و تبعات آن در حوزه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و هنری هنوز درگیریم. با‌این‌حال تجربه مقاومت ما در جنگ هشت‌ساله که دستاورد حداقلیِ آن حفظ کلیت مرزهای سیاسی بوده است در حوزة علوم انسانی و به‌خصوص علوم‌اجتماعی مغفول مانده است و البته این غفلت بیشتر از اینکه سیاسی باشد به ذات غیرتاریخی علوم انسانی و اجتماعی در ایران باز می گردد که نمی تواند با تاریخ کشور ارتباط برقرار کند. نظریه‌زدگی و ترجمه‌زدگی مانع از این شده است که ما با داده‌های تاریخی نه خیلی دور که حتی با تجربه زیسته چند دهه گذشته خود از نزدیک مواجه شویم و آنها را صورت‌بندی کنیم در‌حالی‌که اساس علوم انسانی بر اساس آنچه دیلتای می‌گفت مفهوم‌پردازی همین تجربه زیسته‌هاست. کتاب عقل مراقبت از این جهت مهم است که کوشش ابتدایی برای صورت‌بندی تجربه خاص پزشکی و پرستاری ما در جنگ هشت را فراهم کرده است و تلاش کرده تآثیرات آن تجربه بر نظام مراقبت در ایران را توضیح دهد.»

اما ادامه‌دهندة بحث، مؤلف کتاب است. فتانه قدیریان جنگ را در حوزة پزشکی، دوره و روایتی دیگرگونه می‌داند که همواره با پیش و پس از خود متفاوت است.مهم‌ترین مایه‌ای را که از این رهگذر می‌یابد نوعی فرهنگ، به‌مثابه نوعی اندیشه و کردار است که در مقطع جنگ، در بین اهالی پزشکی دیگرگونه می‌شود. قدیریان رویکرد ساختارگرایانه را از همین بابت کارآمد نمی‌بیند و بر آن می‌شود که با رویکردی گفتمانی به مسئله نگاه کند. او در رویکرد گفتمانی بانظر به توجه فوکو به گسست‌ها و اینکه او حال را نه به‌عنوان نقطة پیشرفت بلکه در جهت پرسش از چگونه‌شکل‌گرفتن عقلانیت حاضر مد نظر قرار می‌دهد.

او در جمع‌آوری اسناد این جهت را پی می‌گیرد که در مقطع جنگ، چگونه نظر و عمل متحد می‌شوند و الگویی که در رابطة نظر و عمل وجود دارد چگونه شکل می‌گیرد. آنچه مؤلف کتاب «عقل مراقبت» از پیش از جنگ یعنی حدوداً از سال ۱۳۰۰ تا جنگ می‌نویسد، سیری است که مراقبت طی می‌کند و آن را از سنت پذیرفته‌شدة خود وارد نهادهای بیمارستانی می‌کند و شکلی فنی و تکنیکی به آن می‌دهد. حال‌آنکه این مفهوم در نظر مؤلف به اندازة وسعت انسانی پیچیده و غیرقابل تقلیل به فن است. او این حوزه را «میدان پرستاری» نام می‌گذارد: میدانی که در پی آن است که این فن و تکنیک را عینی‌تر کند.

او دربارة اینکه انقلاب اسلامی چه مفاهیمی را در حوزة مراقبت وارد می‌کند می‌گوید: «خود انقلاب عنوان «امداد اجتماعی» را در جامعه پررنگ می‌کند و این منجر به آن می‌شود که نگاه عینی‌ساز و فردی‌ساز در مراقبت به چالش کشیده شود و موضوع جمع و اجتماع در مراقبت طرح شود و دیالوگ‌های پزشکی را تغییر دهد. اینها به‌دلیل تغییری است که تغییرات گفتمانی پس از انقلاب پدید آورده است. مثلاً پرستاری که تا پیش از این «رفاه» و «سلامتی» را به‌عنوان غایت خود می‌شناخت از این پس متوجه مفهوم «سعادت» می‌شود تا رابطه‌های دیسیپلینی بین پرستار و پزشک در جنگ به‌هم ریخته شود و کار تیمی رنگ جدیدتری به خود بگیرد. این شرایط نحوة جدیدی از گفتگوهای حوزة مراقبت را پدید می‌آورد که قدیریان آنها را گونة جدیدی از عقل می‌داند که شیوة گفتگو، شناخت، اندیشه و کردار جدیدی را پدید آورده است: عقل مراقبت.

دکتر ابراهیم اخلاصی اولین منتقد این نشست نقطة مثبت این کتاب را کیفیت ورود نویسنده به بحث و پروبلماتیزه شدن بحث برای نویسنده می‌داند و اعتقاد دارد در این کتاب مسئلة مراقبت برای مؤلف حقیقتاً به‌صورت یک مسئله درآمده است و بر این نکته اضافه می‌کند که نوع رویکرد‌گزینی مؤلف در این کتاب را نیز باید تحسین کرد چرا که فوکو حتی برای اصحاب علوم اجتماعی، به‌ویژه از حیث روشی، ازجمله متفکرین دشوار است. اما اخلاصی نقدهایی را به این کتاب وارد می‌داند و آنها ذیل دو عنوان کلی دسته‌بندی می‌کند: ایرادات صوری و ایرادات محتوایی. دکتر اخلاصی دربارة ایرادات محتوایی این گونه آغاز می‌کند: «در یک کار کیفی صرف نظر از این که داده‌یابی به چه صورت انجام شده باشد، در نهایی‌ترین تحلیل باید به شکل‌گیری نوعی روایت نظری برسیم. دوم اینکه در کار کیفی آمار و ارقام مطرح نیست. اگرچه در چنین کارهایی برای توضیح اینکه چگونه آمار و ارقام با بدنة نظری کار ارتباط دارند و چگونه به نتایج می‌رسند روش‌ها و انواع گوناگونی وجود دارد و مناقشات بسیار در بین این روش‌ها هست اما جان تمام این روش‌ها این است که وقتی مخاطب خاص اثر یا پژوهش آن را می‌خواند باید بتواند به بهترین شکل با آنها و آمار و ارقام طرح شده در آنها ارتباط برقرار کند و با سیر مطالعه و تحقیق همراه شود. ملزومات محقق شدن این اتفاق آن است که در کار کیفی، حرکتی دوری وجود داشته باشد و با یک حساسیت نظری، هرجا که لازم بود به عقب بازگشت و مسئله را باتوجه به اطلاعات تازه از نو توضیح داد و تعارضات را حل نمود.

در این کتاب باتوجه به رویکرد فوکویی آن، این مسئله مورد بحث قرار می‌گیرد که در بین شئون مختلف دانایی چه اتفاقی میفتد که شأنی بر دیگر شئون استیلا پیدا کرده است. در طرح این موضوع، با توجه به اینکه فوکو نگاه مبتنی بر پیشرفت یا فراتری و فروتری را نمی‌پذیرد و موقعیت خاص رخ دادن پدیده‌ها را به‌طور منحصر‌به‌فرد در نظر می‌گیرد، باید دقت کرد که از این نگاه عدول نشود؛ بدین ترتیب می‌توان گفت آوردن گزاره‌هایی چون «تجارب مختلف پرستاران در جنگ‌های مختلف دنیا حاکی از اثر مشابهی به‌نام پیشترفت در پرستاری به‌دنبال جنگ است» و یا «فضابخشی جدیدی که برآیند تعاملات پرستاری یا جنگ و با جنگ پرستاری هستند چه‌بسا ماهیتی مشابه در تمام جنگ‌ها دارد» وجهی ندارد.

مسئلة دوم این است که در صفحة ۳۳ تصریح شده است که «مطالعة حاضر درصدد است با استفاده از رویکرد فوکویی به بررسی تاریخی پرستاری در جنگ هشت‌سالة عراق با ایران بپردازد.» اما صرف یک ادعا باعث اثبات آن نمی‌شود. بنده هرچه این کتاب را ورق زدم به دنبال اینکه گفته شود پرستاری در جنگ تحمیلی ویژگی‌ها و مختصات خاصی را دارد و چه دلایلی، اعم از گفتمانی و غیر آن، باعث بروز این ویژگی‌ها شده‌اند، به‌طور واضح و روشن با چنین پرسش‌هایی روبرو نشدم. شاید علت این باشد که داده‌های این کتاب در یک منظومة مشخص و واضح دسته‌بندی نمی‌شوند و به‌شکل زیسته و میدانی به‌کار نمی‌آیند.»

 

دکتر اسماعیل فراهانی دیگر کارشناس این نشست، پس از تجلیل از کار ارزشمند مؤلف، به بهانة نقد این کتاب یکسره سراغ این پرسش می‌رود که ما چگونه باید دربارة موضوعات مربوط به انقلاب اسلامی پژوهش کنیم. او می‌گوید ما تصوری از تاریخ و گسست تاریخ داریم که ما را به سمت و سو‌هایی از جمله مسئلة فوکو می‌برد. او که مثل دکتر اخلاصی این کتاب را آکنده از ایدة پیشرفت و بنابراین به‌دور از ایدة فوکو دربارة گسست می‌بیند، اعتقاد دارد: «گسست در نظر فوکو نه شکلی چون یک لحظة تصادفی بلکه شکلی تمدنی و عمیق‌تر دارد. اما روایتی که در این کتاب دربارة جنگ داده شده چندان اتفاق بزرگی نیست بلکه در هر جنگ دیگر نیز ممکن و حتی طبیعی است. علاوه‌براین در بخش ابتدایی کتاب گفته می‌شود که ایده‌های مدرن پیش از انقلاب وارد ایران شده و سپس از این موضوع نتایج فوکویی گرفته می‌شود. باید پرسید که چگونه در مورد کشوری که به‌صورت آمرانه توسعه را وارد کشور می‌کند، می‌توان تحلیل‌های فوکویی کرد. چنین کشوری با کشوری که تحت شرایط خاصی گسست را تجربه می‌کند متفاوت است. شاید در مورد کشوری که با آیین‌نامه‌ها و قواعد دولت مدرن به‌وجود آمده نتوان چنین تحلیلی کرد.

نکتة دیگر این است که وقتی ما دربارة فوکو و ایدة زبان صحبت می‌کنیم، اولین بحث دربارة قراردادی بودن زبان است. اگر به قراردادی بودن زبان قائل باشیم از همین مسیر به ساختارگرایی نیل می‌کنیم و تنها در همین صورت است که پساساختارگرایی معنی‌دار می‌شود. اما اگر به این قائل باشیم که مثلاً امور مطابق با زوجیتی نام‌گذاری شده‌اند که خداوند از ازل آنها را آنگونه آفریده، دیگر قراردادی بودن زبان و در‌نتیجه ساختارگرایی را کنار گذاشته‌ایم و اینگونه پساساختارگرایی بلاموضوع می‌شود. بنابراین باید گفت به‌کارگیری فوکو اینجا هم با توجه به نظری که کتاب به انقلاب اسلامی دارد بی‌وجه است.»

دکتر عبدالحسین کلانتری دیگر منتقد نشست اشاره‌ای به دشواری‌های استفاده از نظریات فوکو حتی برای دانشجویان علوم اجتماعی می‌کند تا بگوید چنین کاری برای یک دانش‌آموختة حوزة پزشکی چه‌اندازه از همت و دقت نظر را طلب می‌کند. او علاوه‌براین چنین کاری بر روی حوزة دفاع مقدس را بکر و دست‌نخورده می‌داند و توجه مؤلف به این حوزه را ستایش می‌کند. اما دکتر کلانتری در مقام نقد صحبت خود را از اینجا شروع می‌کند که موعد کلی‌گویی در مورد تاریخ ایران گذشته است و دیگر وقت آن رسیده که به برش‌های مشخصی از تاریخ ایران پرداخته شود. او ادامه می‌دهد: «اگر بتوانیم یک موضوع را در یک برش زمانی خاص از ابتدا تا انتها بانظر به گسست‌ها و تطورات خاص آن موضوع بررسی کنیم، به‌تدریج یک فهم کلی از تحول تاریخی ایران به‌دست می‌آید. باید بیشتر از این دست کارها ،به‌ویژه در نسبت با اکنون ما، انجام شود. چیزی که در کتاب عقل مراقبت انجام نشده است. اگر این مسیر در این کتاب پی گرفته می‌شد اتفاقاً مشخص می‌شد که مؤلف طرفدار ایدة پیشرفت نیست چراکه سازوکارها و منطق نظام سرمایه‌داری در نظام پساجنگی ما به‌گونه‌ای شده است که خدمات پزشکی به‌کالایی تبدیل شده‌اند که براساس منحنی عرضه و تقاضا روی آن قیمتی گذاشته می‌شود و مورد محاسبة اقتصادی قرار می‌گیرد. اگرچه مؤلف جنگ را تقدیس می‌کند اما این بر ایدة پیشرفت دلالت ندارد و ای‌بسا بتوان گفت بر این دلالت دارد این دوره اگرچه از دورة پیشین خود جلوتر است اما در قیاس با دورة پس از خود کمی هم عقب نشسته است.»

دکتر کلانتری ضعف این کتاب را در نحوة ارائة یافته‌ها و بسنده کردن به اشاره‌های کلی می‌داند و می‌گوید به‌نظر می‌رسد مؤلف بیشتر دل‌بستة نظریات شده است تا داده‌های خود. درحالی‌که گسست به‌مثابه یک نظریه اتفاقاً چیزی است که همه دربارة همة جنگ‌ها، روی آن اجماع دارند. بهتر بود در مجال این کتاب امور متفاوت و مناقشه‌برانگیزتر شرح و بسط داده شوند.

این عضو هیئت علمی دانشگاه تهران نپرداختن کتاب به تغییر نسبت روح و بدن، در دوران جنگ، را نکته‌ای منفی می‌داند و توضیح می‌دهد که در دورة جنگ این نگاه تغییر می‌کند؛ روح و بدن باهم ممزوج می‌شوند و روح، به بیان فوکویی، تبدیل به امری رؤیت‌پذیر می‌شود. مؤلف می‌توانست این موضوع را به‌خوبی بسط دهد. علاوه‌براین اگرچه در این کتاب مناسبات بین پرستار و پزشک شرح داده می‌شود اما جای این توضیح که چگونه این مناسبات در مقطع جنگ دگرگون می‌شود در متن خالی است.

این نشست چهارشنبه دوازدهم مهرماه در پژوهشکدة فرهنگ و هنر اسلامی و با حضور جمعی از علاقه‌مندان فرهنگ و هنر برگزار شد.

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال