پنج شنبه 3 مهر 1399
پرونده حقوق بشر اسلامی/۵

حقوق بشر اسلامی در مقایسه با حقوق بشر غربی: جهان‌شمولی یا نسبی‌گرایی؟

حقوق بشر اسلامی
    -     کد خبر: 11625
    -     تاريخ انتشار : 1399/5/22|13:54
با ملاحظه متن اسلام و تعابیری چون «یا ایها الناس» و «فطره الله» که به‌کرات در نصوص اسلامی قابل مشاهده است، حقوق بشر اسلامی را همانند دیگر مقررات این شریعت آسمانی باید مقرراتی جهان‌شمول تلقی کرد.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، جهان‌شمولی حقوق بشر مبتنی بر این برداشت است که نظر به فطرت و ذات یگانه انسان‌ها، حقوق انسانی آن‌ها در هر نقطه از جهان و تحت سیطره هر فرهنگی باید یکسان باشد. مبنای جهان‌شمولی خواه در حقوق طبیعی، خواه در ادیان و خواه در حقوق بین‌الملل معاصر کرامت و حیثیت انسانی بوده و از این جهت، برداشت غالب از این مفهوم، «مطلق انگاری» است. وضع قواعد اسلامی نیز جدای از جهان‌بینی فلسفی اسلام نبوده و اعتقاد به این جهان‌بینی منجر به امکان وضع قواعد ثابت، فرامکانی و فرازمانی می‌شود. به منظور دستیابی به چنین قواعدی در وضع آن‌ها ویژگی‌هایی مدنظر قرار گرفته است. از جمله این ویژگی‌ها آن است که قواعد اسلامی به شکل زندگی که وابستگی تامی به میزان دانش بشر دارد، نپرداخته است، بلکه مربوط به روح و هدف زندگی بوده و بهترین راهی که بشر برای نیل به آن هدف‌ها پیش گیرد. درست به همین دلیل است که نظام حقوقی اسلام و حقوق بشر اسلامی در عین جهان‌شمول بودن با فرهنگ‌های مختلف قابل جمع بوده و از سوی اقوام متعددی پذیرفته شده است. نسبی‌گرایی حقوق بشر مبتنی بر آن است که حقیقت امری نسبی و وابسته به زمان و مکان است. واقعیت موجود در جهان معاصر که حاکی از ادیان و مذاهب، فرهنگ‌ها و قومیت متفاوتی است، اندیشه نسبیت را معطوف به خود نموده و نظریه نسبی‌گرایی فرهنگی حقوق بشر را دامن زده است.

رهیافت جهان‌شمولی حقوق بشری مشتمل بر دو رکن است: نخست آن که هر انسان محترم، مقدس و غیرقابل تعرض است و دوم آن که به سبب محترم بودن هر انسانی امور معینی نباید در مورد هیچ انسانی روا داشته شود و امور معین دیگری باید در مورد هر انسانی رعایت شود. نسبی‌گرایی حقوق بشر هر دو این ارکان را به چالش می‌کشد. چالش موجود در خصوص رکن اول به ادعای محترم بودن هر انسانی معترض است چرا که پس از مرگ محترم بودن نمی‌تواند مسلم باشد. چالش دیگر که معطوف به رکن دوم است، چه هر انسانی محترم باشد یا نه، هیچ چیزی وجود ندارد که نباید در مورد هیچ انسانی روا داشته شود و هیچ چیزی وجود ندارد که باید در مورد هر انسانی رعایت شود. لذا در اندیشه نسبیت حقوق بشر هیچ حقی و هیچ باید و نبایدی جهان شمول نیست. به عبارت دیگر در رهیافت نسبی‌گرایانه، هیچ ارزشی جنبه اطلاق نداشته و مقید به شرایط، زمان یا مکان ویژه‌ای است. دولت‌های اسلامی در مواجهه با تنافی برخی حقوق مندرج در اسناد بین‌المللی حقوق بشر که ملهم از اندیشه و تمدن غربی است، با تاسی به لزوم پاسداشت فرهنگ اسلامی، در خط مشی و رویه اتخاذی خود به رویکرد نسبی‌گرایی حقوق بشر متوسل گردیده‌اند. البته مراد دولت‌های اسلامی از نسبی‌گرایی حقوق بشر، نسبیت حقوقی است که در مواردی با فرهنگ و پیشینه عقیدتی غربی ممزوج گردیده و به سبب دارا بودن رنگ و لعاب یک فرهنگ خاص، قابلیت جهان‌شمولی را از دست داده است. این امر منافاتی ندارد با آن که بخشی از حقوق بشر موجود که صبغه فرهنگ غربی را ندارد و به فطرت انسانی متکی است، به عنوان اصل و قواعدی جهان شمول پذیرفته شود. بی‌تردید چنانچه به جای موازین غربی حقوق بشر، موازین اسلامی حقوق بشر حاکم بر مناسبات بین‌المللی بود، رویه دولت‌های اسلامی به سوی جهان‌شمولی تغییر مسیر داده و در تطابق با نظریه قرار می‌گرفت. لذا نسبی‌گرایی موجود در رویه دولت‌های اسلامی اصالت نداشته و معطوف به ارزش‌های غالب نظام بین‌المللی حقوق بشر است.

در جهان‌بینی اسلامی مسائل و اصول حقوق بشر را به دو دلیل می‌توان از سایر قواعد حقوقی متمایز نمود. نخست آن که بسیاری از قواعد حقوق بشر ریشه در مسائل فلسفی داشته و از مقوله بایدها فراتر است و مرتبط با مقوله «هست»هاست. دیگر آن که قواعد حقوق بشر از قوانین اولیه‌ای هستند که در علم حقوق بین‌الملل معمولا به آن‌ها «اصول» گفته شده و در فقه به «قواعد فقهی» تعبیر می‌شوند. تصویب و امضای حقوق بشر به آن معنا نیست که قواعد آن برخاسته از قرارداد اجتماعی است. لکن در جهان بینی حقوق بشر غربی وضعیت متفاوت است: رهیافت غالب معاصر در حقوق بشر غربی تاثر از پوزیتیویسم بر این عقیده است که حقوق بشر ارزش و اعتبار خود را از آنچه که هست و از طبیعت و فطرت نمی‌گیرد؛ بلکه حقوق مزبور ناشی از قرارداد اجتماعی و مبتنی بر اراده انسان است. به عبارت دیگر در چنین رهیافتی محتوای حقوق بشر را توافق انسان‌ها در جامعه تعیین می‌نماید. چنین باوری ایجاب می‌کند که هر جامعه‌ای بتواند حسب اراده و توافق اعضاء، حقوق بشری مختص به خود وضع نماید. این نگرش در نهایت به نسبیت می‌انجامد؛ اما جالب است که جهان‌بینی حقوق بشر غربی رویکرد جهان‌شمول به حقوق بشر اتخاذ می‌نماید. در شرایطی که جز تعاملی صوری میان اسلام و حقوق بشر وجود ندارد، سخن از جهان‌شمولی حقوق بشر یا نسبی‌گرایی آن، جایگاهی ویژه می‌یابد. با ملاحظه متن اسلام و تعابیری چون «یا ایها الناس» و «فطرة الله» که به کرات در نصوص اسلامی قابل مشاهده است، حقوق بشر اسلامی را همانند دیگر مقررات این شریعت آسمانی باید مقرراتی جهان‌شمول تلقی کرد.

یادداشت از: علی‌محمد فلاح‌زاده(استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی)، سید طه موسوی(استادیار دانشگاه علوم قضایی)

انتهای پیام/

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال