یکشنبه 19 مرداد 1399
پرونده کمیک‌استریپ/۳

بزاززادگان: احیای عرصه کمیک، در گرو شناخت دقیق مدیران فرهنگی است

بزاززادگان
    -     کد خبر: 11578
    -     تاريخ انتشار : 1399/5/7|11:10
فراز بزاززادگان تصویرگر داستان‌های مصور معتقد است: زمینه و بازار برای رشد و ترویج کمیک مهیاست و استعدادهای بسیار خوبی در این زمینه داریم، اما متأسفانه مدیران فرهنگی ما آینده‌نگر نیستند.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، داستان‌های مصور با پیشینه و قدمتی طولانی به‌دلیل جذابیت‌های بصری و انتقال سریع مفاهیم در تمام دنیا طرفداران زیادی دارد، اما در کشور ما آن‌طور که باید مورد توجه قرار نگرفته و ساختار مشخصی ندارد. برای پرداختن به این موضوع با فراز بزاززادگان تصویرگر کتاب‌های کمیک‌استریپ به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌خوانید:

فراز بزاززادگان تولید استاندارد داستان مصور را کاری گروهی خواند و گفت: برخلاف ایران که طراح اثر، صفر تا صد کار را برعهده دارد، در سایر کشورها تولید داستان مصور به صورت استاندارد، کاری گروهی است.

وی افزود: یک نفر مدیریت گروه را بر عهده می‌گیرد و به‌طور رسمی با کمپانی‌های سرمایه‌گذار وارد گفت‌وگو می‌شود. این فرد ایده‌ای را به کمپانی معرفی می‌کند و سپس کمپانی با توجه به هزینه اعلام شده، بودجه‌ای را در نظر می‌گیرد. به این ترتیب مراحل تولید داستان مصور آغاز می‌شود.

تصویرگر کتاب «چوپاچو» مراحل تولید داستان مصور را شرح داد و تصریح کرد: نویسنده، داستانی را می‌نویسد و آن را به طراح می‌دهد. این کار معمولاً به‌طور کلاسیک و دستی انجام می‌شود. لازم به یادآوری است که در ایران به‌دلیل محدودیت در زمان تولید، ناشران داستان‌های مصور را به‌صورت دیجیتالی منتشر می‌کنند و این کار سبب حذف مراحلی مانند اسکن‌کردن و ویرایش به‌طور دستی و کلاسیک می‌شود.

وی ادامه داد: در مرحله بعد، اثر تولید شده را به فردی می‌دهند تا «قلم‌گیری» کند. به عبارت دیگر طراح، طرح مدادی را تحویل می‌گیرد، بر روی آن کاغذ پوستی قرار می‌دهد و با قلم دورگیری می‌کند. در مرحله بعد اثر را به «رنگ‌آمیز» می‌دهند و بعد از رنگ‌آمیزی، توسط گرافیک‌کار اثر، مراحل بالن‌گذاری انجام می‌شود؛ یعنی حباب‌های لازم برای قرار گرفتن متن در تصویر تعبیه می‌شوند. سپس کار را برای ویراستار ارسال می‌کنند تا ویرایش متن صورت پذیرد و در نهایت صفحه‌بندی انجام شود.

تصویرگر کتاب «مثل یک خواب عمیق»، طراح جلد را از طراح تصاویر کتاب جدا از هم دانست و تأکید کرد: کمپانی‌های بسیاری برای افزایش جذابیت اثر و فروش بیشتر آن، طراحی جلد را به هنرمندان کهنه‌کار و حرفه‌ای می‌سپارند و طراحی تصاویر کتاب را برای معرفی هنرمندان جدید و سرمایه‌گذاری بر آنان، به افرادی با سطح درجه ۲ و ۳ مهارت واگذار می‌کنند.

بزاززادگان مدارس را مکانی برای کشف استعدادهای جدید عنوان کرد و گفت: معمولا هنرمندان، «پورتفولیو» مخصوصی دارند که برای کمپانی‌ها ارسال می‌کنند و از این طریق استعدادهای خود را نشان می‌دهند.

وی افزود: در ایران به این مسائل توجه نمی‌کنند و ساختار مشخصی هم ندارد، در حالی که داستان مصور، صنعت عظیمی است که در آن ارقامی میلیاردی در جریان است. به عبارت دیگر، به صنعت بیشتر از هنر توجه می‌شود و هدف، پولسازی هنرمندان است.

نویسنده داستان مصور «جاسوسان در تخت جمشید»، تولید داستان مصور را در تمام دنیا گران خواند و تصریح کرد: تولید داستان مصور امری هزینه‌بر بوده و به‌همین دلیل ناشران ما در ایران به سراغ تولید آن نمی‌روند و صرفاً برای ثبت داستان مصور در کارنامه تولیدی انتشارات، این کار را انجام می‌دهند.

بزاززادگان ادامه داد: بسیاری از ناشران با داستان مصور آشنا نیستند و در این زمینه تخصص کافی ندارند. به عبارت دیگر، نگاه صنعتی به این عرصه ندارند. چرا که تولید ادامه‌دار داستان‌های مصور بر روند ثابت تولیدات تأثیر می‌گذارد. قراردادی بین ناشر و هنرمند بسته می‌شود و به این ترتیب شاهد روند ثابت تولیدات خواهیم بود.

وی تصمیمات مدیران فرهنگی این حوزه را سلیقه‌ای دانست و تأکید کرد: کمیک در جامعه ما امری ناشناخته نیست. مجلاتی مانند «آفتاب‌ مهتاب»، «کارتون» و «هزار قصه»، بعد از انقلاب در حوزه تولید کمیک فعالیت داشتند، اما «شورای کودک» در سال ۶۷ تولید کمیک را ممنوع اعلام کرد. این تصمیم سلیقه‌ای بود چرا که بدون نیازسنجی از جامعه اتخاذ شد.

نویسنده داستان مصور «بوعلی، سریع و مرگبار» افزود: زمینه و بازار برای رشد و ترویج کمیک مهیاست و استعدادهای بسیار خوبی در این زمینه داریم، اما متأسفانه مدیران فرهنگی ما آینده‌نگر نیستند. کمیک‌های ضدایرانی بسیاری در سراسر دنیا به چاپ رسیده که تنها واکنش مدیران ما به جای سرمایه‌گذاری و پاسخ دادن به ضد کمیک‌ها، حرف زدن بوده است.

بزاززادگان کمیک را هنری با قدمت و پیشینه تاریخی دانست و تصریح کرد: سنگ نبشه‌های تخت جمشید خود نوعی کمیک است، چرا که داستانی را به‌صورت تصویری روایت می‌کنند.

وی موضوع و ژانر مشخصی را برای استفاده در کمیک قائل نشد و گفت: کمیک موضوع مشخصی ندارد و در تبلغیات هم می‌توان از آن استفاده کرد. نه تنها جنبه سرگرمی ندارد، بلکه جنبه آموزشی هم دارد. مثلاً دانشگاه آپالاشیا در آمریکا، درس فلسفه را به‌صورت داستان مصور تدریس می‌کنند. به این ترتیب، بدون نیاز به خواندن متن و تنها با دیدن تصاویر، مطالب تجزیه و تحلیل می‌شوند.

تصویرگر کتاب «هفت‌خوان رستم» ترویج کتاب‌های کمیک را سبب تنبل شدن مغز نداست و ادامه داد: کمیک سبب پویایی مغز می‌شود، چرا که دنیای ذهنی انسان تصویری است و با دیدن تصاویر مفاهیم به‌راحتی در ذهن جای می‌گیرد.

بزاززادگان، فرایند اقتباس در کمیک را فرایندی خاص عنوان کرد و توضیح داد: بسیاری از فیلم‌های تولید شده در دهه اخیر، از داستان مصورها ساخته شده است. اقتباس کردن شرایطی دارد و تقلید صرف نیست. در ابتدا اثری را تولید می‌کنند تا بازخوردهای آن را ببینند. در مرحله بعد پیش درآمدی را تولید کرده و ریشه‌یابی می‌کنند تا بفهمند کاراکترها با چه پیشینه‌ای تولید شده است.

وی عنوان کرد: کمیک‌استریپ ترکیب غلطی است. کمیک با استریپ متفاوت است. «استریپ» به‌طور پاورقی در روزنامه‌ها چاپ می‌شود و کل داستان را در ۴ یا ۵ فریم روایت می‌کند. بعد از آن «مجله کمیک» که معمولا در کانادا و آمریکا چاپ شده و در ۳۲ صفحه با ابعاد ۵/۱۷ در ۵/۲۴ منتشر می‌شود و ۷ یا ۸ صفحه تبلیغات دارد. سپس «آلبوم کمیک» که مخصوص اروپاییان است. در مرحله بعد، «گرافیک ناول» قرار دارد که داستان و تصاویر آن بسیار قوی و حرفه‌ای است. معمولا ۳ یا ۴ هنرمند بر روی آن کار می‌کنند تا تنوع در طراحی رعایت شود و بین ۴۰ تا ۵۰ صفحه است. مرحله آخر «فوتو ناول» است که از فیلم‌ها «اسکرین‌شات» گرفته و از همان دیالوگ‌ها استفاده می‌کنند.

تصویرگر کتاب «طلسم پادشاه»، ضعف در تولید کمیک را در ترکیب داستان‌نویسان، تصویرگران و ناشران دانست و تصریح کرد: داستان‌نویسان تخصصی و حرفه‌ای برای کمیک تربیت نشده است. برخی در این زمینه کار می‌کنند اما آن‌طور که باید حرفه‌ای و تخصصی نیست. تصویرگری داستان مصور هم کار سخت و مشکلی است. هنرمند باید تمام جوانب و زوایای کاراکترها و داستان‌ها را رعایت کرده و به جزئیات توجه کند. از طرف دیگر، تصویرگر باید در تعدادی فریم مشخص، داستان را روایت کند. ناشران هم به‌طور محدودی به سراغ کمیک می‌آیند. یعنی کاری را چاپ کرده و آن را رها می‌کنند. اگر ناشران این عرصه را «صنعت» در نظر بگیرند و آن را آینده‌دار بدانند، هزینه‌ها پایین آمده و تولیدات بالا می‌رود.

بزاززادگان احیای این عرصه را در گرو شناخت دقیق مدیران فرهنگی دانست و گفت: تولیدکنندگان و ناشران باید این فضا را بشناسند و کمیک‌های ایرانی را در نمایشگاه‌های بین‌المللی معرفی کنند. همچنین از ابتدای امر کپی‌رایت اثر را بخرند و آن را تولید کنند. سپس با کمک طراحان کتاب‌هایی را به‌طور پیوسته چاپ کرده و از این طریق اقدام به بازارسازی و احیای کمیک کنند.

وی در پایان افزود: کشور ایران، بازار و طیف گسترده‌ای از جوانان و نوجوانانی دارد که می‌توانیم بر آن‌ها سرمایه‌گذاری کنیم. اما ناشران ما در فضای دیگری فکر می‌کنند؛ به عبارت دیگر داستان مصور را عامه‌پسند می‌دانند. متأسفانه شناخت دقیقی از دنیای داستان مصور وجود ندارد و در این میان، اگر سیم اینترنت قطع شود، ارتباطمان با دنیا، به‌طور کامل قطع خواهد شد.

فراز بزاززادگان متولد ۱۳۵۵ فارغ‌التحصیل از کشور ایتالیا با لیسانس گرافیک و فوق لیسانس مدیریت تبلیغات است. از سال ۱۹۹۲ میلادی به تولید داستان‌های مصور به زبان ایتالیایی و کانادایی مشغول بوده و پس از بازگشت به ایران، در گروه مجلات همشهری، دانستنیها، سرنخ، همشهری دیپلماتیک و سرزمین من فعالیت کرده است.

انتهای پیام/

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال