یکشنبه 30 شهریور 1399
یادداشت داود ضامنی خوانش‌ها و روایت‌هایی از چیستی کرونا؛

فهم کرونا مقدم بر حل مسأله کروناست

داود ضامنی
    -     کد خبر: 11097
    -     تاريخ انتشار : 1399/2/16|10:29
از یک منظر می‌توان خوانش‌ها و روایت‌هایی که از چیستی کرونا و دلایل شیوع آن در ایران طی چند ماه گذشته ارائه شد را در پنج دسته کلی زیر قرار داد.

پایگاه خبری حوزه هنری- داود ضامنی؛

از یک منظر می‌توان خوانش‌ها/ روایت‌هایی که از چیستی کرونا و دلایل شیوع آن در ایران طی چند ماه گذشته ارائه شد را در پنج دسته کلی زیر قرار داد:

  1. انتقال از خفاش به انسان: که برای اولین بار از شهر ووهان چین شروع و شیوع یافت.
  2. حمله بیولوژیکی: که محصول آزمایشگاه‌های آمریکا و اسراییل بوده و نظام سلطه موجد آن بوده است.
  3. تخریب عامدانه اقتصاد جهانی: این ویروس عامدانه توسط خود دولت چین برای تخریب اقتصاد غرب و جذب بازارهای ورشکسته مالی جهان بویژه آمریکا و اروپا شیوع پیدا کرده است.
  4. جهش طبیعی ویروس: در ساختار این ویروس به دلایل ناشناخته (البته تا الآن) موتاسیونی انجام گرفته که نتیجه تکامل طبیعی در خانواده ویروس سارس بوده‌ است.
  5. نشانه‌ای از ظهور: این ویروس نشانه‌ای از مجموعه علائم ظهور حضرت حجت است و باید آنرا در بستر مهدویت و روایت‌های آخرالزمانی فهم‌پذیر کرد.

هر یک از این خوانش‌ها، پرکسیس‌هایی متفاوت را نیز در پی داشت: در عرصه عمومی فرضیه اول پررنگ شد. بخشی از برنامه‌های رسانه ملی (بخصوص در برنامه پربیننده دورهمی) و نیز فضای گفتگوی کاربران شبکه‌های اجتماعی در اسفندماه و فروردین‌ماه حول و حوش این روایت می‌چرخید.

اگر چه روایت دوم توسط نهادهای مربوطه نظیر سازمان پدافند غیرعامل بطور رسمی مورد تأیید قرار نگرفت، اما رهبر معظم انقلاب در بیانات 22 اسفندماه این فرضیه را ردشده ندانست و صریحاً به ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند قرارگاه پدافند زیستی را فعال کنند. از نظر ایشان این موضوع می‌تواند مانوری باشد برای کشور که اگر در آینده چنین حملاتی صورت گرفت کشور در یک وضعیت آماده‌ای قرار گیرد.

روایت سوم اغلب از سوی رسانه‌های آمریکایی، آلمانی و انگلیسی مطرح شد. این بحث بیشتر در بین نخبگان و تحلیلگران سیاسی اروپا و آمریکا دنبال شد. روایت چهارم را متخصصان حوزه پزشکی مطرح کردند. نشریه نیچر اظهار داشت که نظر گروهی از متخصصان بر موتاسیون خودبخودی این ویروس بوده است. روایت پنجم هم بیشتر از سوی دینداران سنتی ایران مطرح و برجسته شد. این روایت از کرونا در اسفندماه مخاطراتی نیز در شهر قم و مشهد هم بوجود آورد. اما رفته رفته این روایت به حاشیه رفت.

من همچنان معتقدم فهم کرونا از حل مسأله کرونا مهم‌تر است. ما هنوز به خیلی از زوایای کرونا علم/شناخت پیدا نکردیم. تقلیل دادن کرونا تنها به یک ویروس، خطای ذهن است. این فرض که فقط علم و دانش پزشکی می‌تواند مسأله کرونا را برای جامعه جهانی حل کند فرض نادرستی است. ما به امکان‌های دیگری که فلسفه، دین و هنر می‌توانند برای حل مسأله کرونا برای ما رقم بزنند باید غیرمتعصبانه بیاندیشیم. البته فکرکردن به این امکان‌ها مستلزم صورتبندی یک دستگاه فلسفی است که هنوز تقرّر نیافته است. فهم کرونا نیازمند متافیزیک خاص خودش است. اگر از این دریچه به کرونا نگاه کنیم آنگاه می‌توان چنین نتیجه گرفت که راه‌حل مسأله کرونا مستلزم یک استراتژی چهاروجهی است. ابعاد این استراتژی عبارتند از: 1. رویکرد فلسفی نسبت به فهم پذیرکردن کرونا 2. رویکرد علمی 3. رویکرد دینی 4. رویکرد هنری.

مفروضات من برای طرح چنین ایده‌ای عبارتند از:

  1. مفروض می‌گیرم که علم و دانش تجربی به تنهایی نمی‌تواند در مدیریت کرونا راهگشا و کارگشا باشد. نه در ایران و نه در سایر کشورها؛
  2. مفروض می‌گیرم که پزشکان نباید بیش از اندازه‌ای که لازم است در مدیریت بدن افراد و مدیریت سبک زندگی مردم مداخله کنند. پزشکان باید در جایی بایستند که باید بایستند. این مداخلات بدون داشتن یک پیوست فرهنگی، در آینده ای نه چندان دور عوارض وخیم‌تر و عمیق‌تری از کرونا برجای خواهد گذاشت. در آن صورت ما به جای مواجه شدن با یک مسأله با کمپلکسی از مسایل مواجه خواهیم شد.
  3. مفروض می‌گیرم که مدیریت کرونا نیاز به متافیزیک خاص خودش دارد. منظورم متافیزیک به معنای ارسطویی یا هایدگری نیست. بلکه این متافیزیک، فهم از نوعی دیگر است که هنوز ظهور و تقرر نیافته و ما تنها با گشوده‌ذهنی و تفکر انتقادی می‌توانیم شرایط ظهور این متافیزیک را ایجاد کنیم. ما به این پرسش که کرونا چیست کمتر اندیشیدیم. بلکه در این چند ماه به این پرسش پرداختیم که: دوست داریم کرونا چه باشد؟ آیا کرونا فقط یک ویروس از خانواده کوویدهاست؟ آیا کرونا یک سلاح کشتار جمعی است؟ در آنصورت چگونه باید کشوری که سلاح کرونا دارد را خلع سلاح کرد؟آیا آمارهایی که از کرونا منتشر شده (چه در ایران و چه خارج از ایران) راستی‌آزمایی شده‌اند؟ آیا فکر نمی‌کنیم در دنیای جنگ زده امروز، دولت‌ها به خاطر اقتصاد سیاسی‌شان، درگیر جنگ آمارها شدند؟ آیا فکر نمی‌کنیم امپراطوری رسانه‌ها آن تصویری که دوست داشتند را از کرونا خلق و در ذهن مخاطبان خود پانچ کردند؟ کرونا امروز به یک برساخت اجتماعی یا برساخت رسانه‌ای تبدیل شده است. آیا فکر نمی‌کنیم پدیدارشناسی رویکرد مؤثرتری در شناخت عمیق‌تر کرونا نسبت به رویکرد پوزیتیویستی است؟ آیا اساساً قوای فهم بشر امروز جهاز و کفاف لازم برای درک چیستی و چگونگی کرونا دارد؟ یا ما نیاز به تعریف دیگری از علم/شناخت داریم؟ آیا رجوع به طرحواره‌های ذهنی کسانی چون رنه گنون در کتاب «سیطره کمیت و علائم آخرالزمان» و «بحران دنیای متجدد» می‌تواند به ظهور آن نوع متافیزیکی که از آن یاد کردم کمک کند؟
  4. مفروض می‌گیرم که دین و عرفان (البته در جهان‌بینی توحیدی) یکی از منابع شناخت برای بشر توصیف شده است. دین علاوه بر منبع شناخت، الگوی زندگی سعادتمند هم به انسان ارائه می‌دهد. به هر میزان که باور به خدای زنده، باور به زندگی پس از مرگ، باور به اخلاق کریمانه، باور به شیطان در یک جامعه درونی‌تر و عمیق‌تر شده باشد آن جامعه در برابر انواع بحران‌ها، مصونیت بیشتری خواهد داشت و مسأله‌هایش را بهتر حل خواهد کرد. ما وقتی از دین صحبت می‌کنیم، درواقع از چه چیزی صحبت کردیم؟ گلاک و استارک شش بُعد یا تلقی از دین را بدین شکل برای ما شرح داده‌اند: 1- بُعد اعتقادی 2- بُعد مناسکی 3- بُعد تجربی‌ 4- بُعد فکری 5- بُعد پیامدی. ادیان/دیندارانی که در بُعد اعتقادی و فکری سرمایه‌گذاری بیشتری داشتند، حتی با تغییر در ابعاد مناسکی و تجربی، در درونمایه آن ادیان تناقض‌های بنیادین، تبدیل دین به خرافه و گرایش‌های سکولاریستی ظاهر نمی‌شود. اما ادیان/دیندارانی که بیشتر بر ابعاد مناسکی و تجربی متمرکز بودند/هستند دینداری‌شان از درون پوک می‌شود و در مواجهه با وضعیت‌های بحرانی و مخاطره‌آمیز، قدرت اجتهاد و استخراج الگوهای حل مسأله از درونمایه‌های دین و احکام الهی را نخواهند داشت.
  5. مفروض می‌گیرم هنر یکی از مخلوقات خداوند است. خداوند نوعی هوشمندی و نبوغ در هنر و هنرمندان قرار داده که در عوام نمی‌توان آنرا سراغ گرفت. مراد من از عوام فقط عامه مردم نیستند، بلکه هر کسی– حتی رئیس جمهور یک کشور – که ای بسا از هنر عاری باشد و تجربه‌های زیسته هنری اندکی داشته باشد را نیز شامل می‌شود. گاهی ادراک هنرمندان در مورد «واقعیت اجتماعی» از ادراک دانشمندان و متخصصان بسیار دقیقتر و عمیق‌تر و تأثیرگذارترست. در تاریخ علم، شواهد زیادی وجود دارد که یک اثری هنری، منشاء اختراعات و ابداعات و اکتشافات زیادی شده است. بنابراین توصیه بر این است از منظری غیرمتعصبانه به سهم هنر و هنرمندان در حل مسأله کرونا فکر کرد.

با این مفروضات می‌توان گفت نباید استعانت خود را برای حل مسأله کرونا تنها به درگاه آزمایشگاه‌های دانشمندان و متخصصان برد. ای بسا نسخه فیلسوفان، دینداران و هنرمندان راستین زودتر و بهتر از نسخه پزشکان در علاج کرونا مؤثر افتد.

انتهای پیام/

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال