شنبه 16 فروردین 1399
یادداشت اسماعیل مجللی در باب نوروز؛

نوروز وجه مشترك همه گروه‌های قومی و اعتقادی است

یادداشت اسماعیلی مجللی در باب نوروز
    -     کد خبر: 10808
    -     تاريخ انتشار : 1398/12/28|12:37
نوروز جشن و آيينی است برخاسته از مجموعه شرايط طبيعی و بن مايه‌های اعتقادی مردمان فلات ايران كه در پهنه جغرافيايی فرهنگی ايران، بی وابستگي به هيچ قوم و مذهب و گروه خاص در جان فرهنگ مردم نشسته است.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری؛ اسماعیل مجللی،

نوروز جشن و آيينی است برخاسته از مجموعه شرايط طبيعی و بن مايه‌های اعتقادی مردمان فلات ايران كه در پهنه جغرافيايی فرهنگی ايران، بی وابستگي به هيچ قوم و مذهب و گروه خاص در جان فرهنگ مردم نشسته است. نوروز وجه مشترك همه گروه‌های قومی و اعتقادی است. همه اقوامی كه به اين سرزمين آمدند و همه جريان‌های اعتقادی كه در اينجا رواج پيدا كردند آن را پذيرفته اند، از آن مايه گرفته اند و بر آن اثر گذاشته اند.

نوروز این میراث گران نیاکان ما که پس از گذشت هزاران سال، با کوله‌باری از رازهای باشکوه و خاطره‌های دلنشین نسل‌های روزگار کهن اینک بر سفره دل ما نشسته و میهمان ماست. و بر ماست که در صیانت آن کوشا باشیم و با راز و رمزهای پرپیچ و تابش به آیندگان تحویل دهیم. در جهان هیچ فرهنگی به اندازه فرهنگ ایرانی پر از جشن و آیین شادمانی نبوده است ولی از همه این جشن‌ها و آیین‌های پرشمار اندکی به جا مانده که یکی از آنها نوروز است. طلوع دوباره بهار از زمهریر زمستان آغاز نوروز است و نوروز در ایران با شکوفایی درختان و سرسبزی زمین آغاز می‌شود.

زمان پیدایی نوروز به درستی روشن نیست ولی آنچه که مسلم است در دوران هخامنشیان بسیار باشکوه برگزار می‌شده است. در سنگ نگاره‌های تخت جمشید به وضوح مسلم است که نمایندگانی از کشورهای گوناگون در کنار هم ایستاده اند و هر کدام با ارمغان و سوغاتی در کنار داریوش هخامنشی در حال اهدای هدایا به این شاه هخامنشی هستند.

می‌گویند کیومرث، نیای بزرگ مردمان و نخستین پادشاه جهان روز اورمزد از ماه فروردین و یا نخستین روز سال خورشیدی تاج برسرنهاد و به بزرگداشت برگزاری آیین آن روز را روز نو یا نوروز نامیدند و از آن پس هرسال به یادآوری و بزرگداشتش جشن برپا ساختند.

جمشید یکی از پادشاهان پیشدادی در نخستین روز سال تاج بر سر نهاد که پس از آن ایرانیان این روز را جشن گرفتند تا سال‌ها پیش ایرانیان از نوروز به عنوان نوروز جمشیدی نیز یاد می‌کردند.

فردوسی در مورد پیدایش نوروز به دست جمشید می‌گوید:

به جمشید بر گوهر افشاندند/ مرآن روز را روز نو خواندند/ سر سال نو هرمز فرودین/ به آسود از رنج دل تن زکین/ بزرگان به شادی بیاراستند/ می و جام و رامشگران خواستند/ چنین جشن فرخ از آن روزگار/ بمانده است از آن خسروان یادگار

در دوره ساسانی نوروز را بین چند روز(شش تا سی روز نوشته اند) جشن می‌گرفتند و آنرا به نوروز عامه و خاصه تقسیم می‌کردند. نوروز عامه یا نوروز کوچک ۵ روز بود که از اول فروردین آغاز می‌شد و نوروز خاصه ۶ روز بود که از ششم فروردین یا خرداد روز آغاز می‌شد که به جشن بزرگ معروف بود. ابوریحان بیرونی روز ششم فروردین را نوروز بزرگ و آنرا عیدی بزرگ در بین ایرانیان می‌داند و می‌نویسد: «خداوند در این روز از آفرینش جهان آسوده شد زیرا این روز آخر روزهای شش گانه است و در این روز خدا مشتری را بیافرید و فرخنده ترین ساعت‌های آن روز ساعت مشتری است.»

زرتشتیان می‌گویند در این روز زرتشت توفیق یافت که با خداوند مناجات کند، کیخسرو بر هوا در این روز عروج کرد. در این روز برای ساکنان زمین سعادت را قسمت می‌کنند و از اینجاست که ایرانیان این روز را روز امید نام نهادند.

در زمان سلجوقیان به گردش ماه‌ها در سال پایان دادند و نوروز را به طور ثابت در روز اول بهار نجومی یعنی نخستین روز از ماه فروردین که در آن خورشید به برج «بره» وارد می‌شود و روز و شب برابر می‌گردد قرار دادند. نابسامانی گاه‌شماری و متغیر بودن ماه‌های سال در زمان ملکشاه سلجوقی به سامان رسید و او در سال ۴۶۷ قمری به هشت تن از اخترشناسان و ریاضی‌دانان بزرگ زمان خود از جمله حکیم عمر خیام ماموریت داد تا گاه‌شمار ایرانی را اصلاح نمایند و این گروه نوروز را در اول بهار قرار دادند و جایگاه آن برای همیشه ثابت ماند و از آن پس تقویمی به نام تقویم جلالی یا ملکی که از نردیکترین گاه‌شمارهای جهان به سال حقیقی خورشیدی است در ایران رواج یافت و نوروز بر اول بهار و ماه فروردین پایدار شد.

در سرزمین‌های دیگر نیز جشن‌هایی وجود دارند که با نوروز ایرانیان سنخیت دارند. برای نمونه بابلیان کهن جشنی داشته اند که به هنگام بهار برگزار می‌شد که برخی از رسم و رسومات آن شبیه نوروز ایرانیان است.

:نوروز یکی از چندین جشن‌های ایرانی است، ایرانیان در طول سال ده‌ها جشن برگزار می‌کردند که شامل مجموعه‌های ذیل بود

1-جشن‌هایی که از رخداد اسطوره ای برآمده اند و رنگ وبویی از اساطیر ایرانی دارند.

2- جشن‌هایی که خاستگاه کیهانی و گاه‌شماری دارند و بر اساس محوریت زمان به وجود آمدند.

3- جشن‌هایی که از باورهای باستانی ایرانیان برخاسته اند.

4- جشن‌هایی که با تغییر در زندگی کشاورزی و دامپروری ایجاد شده اند(که البته این مورد در ردیف دوم نیز قرار می‌گیرد)

نوروز نیز یکی از این جشن‌هاست که بسیاری از موارد فوق را در برمی‌گیرد. نوروز در موقعی آغاز می‌شود به برج حمل در می آید دراین روز، مدت روز و شب به برابری می‌رسد که بنا به گفته استاد جلال الدین کزازی این رخداد بسیار شگون به ترازمندی بهاری و یا اعتدال ربیعی نامیده می‌شود. نوروز به راستی جشن بازگشت به آغاز است و همیشه بازگشت به آغاز شگفتی خود را به همراه دارد چون جهان و آفرینش به هنگام نوروز به آغاز خود برمی‌گردد.

در اقداماتی که از طرف ایرانیان در آستانه نوروز رخ می‌دهد این است که ایرانیان پیش از رسیدن نوروز خانه‌تکانی می‌کنند و می‌کوشند که هر چه در خانه هست عاری از هر گونه غبار و ناپاکی باشد و یا اینکه در نوروز لباس‌های نو به تن می‌کنند. که این برمی‌گردد به یکی از جشن‌های آیینی و باورشناختی ایرانیان که به جشن فروردگان یا بزرگداشت فرورهر. باور ایرانیان بر این بود که در روزهای واپسین سال و آغاز سال جدید، درگذشتگانشان از مینو و جهان پنهان به جهان آشکار و دیدار زندگان می‌آیند، که این رسم پس از اسلام نیز در نوروز جایگاه خود را حفظ کرد(رفتن به زیارت اهل قبور در پنجشنبه آخر سال) که نظافت منازل با پذیرایی از میهمانان پنهانی (ارواح) همراه است.

ما ایرانیان همواره مردمانی میهمان‌نواز بوده ایم، پس اگر میهمانی به خانه ما می آید باید منزل را نظافت کرده و لباس‌های نو به تن کنیم.

نوروز پس از ورود اسلام به ایران نیز جایگاه خود را حفظ کرد و پیرامون نوروز احادیثی از معصومین دیده و شنیده شده است. روایت است که علی(ع) در این روز به جانشینی رسول خدا منصوب شدند و همچنین قائم آل محمد(ع) نیز در این روز ظهور خواهند کرد و...

اِلمان‌ها و شخصیت‌های اسلامی در کنار سنت نوروز جای خود را باز کردند.

کتاب خدا در کنار هفت‌سین قرار گرفت، هدایایی که ایرانیان به یکدیگر می‌دهند معمولا اگر پول باشد از درون قرآن بیرون آورده و به یکدیگر تقدیم می‌کنند.

دعاهای هنگام تحویل سال، حضور در اماکن متبرکه هنگام تحویل سال نیز می‌تواند گواه این ادعا باشد.

همچنین شخصیت امیر مومنان علی(ع) نیز در نوروز جایگاهی دارد، چون ایرانیان شیعه هستند و علی(ع) نقش به‌سزایی در فرهنگ شیعه دارد. در بسیاری از اشعار فارسی حلول بهار را در کنار نام علی قرار می‌دهند به عنوان مثال:

بهار آمد بهار آمد خوش آمد/ علی با ذوالفقار آمد خوش آمد/ علی با دلدل و قنبر جلودار / شه دلدل سوار آمد خوش آمد

آیین و رسم و رسومات ایرانیان درنوروز

خانه تکانی: غبارروبی و گردگیری از در و دیوار و وسایل درون خانه و به دور ریختن اشیاء ژنده و فرسوده یکی از رسوم ایرانیان در نوروز است.

کاشتن سبزه: نمادی از برکت و شگون است که در ظروف کوچکی گندم،جو، عدس و...را سبز می‌کنند و در سفره هفت‌سین قرار می‌دهند. در ایران کهن بیست و پنج روز پیش از نوروز در میدان شهر دوازده ستون از خشت خام برپا می‌شد و بر فراز هر ستونی دانه‌هایی از حبوبات می‌کاشتند و در ششمین روز فروردین با ترنم و شادی این سبزه‌ها را می‌کندند و برای فرخندگی به هر سو می‌پراکندند.

چهارشنبه سوری: چهارشنبه آخر سال که بر اساس یک سنت کهن ایرانیان اقدام به روشن نمودن آتش می‌نمایند.

ایرانیان کهن بر این باور بوده اند که «فروهرهای نیاکان» در آغاز این روز به زمین می آیند و برکت و نیک روزی را برای خاندان خود به ارمغان می آورند. ایرانیان برای راهنمایی این فروهرها بر سردر خانه‌های خود آتش می افروختند و شعله‌های این آتش را از آتشدان خانه فراهم می‌ساختند تا فروهرها بتوانند خاندان خویش را بیابند.

چون در ایران کهن روزهای هفته رایج نبوده است از این رو آتش افروزی پیش از نوروز و در سه‌شنبه شب آخر سال انجام نمی‌گرفته است بلکه درست پیش از آغاز جشن «همسپتمدم» یعنی سیصد و شستمین روز سال که آغاز روزهای گاسانیک یا پنجه وه است انجام می‌گرفته که بعدها این سنت در سه‌شنبه‌های آخر سال به عنوان چهارشنبه سوری برجا مانده است.

ایرانیان گاه این آتش را بر روی بام و گاه در کوچه و گاه در خیابان برپا می‌کردند که تعداد گله‌های آتش باید به شمار عدد مقدس ۳ و۷ می‌رسید شاید نماینده شعار گفتار نیک، رفتارنیک و پندار نیک بوده باشد.

در دوران ساسانیان این جشن از ارزش و اعتبار خاصی برخوردار بوده و سعی می‌شد که بر آتش احترامی خاص بگذارند و ۳ یا ۷ مرتبه از روی آتش می‌پردند. زردی من از تو سرخی تو از من.

پنجشنبه آخر سال: از آیین‌های کهن و ماندگار ایرانیان است که بر سر مزار اموات در آخرین پنجشنبه سال حاضر شده و برای ایشان خیرات داده و از خداوند طلب مغفرت می‌کنند.

سفره هفت‌سین: از دیگر آیین‌های نوروزی است که در همه جای ایران رایج است و رسم است که هنگام تحویل سال همه اعضای خانواده در کنار هفت‌سین جمع شده و آغاز سال نو را با مبارکی جشن می‌گیرند. سبب گزینش هفت‌سین مشخص نیست اما عدد هفت که یک عدد سمبلیک و مورد احترام برای ایرانیان بوده و هست جای بحث خود را دارد. احتمال می‌رود هفت‌سین را به مناسبت هفت امشاسپند(بزرگترین فرشته مزدیسنا) برگزیده باشند. آنچه که به عنوان هفت‌سین در سفره قرار می‌گیرد باید دارای این خصوصیات باشد:

الف-پارسی باشد

ب-با واژه سین آغاز شود

ج-ریشه گیاهی داشته باشد

د-خوردنی باشد

ه-اسم مرکب نباشد

و-برای بدن سودمند باشد

که بیشتر شامل موارد ذیل هستند:

سبزه(نماد نوزایی و تولد دوباره)

سیب(نماد تندرستی و زیبایی)

سمنو(نماد فراوانی و برکت)

سیر(نماد سلامتی)

سنجد(نماد عشق)

سکه(نماد دارایی)

سرکه(نماد شکیبایی و عمر)

سماق(نماد طلوع خورشید)

در بسیاری از منابع آمده که هفت‌سین نخست هفت‌شین بوده و بعدها به این نام تغییر یافته مانند شمع، شیرینی، شمشاد، شاخه نبات و...برخی دیگر به وجود هفت چین در ایران پیش از اسلام معتقدند که در زمان هخامنشیان به روی هفت ظرف چینی غذا می‌گذاشتند که به آن هفت چین یا هفت چیدنی می‌گفتند.

مراسم تحویل سال: در این هنگام همه اعضای خانواده در کنار یکدیگر نشسته و سفره هفت‌سین نیز گسترده شده و دست بر دعا برداشته اند.

رسم دید و بازدید: یکی از دلایلی که اسلام بر نوروز صحه گذاشته همین رسم دید و بازدید است، در اسلام به صله رحم توجه بسیاری شده و احادیث بسیاری در این مورد از معصومین وجود دارد می‌گوند هنگامی که کیفیت نوروز ایرانیان را برای پیامبر اسلام(ص) تشریح کردند، پیامبر بسیار از نوروز خوشحال شد و بیشتر از آن از دید و بازدید و صله ارحام ایرانیان خشنود شد. در حقیقت نوروز بهانه ای است برای آشتی کردن و کنار نهادن کدورت‌ها.

رسم نوروزانه: هدایایی که ایرانیان در هنگام دید و بازدید به یکدیگر عرضه می‌کنند که بسیار عمل نیکو و خداپسندانه ای‌ست.

بسیاری مواقع اولین هدیه که در نوروز گرفته می‌شود را به قصد برکت و تبرک نزد خود نگاه می‌دارند. زیرا ایرانیان به دست خوب و پر برکت نیز معتقد هستند(که دست خوب دستی است که اگر هدیه از آن به کسی ارزانی شود آن هدیه موجب برکت در زندگی فردی که هدیه را دریافت می‌کند خواهد شد)

سیزده به در: روز پایانی جشن نوروز است که ایرانیان به بیرون از خانه می‌روند و این روز را در کنار طبیعت سپری می‌کنند.

آیین‌های نمایشی در نوروز:

همراه با برگزاری آیین‌های مختلف در آغاز سال نو، هنر و ادبیات نیز از این قضیه مستثنی نماند و بسیاری از آیین‌های نمایشی و داستان‌های مختلف با موضوع نوروز در ایران خلق شد. شخصیت‌هایی مثل بابانوروز و ننه سرما که در ادبیات کودکان جای خود را باز کرده است. همچنین داستان‌های متنوعی که با موضوع نوروز خلق شدند و بر ایرانی بودن نوروز صحه گذاشتند.

آیین های نمایشی همچون میرنوروزی: بدین صورت بود که مردی از طبقه پایین اقشار اجتماعی حکومت شهر را برای چند روزی در دست می‌گرفت و تنی چند از مردم را به عنوان ندیم و خدمه و عمال خود برمی‌گزید. او در این مدت کوتاه برای پادشاهی خود اقتدار بسیاری قائل بود و هرگونه حکمی را صادر می‌کرد توسط ملازمانش به اجرا در می آمد و پس از پایان حکومتش برای صدور فرمان‌ها بازخواست نم‌یشد. می‌گویند مدت فرمانروایی او ۱۳ روز بوده است.

حاجی فیروز: در ایران باستان دو عید بزرگ وجود داشت یکی عید آفرینش در آغاز پاییز و دیگری عید باززایی در آغاز بهار بود.

عید باززایی در واقع به «دوموزی» خدای شهید شونده سومری مربوط می‌شود. این ایزد در پایان هر سال کشته و در سال نو دوباره متولد می‌شد و زایش دوباره او را جشن می‌گرفتند چون با زایش او گیاهان و دانه ها می‌روییدند. حاجی فیروز بازمانده آیین بازگشت ایزد شهید شونده یا سیاوش است که چهره سیاه او نماد بازگشت از جهان مردگان و لباس سرخ او نماد خون سرخ سیاوش و حیات مجدد ایزد شهید شونده و شادی او زایش دوباره‌ای است که رویش و برکت با خود می آورد. حاجی فیروز در خیابان‌ها می‌چرخد و می‌خواند و می‌رقصد و یک دایره زنگی در دست می‌گیرد و شادی می‌کند و رسیدن بهار را نوید می‌دهد. او اینچنین می‌خواند:

حاجی فیروزه/ سالی یه روزه/ همه میدونن/ منم میدونم/ عید نوروزه/ ابراب خودم سامالا علیکم/ ابراب خودم سرتو بالاکن/ ابراب خودم بزبزقندی/ ابراب خودم چرا نمیخندی.

دربار قاجار در آستانه عید نوروز تدارک ویژه ای برای برگزاری هرچه باشکوه‌تر مراسم عید نوروز می‌دید. مراسم اصلی «سلام نوروزی» بود که در سه بخش برگزار می‌شد. سلام عام تحویل، سلام عام تخت مرمر و سلام خاص سر در. یک روز پیش از عید از طرف رئیس تشریفات دربار علی‌خان ظهیرالدوله داماه شاه برای طبقات مختلف دعوتنامه فرستاده می‌شد و مدعوین بایستی یک ساعت قبل از تحویل حضور به هم رسانند. سلام عام نوروز در تخت مرمر واقع در کاخ گلستان اجرا می‌شد.

در کتاب «سفرنامه پولاک در ایران» درباره مراسم نوروز در دربار آمده است: که نوروز در زیر آسمان شاد و زیبای ایران جشنی است برای شادی و شادکامی. نویسنده این کتاب در تشریح آیین‌های نوروزی به جشن «سلام نوروزی» در دربار می‌پردازد و می‌نویسد: بیست دقیقه پیش از تحویل سال شاه وارد می‌شود هنگام ورود به تالار یک خواجه و چند پیشخدمت به دنبال شاه هستند. او به طرف شاه‌نشینی که مخصوص او تهیه شده می‌رود. چهارزانو روی فرش ابریشمین می‌نشیند و راحت و آسوده به پشتی تکیه می‌دهد در هنگامی که تنها چند دقیقه به حلول سال نو باقی است، نظام العلما با محلول طلا بر کاسه‌ای چینی رقم سال نو و زیر آن آرزوی برکت را می‌نویسد، اکنون دیگر منجمین علامت می‌دهند و توپ شلیک می‌شود و منجم‌باشی رسما به اطلاع شاه می‌رساند که سال نو آغاز شده است، بلافاصله روحانیون حاضر و صاحب‌منصبان بانگ مبارک باد برمی‌دارند. از طرف مستوفی‌الممالک کیسه‌های متعدد از سکه‌های جدیدالضرب طلا و نقره تقدیم شاه می‌شود. شاه محتوی آنها را روی یک سینی بزرگ نقره می‌ریزد آنها را با هم مخلوط می‌کند و به هر یک از حاضران چندتایی از آنها می‌دهد زیرا گرفتن سکه نو به هنگام تحویل سال میمنت دارد.

برحسب ترتیب، پولاک در بخش دیگری از سفرنامه خود به رسوم مردم در عید نوروز نیز اشاره می کند. او می‌نویسد: جشن نوروز سیزده روز دوام دارد و در طول این روزها تقریبا همه کسب‌وکارها تعطیل است. در این مدت همه منحصرا به تفریح می‌پردازند از لذایذ خانوادگی برخوردار می‌شوند یا به دید و بازدید یکدیگر می‌روند و به هم تبریک می‌گویند. هرکس جامه نویی در بردارد و از آنجا که رنگ‌های روشن بیش از همه طرف توجه است گروه‌هایی را می‌بینید که لباس‌های سبز و زرد و آبی و سرخ بر تن دارند. بدیهی است که زنان ناگزیرند، جامه‌های نو خود را زیر چادرهای تیره‌رنگشان پنهان دارند. آشنایانی که با هم روبه‌رو می‌شوند دست یکدیگر را می‌فشارند و با فریاد عید مبارک یکدیگر را در آغوش می‌کشند. کسی که زیر دست است در حالی که با دو دست خود یک دست ارباب یا حامی‌اش را در دست می‌گیرد تبریک می‌گوید و جواب تبریک خود را می‌گیرد.

در یادداشت‌های پولاک به جشن‌های عمومی نوروز که در میدان توپخانه تهران برگزار می‌شده نیز پرداخته و آمده است: یکی از رسوم جشن نوروز مراسمی است که در میدان توپخانه انجام می‌شود و شاه از پنجره ایوانی به نمایش می‌نگرد. پایین در میدان پهلوانانی که سراسر سال را در زورخانه تمرین کرده‌اند با اندام‌هایی برهنه و نیرومند به کشتی گرفتن مشغولند. شیرینکاران و تردستان، بندبازان، دلقک‌ها و لوده‌هایی که در پوست شیر و خرس رفته‌اند دیده می‌شوند و گاه و بیگاه شاه سکه‌های کوچک طلا و نقره به میان آنها می‌اندازد. عنتر بازها برنامه مضحکی با حیوانات دست‌آموز خود اجرا می‌کنند. در همه این مدت نقاره‌خانه نیز بلاوقفه مشغول نواختن موسیقی است. در روزهای نهم یا دهم اسب‌دوانی انجام می‌گیرد. طول مسابقه اسب‌دوانی نیم فرسنگ است. سرانجام روز سیزدهم یعنی آخرین روز عید فرا می‌رسد. همه از دروازه شهر خارج می‌شوند و به باغ‌ها روی می‌آورند. با این روز دیگر شادی‌های نوروز پایان می‌پذیرد.

انتهای پیام/

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال