پنج شنبه 8 اسفند 1398
در نشست «گفت‌وگو میان فقه و موسیقی» مطرح شد؛

اصطلاح موسیقی در عصر حاضر با چند قرن پیش قابل مقایسه نیست

نشست فقه و موسیقی
    -     کد خبر: 10106
    -     تاريخ انتشار : 1398/9/27|12:07
نشست «گفت‌وگو میان فقه و موسیقی» به همراه رونمایی از کتاب «موسیقی، فقه، انقلاب اسلامی، تهدید یا فرصت؟!» در سرای شهید آوینی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری برگزار شد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری، در این نشست مجتبی فلاحتی مدرس حوزه و نویسنده کتاب «موسیقی، فقه، انقلاب اسلامی، تهدید یا فرصت؟!»، نقی ضرابی مدیر خانه موسیقی ایران، سید مهدی میرمهدی استاد فلسفه دانشگاه برلین و آهنگساز، هومان اسعدی مدیر گروه موسیقی دانشگاه تهران و علیرضا بلیغ پژوهشگر جامعه شناسی و موسیقی به عنوان کارشناس و صاحب‌نظر حضور یافتند.

علیرضا بلیغ که در این نشست به عنوان مجری کارشناس اداره جلسه را بر عهده داشت گفت: اساس بنای شیوه اداره جامعه از سوی جمهوری اسلامی ایران با اجرای مسائل فقهی است. در نتیجه باید برای پیشروی همگام موسیقی و فقه با هم سیاست‌گذاری درستی شود.

وضعیت موسیقی کشور در حال حاضر معلق است. چرا که تکلیفش معلوم نیست که آیا می‌‌خواهیم به موسیقی بپردازیم یا نمی‌خواهیم اصلا موسیقی داشته باشیم. به عنوان مثال در دوره صفوی به صورت جدی با موسیقی برخورد می‌شود تا جایی که بسیاری از اهالی موسیقی به کشورهایی مثل هند فرار می‌کنند. اما از آنجایی که حکومت صفوی چهارچوب‌های کاملا مشخص دارد که موسیقی در کجاها اجازه ورود دارد و در کجاها به هیچ عنوان ورود نکند، از جهتی موجب رشد موسیقی در فضاهای خاصی می‌شود و رونق می‌گیرد. برای مثال در آثار تعزیه‌خوانان نمود خوبی دارد و ماندگار می‌شود. این در حالی است که وضعیت امروز موسیقی کشور وضعیت روشنی ندارد و این وضعیت مبهم کار برای موسیقی در هر چهارچوبی را دشوار کرده است.

انقلاب اسلامی یک برشی در تاریخ اجتماعی، فرهنگی و در علوم فقهی به‌وجود آورد

پس از ارائه مقدمه‌ای از سوی بلیغ برای برپایی این نشست سید مهدی میرمهدی با اشاره به مطالب کتاب تالیفی فلاحتی گفت: حجم مطالب موجود در این اثر حقیقتا همانند دایره‌المعارفی است که به رابطه بین فقه و موسیقی، تاریخ تحول این رابطه و تامل در نظریات فقه شیعه پرداخته است. همچنین نکات بسیار مهمی در انتهای این اثر با توجه به بیانات امام خمینی(ره) و آیت‌الله خامنه‌ای در قالب یک جمع‌بندی خوب آورده شده است. از میان این جمع‌بندی‌ها دو نکته گفته می‌شود که برشی بسیار مهم میان فقه سنتی و فقه پویا به‌وجود می‌آید. به عنوان مثال اینکه موسیقی حرام است یا حلال است به صورت عمومی در نظریات ایشان مطرح نمی‌شود. بلکه کارکرد موسیقی مطرح می‌شود که از این نظر نقطه اشتراکی میان مسائل فقهی و برخی نظریات موسیقی است. به این ترتیب باید در مورد نقش و کارکردهای موسیقی در جامعه در این نشست بحث کنیم.

میرمهدی در ادامه به تاثیر انقلاب اسلامی ایران روی موسیقی کشور پرداخت و گفت: انقلاب اسلامی ایران یک برش در تاریخ اجتماعی و فرهنگی و یک برش هم در علوم الهی و فقه به‌وجود آورد. در حالی‌که فقه و علوم الهی نسبت به برش تاریخی که در جامعه ایران به‌وجود می‌آید خیلی بیش‌تر نسبت به دیگر علوم و فنون عکس‌العمل نظری و سیاسی نشان می‌دهد.

میرمهدی افزود: این برش از اهمیت فراوانی در عرصه موسیقی کشور برخوردار است، چرا که از برخی جهات نظریات فقه پویا بسیار نزدیک‌تر به جامعه‌شناسی موسیقی و حتی فلسفه موسیقی است. به این ترتیب نزدیکی بین این موارد بیشتر از نزدیکی میان موسیقی سنتی با مباحث جامعه‌شناسی موسیقی است. از این لحاظ اشتراک نظر در مورد فواید موسیقی از نگاه اسلام یک جنبه از موضوع مورد نظر است. به این ترتیب توجه و تفهیم نقش موسیقی در شرایط سازماندهی و سامان تحمیلی بازار در وضعیت فرهنگی ایران یک جنبه است و تحمیل محصولات بازار فرهنگی در زندگی اجتماعی مدرن ایران جنبه دیگری از مسئله است. با توجه به ارائه بخشی از نظریات مراجع شرع از مواضع فقه پویا در مورد موسیقی این مبحث به صورت جدی مرحله جدید از گفتمان تبدیل شده است.

وی ادامه داد: از طرفی هم تکرار نظریات با فرمول‌های رایج در فقه سنتی در برابر پدیده‌های جدید عملکرد و چگونگی حضور و بهره‌برداری از موسیقی در جامعه امروز ایران، نشان از عدم دسترسی فقه سنتی و ابزارهای مناسب برای تحلیل این پدیده‌هاست. از این رو نظریات امام خمینی(ره) و آیت‌الله خامنه‌ای در این باب نمونه‌هایی از فقه پویا هستند و من صفت این موضوع را فقه اجتماعی می‌گذارم.

میرمهدی در همین رابطه افزود: حال سوال اینجاست که قواعد فقهی که به کار گرفته می‌شوند چه ربطی به وضعیت فعلی اجتماع دارد و در چه شرایطی وضع شده‌اند؟ با توجه به این سوال باید در پی پاسخی باشیم که علوم فقهی در شرایط روز جامعه چگونه ارزیابی می‌شوند و چگونه می‌توان از آنها بهره‌برداری و یا مواضع جدیدی پایه‌ریزی کرد.

اصطلاح موسیقی در عصر حاضر با چند قرن پیش قابل مقایسه نیست

این استاد دانشگاه برلین گفت: مشکل پایه‌ای فقه در اتخاذ موضع در باب موسیقی از همان تعریف نارسای موسیقی و نقش و نحوه عملکرد آن در جوامع معاصر شروع می‌شود. به بیانی دیگر در جوامع سنتی تعاریفی که از موسیقی می‌شود هر چقدر درست یا نادرست باشند یک طرف قضیه هستند و طرف دیگر این است که عملکرد موسیقی در جوامع مدرن، پایه‌‌ای تغییر کرده است. یعنی از این لحاظ اصطلاح موسیقی در عصر حاضر با اصطلاح موسیقی با صد یا پانصد سال پیش قابل مقایسه نیست. این مواضع در زمینه و در مورد آثار موسیقی رایج در جوامع سنتی و با ابزار مناسب آن دوران اتخاذ شده‌اند و از این جهت دسترسی به تعریف و ابزارهای مناسب ارزش‌گذاری در تولیدات موسیقی تحت شرایط جوامع مدرن امروزی را ندارند. از این لحاظ فقه سنتی قادر نیست حتی صورت مسئله را به حالت واقع‌گرایانه تشریح کند. به همین دلیل سرنخ برخی از پدیده‌های فرهنگ موسیقی از دستان فقه سنتی خارج شده است. چرا که حتی ابزار برای بیان اینکه با چه پدیده‌هایی روبه‌رو هستیم در فقه سنتی در دسترس نیست.

میرمهدی افزود: با وسعت نفوذ زندگی مصرف‌گرایانه در جامعه ایران دهه قبل از انقلاب آمریکایی شدن زندگی در ایران آغاز شد و تولیدات و مصرف کالاهای غربی در کشور وسعت بی سابقه ای داشت. این رقم از اوایل دهه هفتاد بعد از انقلاب بدون اینکه تحلیل و یا آسیب‌شناسی‌های وضعیت جدید آن را همراهی کند با شتاب بیشتری در سطح وسیع اجتماع گسترش یافت. به عنوان نمونه نسبت تولید انبوه آثار موسیقی و اقتصاد کلان در بخش تولیدات تفریحی اصولا موضوع و معیاری در قضاوت فقه موجود نیست. حال اینکه چرا این نسبت برای اولین بار در جوامع مدرن به وجود آمده و چگونه در روابط و ضوابط اجتماعی تاثیر گذاشته است، یکی از موضوعات محوری جامعه‌شناسی موسیقی است. آنچه که جامعه‌شناسی موسیقی قادر است به عنوان تنش‌ها و چالش‌های عملکرد موسیقی در جامعه بیان کند در دسترس فقه نیست.

وی در ادامه گفت: فقه سنتی نسبت به موسیقی در فرهنگ مذهبی عکس‌العمل نشان می‌دهد، در حالی‌که نقد موسیقی در فرهنگ و جامعه سکولار زده فعلی ایران روش و ابزارهای مناسب را نیاز دارد. این مورد تنها در فقه سنتی مطرح نیست بلکه شامل حال اکثر نظریات رایج در فضای موسیقی به اصطلاح سنتی نیز می‌شود. دلیل عمده این موضوع اکتفا کردن به ابزار بیان یا تحریم واقعیت با منطق ارسطویی است.

میرمهدی ادامه داد: از یک طرف نظریه قاطع و عمومی در مورد هر گونه و هر اثر موسیقی در دسترس نبوده و تنها ارزیابی هر اثر مشخص تعیین کننده است. از طرف دیگر نظریاتی در مورد موسیقی و کارکرد آن در جامعه ارائه شده که می‌توانند در راه رسیدن به معیارهای مناسب در عصر حاضر به کار گرفته شوند.

وی در پایان گفت: این برای من کاملا روشن است که از یک سو مواضع فقهی تلاش بر حفظ و تداوم سنت‌های پایه‌های اخلاقی دارند، از طرفی دیگر عملکرد قوانین اقتصادی و ایده آل های سیاسی، فرهنگی و استاتیک منتج از آنها در واقعیت اجتماعی مواضع اخلاقی و مذهبی را کنار می‌زند و حاکمیت خود را به فرد و جامعه تحمیل می‌کند.

موسیقی می‌تواند انسان را به خدا برساند

حجت‌الاسلام فلاحتی نیز در این نشست که پژوهش‌های خوبی در موسیقی و تطبیق آن با فقه داشته است، گفت: در مورد موسیقی مطالب بسیاری می‌توانیم بگوییم. اول باید ذهنمان را از دو اصطلاح موسیقی و غنا تفکیک کنیم. در محاوره فقه ما، موسیقی از بحث غنا که بحث خوانندگی و آواز است دو موضوع جدای از هم هستند. به این ترتیب موسیقی یک مقوله جداست و آوازهای حلال و حرام هم یک مقوله جدا از هم است. متاسفانه معمولا این دو با هم خلط می‌شوند.

فلاحتی افزود: به لحاظ تاریخی موسیقی‌سازی در فقه شیعه چهار موج داشته است، اما غنا که آواز داشته دارای دو تطور و یا موج است. واقعیت این است که 1350 سال موسیقی آوازی در فقه شیعه حرام بوده است. این موج اول بود که من نام آن را تحریم مطلق موسیقی گذاشتم.

فلاحتی ادامه داد: اول انقلاب اسلامی ایران امام خمینی(ره) هم موسیقی را بدتر از تریاک اعلام کردند و معتقد بودند جوانان را به تباهی می‌کشاند. اما امام در سال 1359 با شنیدن آهنگی که برای شهادت شهید مطهری ساخته شده بود دچار تردید در اعلام حرام بودن مطلق موسیقی می‌شود. همچنین در سال 1362 هنگامی که آقای هاشمی رئیس وقت رادیو و تلویزیون وقت از امام سوال می‌کنند که بالاخره ما با موسیقی و موسیقی جنگ چه کنیم؟ آنجا امام با صراحت فتوا می‌دهند که موسیقی سازی دارای انواع حلال برای اولین بار در فقه شیعه است. با اینکه امام همچنان به موسیقی در آن سال‌ها بدبین است اما موسیقی‌دان‌های آن زمان با تولیدات فاخر خود در دهه60 امام را مجاب می‌کنند مسیر موسیقی را در فقه شیعه عوض کند. این یکی دیگر از موج‌های فقه شیعه در مواجهه با موسیقی است.

وی افزود: پس از این موج به موج چهارم فقه موسیقی با فتواهای آیت‌الله خامنه‌ای می‌رسیم. ایشان تعابیر خاصی در جنبه‌های گوناگون فقهی با موضوع موسیقی به کار برده است و با دقت و وسعت فراوان انواع و اقسام موسیقی را بررسی و دسته‌بندی کرده است. ایشان می‌گوید موسیقی نعمتی الهی و هنری مبتنی بر نظم و فلسفه  ریاضیات است. آلات موسیقی هم بر پایه الهی ساخته شده است.

فلاحتی با اشاره به بیانات رهبری در مورد موسیقی گفت: رهبری معتقد است که موسیقی انسان را به خدا می‌رساند و می‌تواند دل ناشاد ما را شاد کند، موسیقی می‌تواند در جامعه انقلاب ایجاد کند، موسیقی می‌تواند انسان را شفا دهد.

وی در مورد غنا نیز افزود: دو تطور هم غنا داشته است. یک نظر در فقه شیعه بر حرامی مطلق غنا و یا همان موسیقی آوازی تاکید دارد. ولی اقلی از فقهای شیعه مثل مرحوم فیض، مرحوم سبزواری و آیت‌الله خامنه‌ای که رسما غنا را به دو دسته حلال و حرام تقسیم می‌کنند، آن را مطلقا حرام نمی‌دانند.

فلاحتی ادامه داد: در مجموع اگر بخواهیم به موسیقی در فقه نگاه کنیم با این چهار تطور در موسیقی سازی و این دو تطور در موسیقی آوازی مواجه هستیم. به این ترتیب بسیاری از بحث‌های فقهی موسیقی در شاکله این مصادیق شش‌گانه قرار می‌گیرد.

این پژوهشگر با انتقاد از شیوه اساس‌نامه‌نویسی مراکز موسیقی نهادهای فرهنگی گفت: بنده تمامی اسناد نهادهای موسیقایی از جمله حوزه هنری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، خانه موسیقی ایران، صدا و سیما و.... را نگاه کرده و بررسی کردم. همه این اسناد دارای یک اشل هستند و آن هم این است که این اسناد یک فصل مشترک با هم ندارند که طبق آن نظراتشان را بنویسند، در حالی که شاخصه دقیق همه این اسناد فقه است.

وی با اشاره به بیانات رهبری در مورد موسیقی در پایان گفت: رهبری می‌گوید که 45 نوع موسیقی حرام داریم. 35 نوع موسیقی مستحب داریم. اما از آنجایی که سندنویسان نهادهای گوناگون فرهنگی و هنری کشور مسائل فقهی آگاه نیستند، هنگام تنظیم سند از نگاه سلیقه‌ای خود عمل می‌کنند. در حالی است که اگر همه این نهادها فقه را پایه و اساس اسناد خود قرار دهند این مشکل به‌وجود نمی‌آید.

جنبه‌های زشت و زیبای موسیقی را به جامعه تفهیم کنیم

نقی ضرابی مدیر خانه موسیقی ایران هم در این نشست با نقد برخی از گفته‌های فلاحتی در این نشست گفت: موسیقی سازی و موسیقی آوازی فرقی به لحاظ تاثیر روی مخاطب نخواهد داشت. به عنوان مثال اگر در حوزه مداحی بخوانم و یا بنوازم، هر دو صدایی که بنده اجرا می‌کنم یکی می‌شود. در حالی که در یک اجرا ممکن است فقط نوازندگی باشد و در دیگری نوازندگی به همراه خوانندگی باشد. بی‌شک در هر دو شما با اختلافی خیلی کم تحت تاثیر قرار می‌گیرید. هنچنین اگر بخواهم اثری برای جنگ بسازم، شما با شنیدن آن اثر بوی باروت و صدای جنگ و جدال را حس می‌کنید. و اگر بخواهم در مسجد و یا هر ابینه مقدسی وارد شوم، فضایی هنری را به یاد می‌آورم که متناسب با آن بنای مقدس است و بر اساس این موضوع اثری را تولید می‌کنم. در نتیجه نمی‌توانم بپذیرم که موسیقی حرام یا حلال است. چرا که انواع موسیقی از جمله موسیقی جنگ، موسیقی صلح، موسیقی ربنا و موسیقی در کلیسا داریم. همچنین یک نوع موسیقی در جاهای ناپاک استفاده می‌شود که از جهت استفاده‌کنندگان آن در آن محل ناپاک حلال می‌دانم.

ضرابی افزود: ما می‌توانیم جامعه را با دلایل علم و عقل با مفاهیم انواع موسیقی آشنا کنیم و جنبه‌های زشت و زیبای آن را تفهیم کنیم تا آنجایی که هر انسان عاقل و بالغ موسیقی را مستند به عقل و احساس پاک خود بپذیرد.

وی با انتقاد از نگاه و عملکرد جمهوری اسلامی ایران به موسیقی در آموزش و پرورش گفت: یکی از مشکلات جامعه امروزی ما در عرصه موسیقی کشور آنجایی آغاز شد که سرود را از مدارس حذف کردیم و جایش خالی ماند. به این ترتیب به‌جای اینکه مربی سرود به دانش‌آموزان سرود جمهوری اسلامی را آموزش دهد، با حذف آن، خرده فرهنگ‌های بیگانه این جای خالی را پر کردند. متاسفانه آنچنان خرده فرهنگ‌های بیگانه وارد جامعه ما شده است که حتی در نوحه سرایی‌های ما نیز نمود یافته است. به این ترتیب ما باید از مدارس و از کودکستان‌ها شروع کنم. چرا که کودکستان ما بدون اینکه بخواهد به سمت و سوی موسیقی‌های خرده فرهنگی بیگانه رفته است. در حالی که مرتب و مداوم امسال آقای فلاحتی به آنها گفته است فقط در چهارچوب فقه حرکت کنید. فقه با حذف موسیقی از مدارس و حرام دانستن آن در طولانی مدت، باعث ایجاد فضایی برای نفوذ انواع موسیقی زشت و زننده شد. همانطور که در نوحه‌ها و مداحی‌های امروز کشور این موسیقی‌های زننده ورود کرده است. چه کسی موجب این رویدادهاست؟ چه کسی پاسخگوی این بی تدبیری‌ها و این بی‌برنامه‌گی‌های کلان کشور است.

ضرابی ادامه داد: هنگامی که فرهنگ مادر ضعیف می‌شود، خرده فرهنگ‌های بیگانه فرصت خودنمایی و جایگزین شدن را پیدا می‌کنند. در نتیجه ابتدا باید فرهنگ‌های ملی مادری خود را زنده کنیم و به آنها پر و بال دهیم تا بیگانگان توان ورود نداشته باشند. سرکوب فرهنگ مادر جای تنفس خرده فرهنگ‌های دشمنان ما را باز می‌کند. پس باید پیش از هرگونه اقدامی که این حرام و یا حلال است دوری و به اصل خویش برگردیم. سپس در پی مسائل فقهی آن باشیم.

نمی‌توانیم حکم بدهیم و متناقض عمل کنیم

هومان اسعدی مدیر گروه موسیقی دانشگاه تهران ضمن بیان نکاتی درباره این نشست و انتخاب موضوع و عنوان آن گفت: مفاهیم در رشته‌های گوناگون یکی نیست. همچنین اصطلاحات برای بررسی موسیقی باید به درستی معنا شوند تا امکان بحث و گفت‌وگو در مورد آنها فراهم شود. از طرفی هم مفاهیم موسیقی مختص به ایران و اسلام نیست بلکه کل جهان این پدیده را در دست دارند. چرا که حرکت و صوت قدیمی‌ترین راه ارتباطی میان انسان‌هاست.

اسعدی افزود: آنچه از لحاظ علم موسیقی شناسی اصواتی هستند برای برقرار ارتباط بین انسانها که یکی از آنها زبان است که برای ارتباط صریح مفاهمه‌ای به کارگرفته می‌شود و دیگری ارتباطاتی است که صدا، زبان و کلمه نمی‌تواند ابراز کند و تجربه‌ای انسانی است که اصلا به فرهنگ خاصی مربوط نیست و در این لایه معنایی زبان و کلام ناتوان است.

وی ادامه داد: موسیقی اساسا یک سیستم نشانه‌شناسی صوتی است که این سیستم از دیرباز همراه با انسان بوده و هست. به این ترتیب موضوع معنای موسیقی به میان می‌آید. اگر معنایی دارد دارای حالاتی است و اگر ندارد تفکیک‌هایی صورت می‌گیرد.

مدیر گروه موسیقی دانشگاه تهران افزود: مسئله اصلی بحث از آنجایی آغاز می‌شود که بخواهیم موسیقی خوب را از بد جدا کنیم. این خوبی و بدی از منظر موسیقی‌شناسان در باب نقد هنری و فنی بررسی می‌شود و کارکردهای خوب و بد آن مشخص می‌شود.

اسعدی با اشاره به نیاز به‌روز بودن نظریات در علوم گوناگون گفت: از دست‌آوردهای علوم مختلف باید استفاده کرد. چرا که موسیقی همواره در حال رشد و توسعه است و به این سادگی‌ها نمی‌توان راجع به همه انواع آن با پیچیدگی‌هایی که دارد به سادگی و با یک جمله مشخص کنیم که این نوع موسیقی خوب و یا بد است.

اسعدی در ادامه با اشاره به نوع برخورد دوگانه دوره صفوی با موسیقی گفت: حکم کلی نمی‌توانیم برای موسیقی با گسترش انواع آن بدهیم. چرا که انواع گوناگون دارد و هر نوع می‌تواند کاربرد مختلفی داشته باشد. همچنین اگر حکمی داده می‌شود نباید تناقض سیاسی در اجرای آن حکم داشت. متاسفانه کلید واژه مفقود در این نشست نسبت موسیقی، سیاست و قدرت است.

وی در پایان گفت: یکی از بزرگترین کارکردهای موسیقی بازنمود نمادین هویت یک جامعه است و تضعیف آن موسیقی هویت را از بین می‌برد. همچنین یکی دیگر از کارکردهای بنیادی موسیقی ایجاد انسجام و یکپارچگی اجتماعی است. به عنوان مثال در انقلاب 1357 راهپیمایی‌ها و تظاهرات‌های انقلابی با ریتم‌های موسیقی انجام می‌شد. به هر حال این نوع بحث‌ها که ماهیت بین رشته‌ای دارد به آگاهی از هر دو رشته نیاز دارد.

پایان این نشست که روز سه‌شنبه ۲۶ آذرماه با استقبال گسترده‌ای از سوی علاقه‌مندان در سرای شهید آوینی پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری برپا شد با پرسش و پاسخ میان شرکت‌کنندگان و کارشناسان و صاحب‌نظران پی‌گیری شد.

انتهای پیام/

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال