شنبه 17 خرداد 1399
در نشست چیستی ایده و چگونگی ایده‌یابی حوزه هنری مطرح شد:

روایت نویسنده «عقاب‌های تپه ۶۰» از تصمیم محسن رضایی در کربلای ۵

عقاب های تپه های ۶۰
    -     کد خبر: 10102
    -     تاريخ انتشار : 1398/9/26|16:48
در نشست چیستی ایده و چگونگی ایده‌یابی بایرامی نویسنده «عقاب‌های تپه ۶۰» برش‌های از کتاب و نحوه پردازش ایده کتاب «عقاب‌های تپه ۶۰» را مطرح کرد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری، نشست «چیستی ایده اولیه و چگونگی ایده‌یابی» با نگاهی بر داستان بلند «عقاب‌های تپه ۶۰»، نوشته محمدرضا بایرامی با حضور نویسنده اثر و دکتر احمد شاکری نویسنده و منتقد ادبی؛ روز سه‌شنبه ۲۶ آذرماه ساعت ۱۵ الی ۱۷ در ساختمان «الف» معاونت پژوهش و آموزش حوزه هنری برگزار شد.

احمد شاکری نویسنده و منتقد ادبی در ابتدا مروری بر جلسات که مبتنی بر تجربه‌اندوزی برای داستان‌نویسی، تلخیص داستان و شناخت و ایده اولیه بوده، داشت.

محمدرضا بایرامی نویسنده «عقاب‌های تپه ۶۰» در ادامه به شروع آشنایی‌اش با حوزه هنری و از طریق محمدرضا سرشار در رادیو که اولین قصه او را دریافت کرده بود، اشاره و عنوان کرد: آن زمان آقای سرشار نکات مهمی از جلسه نقد داستان را در همین اتاق برای من که اولین داستان را نوشته بودم، گفت. بعد از آن کتاب‌های ناصر ایرانی را خواندم و بسیار مشتاق بودم در کلاس‌های او در کانون پرورش فکری کودک و نوجوان شرکت ‌کنم که هرگز میسر نشد.

ادامه جلسه به قرائت گزارش از مجموعه ۴ ماه از جلسات ایده اولیه و چگونگی ایده‌یابی گذشت و محورهای اصلی تحلیل ایده‌ اولیه برای نویسنده مرور شد و نظریاتی که پیرامون این مهم وجود دارد مطرح شد.

محمدرضا بایرامی که در عرصه ادبیات آثار قابل توجهی از خود به جای گذاشته، با مهم شمردن مبانی تئوری در نقد ادبی که مورد توجه جلسات چیستی ایده  اولیه بوده، گفت: گاهی صرفا در مورد تئوری‌های ادبی بخوانید و آنها را درک کنید بدون اینکه بتوانید آن را بیان کنید، در حال حاضر تئوری نمی‌خوانم و بیشتر رمان می‌خوانم، بر اساس مصادیق عینی به پاسخ‌های مورد نیاز در حوزه تئوری می‌رسم.

وی خاطر نشان کرد: در بحث ایده نگاه من این است که ایده همچون جمله‌ای بدون فعل است و در واقع تعیین تکلیف نمی‌کند و معمولا در چند کلمه یک ایده حالتی وجود دارد که به ما امکان مانور و چندوجهی شدن، امکان تغییر و تفسیر می‌دهد، به گفته آقای سرشار اتفاقاتی هست که برای همگان اهمیتی ندارد، ممکن است برای نویسنده ایده محسوب شود و چند وجهی بودن آن می‌تواند همراه با لایه‌های متعدد موجب جذب نویسنده شود و ما درکی از موضوع داریم و فکر می‌کنیم قابلیت تبدیل به داستان را دارد‌.

نویسنده «عقاب‌های تپه ۶۰» در بخشی از سخنانش بیان کرد: ایستگاه قطار در داستان پل معلق ایده بود و البته این موضوع با گذر زمان محقق شد و در فاصله زمانی ایده همراه نویسنده زندگی کرده هر چند که لازم است ارزش اولیه را داشته باشد.

در بخش دیگری از این نشست سوژه، ایده‌پردازی و توجه به نقش و ایفای نقش‌ شخصیت نخست داستان و پردازش داستان در فضای جنگ در کتاب «عقاب‌های تپه ۶۰» مطرح شد و به مواردی از جمله رزمنده بودن ۴ نوجوان ۱۶ ساله، هیجان طلب بودن آنها، ترسی که از خون در جبهه دارند از سوی نویسندگان و منتقدان جوان حاضر در جلسه، اشاره شد.

بایرامی نویسنده «عقاب‌های تپه ۶۰» برای پاسخ و توضیح به نقدهای مطرح شده، اظهار کرد: برای اینکه فضای ذهنی نویسنده را بشناسید باید تمام آثار او را ببینید و البته این چندان ممکن و میسر نیست و من در آغاز دوره جوانی چنین پیگیری داشتم و متوجه شدم ممکن نیست، اما اگر دوستان چند اثر دیگر من را خوانده باشند تا حدودی با علاقه‌های من آشنا می‌شوند.

وی ادامه داد: شناخت علایق من برای منتقد، اشتیاقم به طبیعت را نمایان می‌کرد و در نویسندگی یک راه وجود ندارد و قرار نیست من در مانیفست آثارم به همه مسائل پاسخ دهم و در زمانیکه «عقاب‌های تپه ۶۰» را نوشتم، این نوع نگاه سابقه نداشت و بسیار مورد سوال قرار می‌گرفت و در همین حوزه هنری که سال ۶۱ آمده بودم شعر در مورد «کلاغ» کاظم مزینانی مورد هجمه واقع شد و باید توجه کنیم که نویسنده پازل‌هایی بر اساس علاقه را کامل می‌کند.

بایرامی نویسنده «عقاب‌های تپه ۶۰» با اشاره به رابطه انسان و حیوان در جنگ در این داستان، بیان کرد: این رابطه مدنظر من بود و اتفاق داستان، غذا دادن به جوجه عقابی است که از غذای رزمندگان تغذیه می‌شود و اینکه آیا این ایده جذاب بوده و قابلیت گسترش داشته یا نه به نوع نگاه مخاطب بستگی دارد. در ذهن من ایده به نوعی فرا زمانی و فرا مکانی بود و ترسیم شخصیت‌های داستان مطابق با ایده پیش می‌رود.

این نویسنده موفق کشورمان تصریح کرد: در زمان جنگ در کار مخابراتی و اسلحه‌خانه فعال بودم و داستان را در موقعیت خودش تصویر کردم، در حالی‌که اگر داستان حادثه‌ای باشد، بیان فرم در آن مهم است، و زمانیکه رمان فلسفی باشد باید با دنیا و مطابق با معیارهای خودش سنجید.

بایرامی تاکید کرد: تجربه حضورم در منطقه و در تپه ۱۷۷ باعث شد تصور کنم کسانی‌که که جنگ را می‌شناختند بی‌نیاز از آدرس‌دهی دقیق من برای موقعیت تپه بودند و البته فضایی عجیب است و عملیات کربلای ۴ که موفق نبود اجرا شد و در نهایت عملیات کربلای ۵ با تصمیم آقای هاشمی و محسن رضایی که اسناد بر این گواهی می‌دهد، انجام شد و عملیاتی موفق شد.

وی خاطرنشان کرد: من از فضای جنگی و به تصویر کشیدن آن برای داستان کمک گرفتم و در داستان عقاب را به صحنه مه‌آلود می‌آورم، به نحوی که در واقعیت تجربه عینی از شرایط منطقه داشتم.

بایرامی نویسنده «عقاب‌های تپه ۶۰» همچنین بیان کرد: به من گفته می‌شود چرا کاراکتر داستان از جنگ می‌ترسید در حالی‌که با آرمان به جنگ می‌رویم، اما در واقعیت جنگ ترس دارد و این واقعیت دارد، در حالیکه من شهید باقری را می‌شناسم و این شهید یک نمونه است برای انسانی که شجاع بود و هیچ ترسی از جنگ به خود راه نداده بود و ترس از جنگ برای عموم رزمندگان به وجود می‌آمد.

در ادامه جلسه نویسنده از تجربیات نگارش کتاب «عقاب تپه‌های ۶۰» بیشتر سخن گفت و پرسش و پاسخ انجام شد.

انتهای پیام/

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال