پنج شنبه 28 شهریور 1398
شهرستانی در مدرسه تابستانه «درنگ»:

شعر فارسی پنجره‌ای به دانش‌های گوناگون ماست

سید حسن شهرستانی در مدرسه تابستانه «درنگ» پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی گفت: همانطوری که در هر ۱۰۰ هزار نفر یک نفر شاعر و نویسنده می‌شود، یک حد اجتماعی دارد؛ اما همه باید درست بنویسند.،درست نوشتن وظیفه‌ی همه است.

به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، دکتر حسن شهرستانی استاد دانشگاه هنر، بیانات خود در مدرسه تابستانه «درنگ» پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی را با این شعر آغاز کرد: جنبش اول که قلم برگفت/حرف نخستین ز سخن درگرفت/ پرده خلوت چو برانداختند/ جلوت اول به سخن ساختند/ تا سخن آوازه دل در نداد/ جان تن آزاده به گل در نداد/ چون قلم آمد شدن آغاز کرد/ چشم جهان را به سخن باز کرد.

شهرستانی ادامه داد: زبان و ادبیات از هم جدا هستند. تجلی بارز ادبیات در شعر است. عرفان بیان هنری دین است و شعر بیان هنری سخن است. این ها دو مفهوم‌اند که مثل واژگان محسوس در کتاب‌ها قرار دارند. اما وقتی به مفاهیم رسیدیم، معنی نمی‌شوند. یک تعریف جامعی برای اخلاق که همه بشناسند، امکان‌پذیر نیست. لغت محسوس ساده نیست احتیاج به مفهوم دارد. در ترجمه ادبیات کار مشکلی در پیش داریم.

وی افزود: در مخزن‌الاسرار داریم که: «خط هر اندیشه که پیوسته‌اند/ بر پر مرغان زبان بسته‌اند». اینجا نشان می‌دهد که سخن عامل انتقال اندیشه است، هیچ مرکبی برای انتقال اندیشه و رابطه غیر از سخن نیست. در حیطه سخن ما با درست و نادرست کار داریم ، اگر 90 درصد آنچه می‌گویم را بتوانیم به دیگری منتقل کنیم؛ می‌گویند درست سخن گفته است و تفاهم ایجاد می‌کند. یکی از فجایع تاریخ اجتماعی ما نافهمی حرف‌های همدیگر است. بی‌تأملی و کم صبری باعث نافهمی می‌شود. ادبیات چه شفاهی و کتبی چه منظوم و چه منثور وقتی لطائف خیال به آن اضافه می‌شود، شعر ایجاد می‌شود که نسبت عموم خصوص مطلق دارند. هر سخنی شعر نیست ولی هر شعری سخن است. نویسنده نه فقط درست می‌نویسد، بلکه نبض عاطفه‌ سخن دست اوست، ما را زیر و رو می‌کند وهمین مایه‌ ماندگاری سخن می‌شود. مثلا شما منتظر دوستی هستید، می‌گویید:علف زیر پایم سبز شد اما بیان مولوی این بیت است که: «روزم به عیادت شب آمد/جانم به زیارت لب آمد/از بس که شنید یاربم چرخ/ از یارب من به یارب آمد». این پیچ عاطفی و زیبا در شعر، مقدمه‌ جاودانگی است.

ایشان اینگونه ادامه داد که تجلی اندیشه‌های عمیق وعواطف لطیف، ادبیات است. همانطوری که در هر 100 هزار نفر یک نفر شاعر و نویسنده می‌شود، یک حد اجتماعی دارد؛ اما همه باید درست بنویسند. درست نوشتن وظیفه‌ همه است. بد سخن گفتن گرفتاری درست می‌کند.

این استاد دانشگاه بیان کرد که نظامی در چهار مقاله گفته است که شعر به هر علمی وارد شود، تمام دانش‌ها را در خود هضم می‌کند، ادبیات علم است؛ اول باید آن را آموخت. شعر فارسی پنجره‌ای به دانش‌های گوناگون ماست. کیمیای سعادت با نثرساده در قرن 9 یک دایره المعارف اجتماعی است. در سفرنامه‌ ناصرخسرو پیشینه‌ علم اقتصاد، کشاورزی، معماری، پزشکی هویداست. او مثل یک مهندس ساختمان مسجد را توصیف می‌کند، فاصله بین شهرها دقیق ، تاریخ‌ها را دقیق مطرح می‌کند.

این استاد دانشگاه اضافه کرد: اساس کار فردوسی خرد است. شاهنامه، نبرد و جنگ نیست. فقط 35 بیت شامل جنگ و زد و خورد است. بقیه سخن و حکمت است. چرا که حکیم بزرگ شیعه‌ فرزانه این را آفریده است. حکیم طوس ازمبانی انسان‌شناسی تا انسان انقلابی سخن سر می‌دهد.  آداب سخن‌وری، طلاق، ازدواج، جنگ، حفظ محیط زیست و علم در شعر فردوسی وجود دارد. انسان فردوسی یک بعدی نیست اینگونه است که شعر و قافیه و وزن باقی می‌ماند و دستکاری نمی‌شود.

شهرستانی افزود: ممکن است دانش‌های بشری را جوری بیان کنیم که ماندگار شود. اساس روانشناسی جدید روانشناسی فروید است که در سیر تاریخی آن از افلاطون به فروید پرواز می‌کنند. تاریخ علم در خط آتن–پاریس کار می‌کند در حالیکه غزالی 900 سال پیش در کیمیای سعادت روانشناسی تربیتی نوشته است و نگاه جدید به شرعیات و فقه دارد.

وی سخنان خود را با مثالی دیگر ادامه داد: فروید مثال مشهور دیگ بخار را برای مفهوم ناخود آگاه دارد. در دفتر اول مثنوی این مفهوم آورده شده است: «دو دهان داریم گویا هم‌چو نی/ یک دهان پنهانست در لب‌های وی/یک دهان نالان شده سوی شما/های هویی در فکنده در هوا /لیک داند هر که او را منظرست/ که فغان این سری هم زان سرست/ دمدمه این نای از دم‌های اوست/ های هوی روح از هیهای اوست/ گر نبودی با لبش نی را سمر/نی جهان را پر نکردی از شکر. نی از دیگ هم زیباتر است».

شهرستانی در پایان گفت: چیزی بین دو دنیای محسوس و معقول وجود دارد که خاص انسان است و آن عالم خیال است. پروردگارانه است . اراده می‌کنید پدربزرگ ،در ذهنتان نقش می‌بندد. آنچه دنیای خیال ذهن را گسترش می‌دهد، حوزه هنر است؛ هر که عالم خیال توسعه یافته‌تر، هنرمندتر است.

انتهای پیام/

به اشتراک بگذارید :